مشایی 96تاییدصلاحیت میشود؟
شمس و مولانای سیاست ایران شدهاند. مصداق بارز یک روح در دو بدن. بی خود نبود که میگفت سه روز روزه و چهار هزار صلوات نذروی کرده است.
نذر برنده شدن یار "خارق العاده و خردمندش" در انتخابات 92.
آن روز که دست در دست او انگشتها را به نشانه پیروزی به دوربینها نشان میداد تا یکی از عجیب ترین صحنههای سیاست تاریخ ایران بهثبت برسد، کمتر کسی باورش میشد که
رییسجمهور وقت، برایش تا این حد مهم باشد... ولی سنگ تمام گذاشت برای یار!
محمود احمدینژاد آنگونه دستان اسفندیارش را با نوید آمدن بهار میفشرد و وی را پای ثبتنام انتخابات ریاست جمهوری آورده بود که انگار میخواست بگوید:" هرکس من رییس جمهور اویم، رحیم مشایی هم رییس جمهور اوست!!" هرچند " شو آف " این دو، با ردصلاحیت اسفندیار بهاری! ختم به خیر شد. اما... رحیم مشایی و احمدینژاد جدایی ناپذیر بودند در همه این سه ساله دوری از قدرت، با همه پستیها و بلندیها. تا اینکه....
ادامه تبیین راه امام با کاپشن، در تابستان
محمود احمدینژاد در این آفتاب سوزان تابستانی پوشیدن کاپشن خویش را با محوریت سخنرانیهایی در راستای تبیین راه امام رها نکرده است (!) دغدغه معجزه هزاره سوم همانقدرعجیب و غریب است که افکار او، که رخت پوشیدن او، که رفتار و کردارهای او.
رییس دولت نهم و دهم سرش خیلی شلوغ است!مرتب سخنرانی پشت سخنرانی، جلسه پشت جلسه. سفر پشت سفر. گویی کوله بارش را بسته برای آغاز یک رقابت. برای دوباره گستراندن وعدههای خیالی قشنگ، برای پهن کردن سفرهای با طعم نفت، برای گستراندن مهرورزی از جنس همان مهرورزیدنهای سال 88، برای عدالت پروری مثل همه سالهای تحریم...
او همچنان خود و یارانش را دولت در سایه میداند و معتقد به اینکه هنوز مردم وی را فریاد میزنند. برای همین، در هر کوی و برزنی، هر تکیهای و مسجدی، هر منبر و تریبونی، احمدینژاد یک پای آن بود برای سخنرانیهای ارشادانه! اقداماتی که بی گمان بی دلیل نیست و خبر از عزم آمدن کسی میدهد که روزی روزگاری یک ایران از دستش عاصی شده بودند.
پنجشنبهای که گذشت، یک روز دیگر بود برای سخنرانیهای وی. آنهم دو بار. یکی در صبح ودر دانشگاه ایرانیان و دیگری در عصر و درمسجد جامع مسعودیه تهران با عنوان "همایش امام خمینی، مردم و انقلاب"
هرچند دیرزمانی است که محمود احمدینژاد خود را تنها منادی راه و روش انقلاب میداند و از همین روی دوره در خیابانهای شهر افتاده تا اندوختهها و دانشهای انقلابی- امامی خود را بهخورد مردم بدهد، اما آنچه موجب شگفتی است! اینکه اینبار ردپای یار قدیمی او که تا چندی پیش گفته میشد از عرصه سیاست کنار کشیده نیز به قضیه باز شده است! و این یار کسی نیست جز " اسفندیار رحیم مشایی".
زیرقول زدن بعضی ها؟!
انگار رحیم مشایی یعنی همان مردی که به روایت محمود دولت سابق، قلبی همچون آینه دارد! ولی گهگداری، با از ما بهترون نیز حشر و نشر داشته و عاشق نشستن در کنار هنرمندان خاص سینماست، زیر قولش زده. قولی که 20ماه بعد از انتخابات سال 92 داده بود و مدعی شد به منظور حمایت مجدد اصولگرایان از محمود احمدینژاد، برای همیشه از فعالیتهای سیاسی خداحافظی کرده است.
ولی حالا سایت "انتخاب "(راست یا دروغ!) از این خلف وعده سخن میگوید. ماجرا از این قرار است که صبح روز پنجشنبه یعنی پیش از سخنرانی احمدینژاد در مسجد مسعودیه، دانشگاه بیکار مانده! ایرانیان، میزبان احمدینژاد به همراه مقامات سابق دولتهای نهم و دهم و جلسهای انتخاباتی بود، نشستی که تحت تدبیر حفاظتی بسیار برگزار شد.
براساس این گزارش، رحیم مشایی از سخنرانان کلیدی این نشست بود. سخنرانی که حکایت از آن دارد؛ برخلاف اظهارات برخی از نزدیکان احمدینژاد، مشایی هنوز عرصه سیاسی را ترک نکرده است.
پاتوق مشایی و دوستان
دانشگاه ایرانیان که پس از عدم دریافت مجوز قانونی، به جای مگس پرانی(!) تبدیل به پاتوق احمدینژادیها و جلساتشان شده است، حیاطخلوت خوبی است برای تصمیم گیریهای دولت در سایه احمدینژاد و البته برنامههای انتخاباتی آنها. تا جاییکه شنیدهها حاکی است در واپسین نشست حلقه مذکور در این به اصطلاح دانشگاه،
احمدینژاد نیز به سخنرانی پرداخت، در مورد فعالیت دولت یازدهم و انتخابات ریاست جمهوری آینده بحث و گفتگو شدو حتی روایت است! که دراین نشست رییس دولت سابق گفته " به هر استانی که اخیرا سفر کرده، با درخواستهای بسیار برای کاندیداتوری مواجه شده است. ولی فعلا نمیخواهد فضا را با اظهارنظر رسمی در مورد کاندیداتوری خود انتخاباتی کند."
حرفهای احمدینژاد به کنار، از سخنرانیهای شمس الدین حسینی وزیر سابق اقتصاد، نیکزاد وزیر سابق مسکن و خسرو معتضد هم دراین روز و در این دانشگاه نیز میگذریم. اما نمیشود از حضور و اظهار فضل رحیم مشایی در این جلسه به راحتی گذشت. به راستی چرا کسی که گفته میشد دور سیاست را خط کشیده و با آن وداع کرده است در چنین بزنگاهی دوباره، نام و رسمش عیان گشته؟ این نشانه چیست؟ آیا یاور احمدینژاد فکر و خیالی در سر میپروراند؟
دروغ است
هر چند عبدالرضا داوری مشاور وزیر کشور و از حامیان رییس دولت دهم خبر سخنرانی مشایی در دانشگاه ایرانیان را تکذیب میکند و به آفتاب یزد پاسخ میدهد: «رحیم مشایی در هیچ برنامه عمومی، حتی به عنوان عضوی از جلسه حاضرین شرکت نمی کند چه برسد به اینکه بخواهد سخنران باشد."
و اضافه میکند:« برخی سایتها در ارتباط با انتشار چنین خبری به دروغ پردازی پرداختند. رحیم مشایی خودش را از حوزه سیاسی و فعالیتهای اجتماعی بازنشسته کرده است.»
اما از قدیم الایام نقل است که تا نباشد چیزکی....
جدی شدن یک عزم
اینکه اگر خبر سخنرانی و حضور رحیم مشایی در جلسه پنجشنبه، دانشگاه ایرانیان صحت داشته باشد به چه معناست سوالی است که محمد صادق جوادی حصار فعال سیاسی اینگونه به آفتاب یزد پاسخ داد: «یکی از عمده ترین احتمالات در اینباره جدی شدن عزم احمدینژادیها برای فعال شدن در انتخابات 96 است، از همین رو خودشان
را مطرح میکنند تا یکی از دو نفر (احمدینژاد و مشایی ) برای دور بعدی کاندیدا شوند و یا نفر سومی را برای این کار انتخاب کنند.»
وی اضافه کرد:« فراموش نکنیم این مسئله که فکر کنیم آقای احمدینژاد و اندیشه مورد حمایت ایشان، کاملا از فضای سیاسی ایران رخت بربسته اشتباه محض است. هم آقای احمدینژاد و هم طرفداران او احتمالا در انتخابات 96 خودشان را عرضه خواهند کرد.»
این فعال سیاسی تاکید کرد: «حضور این جریان در انتخابات و احتمال موفقیت آنها به دو عامل بازمی گردد؛ نخست هشیاری مردم که دچار تایید دوباره احمدینژاد نشوند و مسئله دوم نقش نظارتی و کنترلی حاکمیت. اینکه آیا حاکمیت این اجازه را میدهد تا چنین تفکری دوباره خودش را نشان دهد یا نه؟»
جوادی حصار درباره اینکه چگونه ممکن است، احمدینژادیها بر روی «رحیم مشایی» که سال92 رد صلاحیت شد سرمایه گذاری انتخاباتی کنند؟ پاسخ داد: « اینکه یک نفر در گذشته رد صلاحیت شده است، دلیل بر این نیست تا در سال 96 هم ردصلاحیت شود بلکه این موضوع بستگی به فضای عمومی دارد. اما آنچه که در جریان تحرکات اخیر از سوی احمدینژاد، مشایی و یارانشان صورت گرفته اهمیت دارد این است که آنها میخواهند به مردم زنده بودن تفکر و منش قابل رقابت خودشان را نشان دهند.»
وی خاطرنشان کرد: «تحریک تمایلات پوپولیستی همیشه جایگاه ویژه ای در بین برخی مردم داشته است و این به معنای آن است که احمدینژاد یا مشایی ممکن است مورد اقبال جمعی از مردم، قرار بگیرند، بنابراین باید خطرات ناشی از پوپولیست در جامعه واکاوی شود تا رای دهندگان ما به سمت رفتارهای احمدینژادیسم گرایش پیدا نکنند."
جوادی حصار ادامه داد:« اسفندیار رحیم مشایی و احمدینژاد خاستگاه اندیشه یکسانی دارند، هر چند ممکن است در برخی موارد با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند. اما چون منافع مشترک و روش یکسانی در برابر مواجهه با موضوعات سیاسی داشتند، راهکار مشابهی در برابر رسیدن به قدرت دنبال میکنند، به نظرم جدایی بین احمدینژاد و مشایی را نباید متصور بود. نهایتا این دو به نقطه مشترک میرسند و اشتراک منافع آنها به اشتراک روش منجر میشود پس آنها اتحاد سیاسیشان را حفظ خواهند کرد. "
اما فراموش نکنیم، احمدینژاد و مشایی هردویشان حق آمدن دارند. حق تایید صلاحیت شدن. حق رقابتهای انتخاباتی. و مردم باید پاسخ این پرسش را بدهند که آیا قرار است این دو را با آغوش باز بپذیرند؟ و یا تجربیات تلخ گذشته درس عبرتی شده است برای ملت ایران؟ پس بگذاریم بیایند... بسم الله.