چرا باید آیت الله هاشمی به نمازجمعه برگردد؟

روزنو- این روزها سایت های خبری را که مرور می کنی؛ روزنامه ها را که تورق می زنی؛ یک خبر در آنها جسته و گریخته بازتاب یافته و زمزمه اش دوباره شنیده می شود. موضوع آیت الله هاشمی رفسنجانی و رجعت اش به تریبون نماز جمعه است. هاشمی سیاستمدار کهنه کاری است که علاوه بر حضورش در منصب عالیه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام بواسطه نوع منش و فراست و کیاست اش یک نوع پیچیدگی سئوال برانگیز همواره چون هاله ای او را فرا گرفته و همین نکته افواه عمومی را بیش از پیش به سوی وی جلب می کند.
آیت الله رمز ماندگاری در عرصه سیاست را خوب می داند همین است که هر گاه تصویرش بر روی جلد روزنامه ها می نشیند مخاطبین بیشتری آن روز روزنامه می خرند. بارها و بارها رقیبان و طمع ورزان مرگ سیاسی اش را تخمین زده اند و گفته اند که دیگر او از صحنه سیاست حذف و هدم شده است اما او یکبار دیگر چون ققنوس برخاسته و همه معادلات از پیش فرض شده را مهر ابطال زده است.
باز گردیم به موضوع اصلی یعنی نماز جمعه آیت الله؛ بسیاری می پرسند که چه لزومی دارد تا هاشمی یکبار دیگر دست به اسحله شود و پشت تریبون قرار بگیرد و خطبه بخواند؟ علت اصرار و ابرام این روزهای رسانه ها و بخشی از سیاسیون و چهره های ملی و مذهبی چیست؟ آیا خط و ربط از پیش تعیین شده ای در پشت صحنه وجود دارد و اتاق فکری این موضوع را مدیریت می کند؟ پاسخ موجز و مختصر به این سئوالات می تواند همان نکته ای باشد که هاشمی را هر روز بر تیتر رسانه ها می نشاند. اقبال و استقبال از مردی که می تواند محور وحدت و همپوشانی میان طیف های سیاسی مختلف و توده های حامی آنان با نظام و حاکمیت باشد.
سرمایه را اگر به وقتش خرج نکنی معلوم نیست که بتوانی ارزش افزوده ای رقم زده و ظرفیتی بیافزایی، این را هر کاسب جز و کلی می داند، با توجه به این اوصاف وقتی پای سرمایه های ملی و اندوخته های میهنی به میان می آید بدیهی است که فرصت شناسی امری خطیرتر شده و لزوم توجه به آن دو چندان می شود. هاشمی اکنون و در این برهه حساس درست در گرانیگاه ثبات و اجماع نحله های مختلف جا خوش کرده و مورد وثوق بسیاری از طیف های سیاسی است و با توجه به فضای پسا انتخاباتی و شور و نشاطی که در سطوح مختلف و متکثر جامعه تبلور یافته اکنون تنور منافع ملی برای برآوردن نان اجماع و اتحاد با محوریت وی بیش از هر زمانی آماده است.
آیت الله نه سودای خطبه خوانی دارد و نه تریبون نادیده است او پر سابقه ترین خطیب جمعه تهران است؛ در این سی و اندی سال هم هورا برایش زیاد کشیده اند و همه نقدش بسیار گفته اند. وی اگر به تریبون نماز جمعه باز گردد و قبول زحمت کند تنها به یک قصد و نیت خواهد آمد؛ جلب هم افزایی و استیلای شعار راهبردی انقلاب " وحدت کلمه" .
اگر از استاد دانشگاه تا رجل حوزوی؛ از روزنامه نگار تا سیاستمدار این روزها هر کسی به وسع خود خواستار تکرار این حضور است از همین روست. آنان می دانند که آمدن آیت الله به نماز جمعه طمع بدخواهان و آنان که بدنبال تفرقه هستند را نقش بر آب می کند و دوستان را به این همنوایی خشنود.
به گزارش روزنو به نقل از خردادنیوز،در سال های اخیر بسیاری به دنبال بسط انشقاق میان طیف های مختلف سیاسی و اجتماعی بوده اند و با رویکردهای تکفیری و خودی و نخودی کردن شهروندان بذر کینه و نفاق را پاشیده اند اما حضور آیت الله در مصلای تهران آن هم در این برهه خطیر و در تقارن با ماه مبارک رمضان حاوی این پیام است که آنچه آنان رشته اند پنبه شده و موعد اتفاق و اجماع مومنین و مخلصین به ایران و انقلاب و اسلام است.
نماز جمعه ای که میتواند یکبار دیگر حلاوت نماز جمعه تاریخی ابوذر زمان آیت الله طالقانی را در اذهان زنده کند و چون چتری وحدت بخش کلکسیونی از طیف های مختلف را به پای منبر انقلاب و خطبه های مردی رهنمون کند که یار و یاور امام (ره) و همراه همیشگی رهبری بوده و استوانه اعتدال ورزی نام گرفته و جز صدای انقلاب؛ انقلابی که صاحبان مطلق العنانش مردم هستند کسی کرداری و گفتاری از وی ندیده و نشینده است. بی گمان اکنون موعد طلوعی دیگر از آیت الله است و این طلوع در پشت تریبون نماز جمعه بس دیدنی است.