عاشقانه ازدواج کنيم يا سنتي؟
روزنو-ملازمت عشق شورانگيز و ازدواج در دنياي غرب و به دنبال آن بهصورت فراگير در سطح جهاني از دهه 60 به بعد ايجاد شد و آنچنان بهعنوان يک واقعيت ازلي- ابدي جا افتاد که گويي فراموش شده که قبل از آن در يک تاريخ 6هزار ساله حساب عشق از ازدواج کاملا جدا بوده است...
واقعيت اين است که ازدواج تا قبل از دهه 60 در همهجاي دنيا قراردادي بين 2 خانواده بوده است و تصميم براي وصلت 2 نفر را عمدتا خانوادهها و براساس معيارهاي خانوادگي ميگرفتند. در واقع يک خانواده با خانوادهاي ديگر ازدواج ميکرده است. با نگاهي به تاريخ ادبيات عاشقانه پي ميبريم که تا قبل از قرن 17 ميلادي داستانهاي عاشقانه سرانجام خوبي نداشتهاند؛ بيشتر عشقها ناکام و به وصال نرسيده بودند و با تراژدي مرگ يا خودکشي يکي از عاشقها به پايان ميرسيدند. رومئو و ژوليت، ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد هيچوقت اين شانس را نداشتند که با هم ازدواج کنند و زندگي سعادتمندي را با يکي دو فرزند در پيش گيرند. اين رويکرد به عشق بهعنوان پديدهاي نافرجام باعث شده که خيلي از انسانها بهصورت تاريخي و ريشهدار ياد بگيرند عشقشان را کنترل کنند، آن را خيلي جدي نگيرند و حساب عشق را از ازدواج جدا کنند و به فرزندانشان بياموزند اول عشق را تجربه کن، بعد با فرد ديگري ازدواج کن!
در حال حاضر در کشورهاي مسلمان، هند و کشورهاي آفريقايي زير صحرا هنوز هم ازدواج اغلب بر مبناي معيارهاي خانوادگي و با اعمال نظر خانوادهها سر ميگيرد اما اين نوع ازدواج در دنياي غربي بسيار کمرنگ شده و اين يکي از تفاوتهاي اساسي فرهنگ غرب و شرق است. هرچند که با گذشت زمان، ازدواجهاي سنتي در جوامع شرقي هم تغييرشکل داده و تعديل شدهاند. در اين فضاي بينابيني و در حال گذار، بهترين رويکرد تلفيق اين دو نوع ازدواج است؛ يعني اهميت دادن به عشق بهعنوان عاملي تاثيرگذار و در عين حال به رسميت شناختن اهميت معيارهاي خانوادگي در جامعهاي خانوادهمدار مانند جامعه کنوني ما و آشتي دادن معيارهاي سنتي و مدرن به جاي به جنگ آنها رفتن. در جامعه ما هنوز هم خانوادهها هستند که با هم وصلت ميکنند ولي در عين حال عشق در رابطهها بااهميتتر از گذشته شده است. بايد پذيرفت که ازدواج سنتي با تاريخ 6 هزارسالهاش رو به تحليل است؛ روزبه?روز از قدرت پدر و مادر براي انتخاب همسر براي فرزندشان کاسته ميشود و فرزندان خودمختارتر ميشوند. اين تغيير جهاني است؛ مثلا در هند بهعنوان جامعهاي سنتي در حال حاضر 43 درصد پسران جوان و 37 درصد دختران جوان معتقدند که بايد آزادي کامل در انتخاب همسر داشته باشند. در اين کشاکش بين سنت و مدرنيته بهتر است خانوادهها اين آزادي انتخاب را براي فرزندانشان به رسميت بشناسند و در عين حال جوانها هم بيپروا و بدون توجه به معيارها انتخاب نکنند. مشکل، اهميت دادن به عشق نيست، بلکه مشکل «بيش بها دادن» به آن است، تعامل و تعادلي که گاهي برقرارياش سخت و چالشبرانگيز ميشود.