به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۰
کد خبر: ۲۱۲۱۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۰ - ۲۳ تير ۱۳۹۲

منتجب نیا:پیروزی روحانی،پیروزی گفتمان اصلاحات بود


روزنو- «چرا روحانی رای آورد؟»، موضوع گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین رسول منتجب‌نیا از سیاستمداران باسابقه است، موضوع این گفت‌وگو شاید مورد بحث بسیاری از جامعه‌شناسان و سیاستمداران ایران باشد، پی بردن به این مساله نیاز به تحقیق و بحث و بررسی بیشتر را در سپهر سیاسی ایران می‌طلبد، موضوعی که بیشتر یک بحث علمی و دانشگاهی جامعه‌شناسی و روانشناسی سیاسی مردم ایران است؛ قضیه از آنجا شروع شد که صندوق‌های شهرستان‌ها و روستاها در شب انتخابات شمارش شد. نتیجه آرای اولیه خیره‌کننده بود، روحانی در تمام شهرستان‌ها و روستاها پیشتاز بود؛ دکتر روحانی که به نظر بسیاری از کارشناسان کاندیدای قشر متوسط شهرنشین بود، در روستاها حائز اکثریت آرا شده بود. این «خلاف عادت بودن انتخابات 92» موضوع گفت‌وگوی آرمان با رسول منتجب‌نیا شده است. اینکه چطور دکتر روحانی با شعار‌هایی مثل اعتدال و تدبیر در اداره امور اجرایی کشور موفق شد آرای قشر کشاورز و کارگر جامعه را جذب کند، موضوعی است که مورد بحث کارشناسان مختلف در آینده قرار خواهد گرفت. حجت‌الاسلام منتجب‌نیا معتقد است مردم به کسی رای دادند که «دغدغه‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و معیشتی‌شان را حل کند» یا اینکه درمورد ناکامی اصولگرایان در انتخابات اخیر می‌گوید «مردم با کسی تا آخر پیمان نبسته‌اند» مردم به دنبال حل مشکلات خود هستند این‌گونه بود که مردم به کسی رای دادند که «خواهان گفت‌وگو با دنیا» و «خواهان اعتدال و تدبیر در اداره امور اجرایی کشور است»، در ادامه به مشروح دغدغه‌های نخبگان سیاسی درخصوص دولت یازدهم می‌پردازد. مشروح گفت‌وگو با حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا، قائم‌مقام حزب اعتمادملی در ذیل آمده است:9744bbaab7aafd375f72d14d740f5560_XL در سال 84 بیشتر مردم به کاندیدایی رای دادند که شعارهایش بیشتر اقتصادی بود. اما امسال به سمت کاندیدایی حرکت کردند که شعارهایش بیشتر سیاسی بود. به‌نظر شما چه اتفاقی برای این اقشار جامعه افتاد؟ نتیجه انتخابات سال 92 و انتخاب دکتر روحانی به این دلیل بود که مردم حل مشکلات و دغدغه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در آقای روحانی دیدند بنابراین به سمت وی حرکت کردند؛ اما اینکه چطور شد همان طبقه اجتماعی که سال 84 به خاطر مسائل معیشتی در روستاها و شهرهای کوچک به آقای احمدی‌نژاد رای دادند، امسال به هیچ کاندیدایی که نزدیک گفتمان وی باشد حتی روی هم نیاوردند، نیاز به بررسی بیشتر دارد. برای بررسی این موضوع ابتدا باید درمورد انتخابات 84 و اینکه چگونه مردم به آقای احمدی‌نژاد رای دادند تحقیق اجمالی شود. در سال 84 در مرحله اول رقابت درواقع بین کاندیداهای اصلاح‌طلب و آقای ‌هاشمی بود. صرف‌نظر از حاشیه‌های انتخابات سال 84 در مرحله اول؛ در مرحله دوم رقابت بین آیت‌ا.. ‌هاشمی و آقای احمدی‌نژاد مطرح بود در واقع به یک دو قطبی در انتخابات تبدیل شد. هواداران آقای احمدی‌نژاد از این دوقطبی استفاده و به تخریب آقای ‌هاشمی اقدام کردند. چند عامل در گرایش طبقه عام مردم به سمت احمدی‌نژاد موثر بود یکی اینکه به‌رغم اینکه در دوران اصلاحات کارهای عمرانی زیادی انجام شده بود اما اثرات مشخص و هویدایی نداشت و در مسائل معیشت مردم اثرش چندان هویدا نبود. مردم در واقع به ظاهر قضیه نگاه می‌کنند و به کارهای عمرانی بزرگی که در سال‌های سازندگی و اصلاحات انجام شد، کمتر نگاه می‌کردند چون اثر مشخص و معلوم بر زندگی‌شان نداشت. مساله‌ای که برای تحلیلگران و نخبگان اقتصادی هویدا و مشخص است چندان برای مردم هویدا نبود. مردم به‌خصوص اقشار آسیب‌پذیر جامعه انتقادی نسبت به عملکرد دولت نسبت به معیشت داشتند و خواستار توجه بیشتر بودند. آقای احمدی‌نژاد درشعار‌های انتخاباتی‌اش دم از عدالت و مهرورزی می‌زد و خواستار توجه به مسائل معیشتی مردم می‌شد که این همه دغدغه مردم بود ضمن اینکه در شعارهای خود معمولا از برخورد با مفاسد اقتصادی سخن می‌گفت. در واقع مردم به دنبال کسی می‌گشتند که به مسائل معیشتی‌شان توجه کند، ضمن اینکه شعارهای عدالت‌خواهانه داشته باشد و خواستار برخورد با مفاسد اقتصادی نیز باشد. بنابراین به سمت شعار‌های آقای احمدی‌نژاد گرایش پیدا کردند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا مردم در شهرستان‌ها و شهرهای کوچک به آقای احمدی‌نژاد روی بیاورند. اما اتفاقی که در سال 92 و در جریان انتخابات افتاد اتفاقی بود که شامل تحت فشار قرار گرفتن مردم به لحاظ اقتصادی و همچنین از مسائل غیراخلاقی در جامعه مانند شیوع دروغ و همچنین تناقض در آمارها و ارقام بود، همه این عوامل باعث شد مردم به دنبال یک فردی باشند تا مشکلاتشان را حل کند. مردم در واقع از فساد اقتصادی شیوع پیداکرده به تنگ آمده و خواستار تغییر وضع موجود شدند. چهر‌ه‌ای که در این هشت سال خودنمایی کرد و محببوبیتش روزبه‌روز بیشتر شد، در واقع آقای ‌هاشمی بود. مردم متوجه شدند شعار‌ها و وعده‌های دولت و کمکی به وضعیت معیشت و زندگی جاری آنها نکرد. مردم درواقع دنبال یک مدیر و منجی می‌گشتند که آنها را از مشکلات به‌وجودآمده نجات دهد، بنابراین ابتدا به سمت رئیس دولت اصلاحات گرایش پیدا کردند و خواستار حضور او شدند، سپس به سمت آقای ‌هاشمی گرایش پیدا کردند که در صورت آمدن آقای ‌هاشمی در عرصه انتخابات بسیاری از رای‌ها به سوی او گرایش پیدا می‌کرد. در واقع تحول عظیمی در جامعه اتفاق می‌افتاد. به دنبال نیامدن آنها، بدنه اصلاحات به سمت آقای روحانی گرایش پیدا کرد و این‌طور شد، مردم هم به تبع آنها به سمت دکتر روحانی و شعارها و برنامه‌هایش گرایش پیدا کردند. حمایت آیت‌ا... ‌هاشمی و رئیس دولت اصلاحات تاثیر زیادی در رای‌آوری دکتر روحانی داشت. یعنی مردم دوباره به سمت گفتمان اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی در انتخابات اخیر گرایش پیدا کردند؟ مردم با کسی تا آخر پیمان نبسته‌اند که وی به هر نحوی برخورد کرد، با او همراه شوند؛ هرگاه ببینند که کسی در خدمت آنهاست، سعی می‌کنند با وی همراه شده و از وی حمایت کنند. مردم دیدند که رای دادن به روحانی یعنی رای دادن به ‌هاشمی و گفتمان اعتدال‌گرایی و تعقل‌ورزی. وقتی دیدند که رئیس دولت اصلاحات و آیت‌ا... ‌هاشمی به‌عنوان یک شخصیت محبوب و شناخته‌شده از دکتر روحانی حمایت می‌کنند، به وی رای دادند. درواقع می‌شود گفت پیروزی روحانی به نوعی پیروزی گفتمان تعقل و اعتدال است و پیروزی گفتمان اصلاحات و گرایش مردم به این گفتمان محسوب می‌شود. مطالبات اقشار متوسط و آسیب‌پذیر جامعه دراین انتخابات چه بود که به دکتر روحانی رای دادند و از بین کاندیداهای مطرح به سمت وی گرایش پیدا کردند؟ مردم مطالبات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و معیشتی داشتند. این اشتباه است که گفته شود مردم فقط به مطالبات معیشتی رای دادند، مردم نسبت به مسائل غیراخلاقی در این سال‌ها ناراضی بودند و دنبال کسی بودند که وضعیت موجود را تغییر دهد. به‌نظر می‌رسد برخی به دنبال تحمیل وزیران به دولت روحانی هستند ؟درمورد تحمیل وزیران به دولت روحانی شما چه نظری دارید؟ در اینکه رئیس‌جمهور منتخب در انتخاب همکاران و همراهان خود اعم از وزرا و سایر سازمان‌ها و مشاورین خود اختیار تام داشته و کسی حق تحمیل اشخاصی را به او ندارد جای تردید نیست. مردم با توجه به شعارهای رئیس‌جمهور به او رای داده‌اند و او باید به وعده‌های خود جامه عمل بپوشاند اما وی با دولتی قادر به انجام این کار است که بتواند همراهانش را خود انتخاب کند. اگر در این مسیر تحمیل یا مانعی برای او ایجاد شود، طبیعتا در انجام وعده‌های خود موفق نخواهد بود و در این صورت در برابر مردم و مطالباتشان قرار خواهد گرفت. اینکه رئیس‌جمهور باید مختار باشد و همراهانش به او تحمیل نشوند به این معنا نیست که احزاب و شخصیت‌ها نمی‌توانند در معرفی افراد به رئیس‌جمهور کمک کنند، این وظیفه نخبگان است که به رئیس‌جمهور منتخب مشورت و گزینه‌های مطرح را در اختیار او قرار بدهند تا دست دولت برای انتخاب وزرا باز باشد درغیر این صورت چه بسا فرصت‌طلبان و سودجویان بتوانند اطراف دولت را بگیرند و مانع از مشورت گرفتن رئیس‌جمهور شوند که نتیجه خوبی نخواهد داد. شخصیت‌های برجسته کشور موظفند به رئیس‌جمهور منتخب نظر مشورتی خود را اعلام کنند. شخصیت‌های برجسته کشور به‌ویژه با توجه به اینکه روحانی با پشتیبانی بزرگانی همچون رئیس دولت اصلاحات و آیت‌ا... ‌هاشمی و جمع عظیمی از اصلاح‌طلبان و برخی اصولگرایان توانست پیروز انتخابات شود، وظیفه دارد نظر خود را به دولت منعکس کند. اخلاقا بهتر است آقای روحانی خودشان از چهره‌های شاخص نظرخواهی کنند و منتظر نظر آنها نمانند در این صورت جلوی هرگونه گمانه‌زنی گرفته می‌شود و دولت می‌تواند با احاطه کامل افراد صالح را برای همکاری مورد بررسی قرار دهد. به‌نظر می‌رسد برخی دست به‌کار شده‌اند تا رئیس‌جمهور منتخب را تحت فشار قرار داده و آزادی انتخاب را از او بگیرند؛ عده‌ای خط و نشان کشیده که اگر دولت کابینه آنچنانی تشکیل ندهد با آن برخورد می‌کنند. درحالی که این کار‌ها صد درصد غیراخلاقی و غیرقانونی است. اگر شما مورد توجه بودید، کاندیدای مطرحتان رای می‌آورد. سوال این است که با چه مجوزی رئیس‌جمهوری که این میزان از رای مردم را به خود اختصاص داده مورد فشار قرار می‌گیرد. درمورد صحبت از تصویب بعضی از قوانین در مجلس برای معرفی وزیران برای گرفتن رای اعتماد چه نظری دارید؟ در مجلس نیز برخی تلاش می‌کنند دست رئیس‌جمهور را ببندند و قوانینی تصویب کنند که محدودکننده رئیس‌جمهور باشد این هم سنگ‌اندازی از سوی برخی نمایندگان است. گرچه عده‌ای از نمایندگان عنوان کرده‌اند به فرض تصویب طرح مربوط به اصلاح آیین‌نامه مربوط به بند رای اعتماد وزرا این طرح در دولت یازدهم قابل اجرا نیست و درآینده اجرایی می‌شود اما نفس مطرح کردن این مساله در آستانه انتخاب وزرا این موضوع را به ذهن متبادر می‌کند که این یک حرکت معنادار است و معقول به‌نظر نمی‌رسد. این عده عنوان می‌کنند که باید نیروهای باتجربه در دوران سازندگی و اصلاحات را نادیده گرفت و از چهره‌های تازه‌ای در دولت استفاده کرد درحالی که این شعار نادرستی است اگرچه جوان بودن نیرو‌ها به تحرک بیشتر دولت کمک می‌کند اما مسئولیت‌های کلیدی باید دست افراد مجربی باشد که سابقه مدیریت اجرایی کلان کشور را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند. افرادی که این دوران را طی نکرده‌اند، هرچقدر بانشاط هم باشند، نمی‌توانند این کار را به‌خوبی انجام دهند. کشور ما آزمایشگاه نیست که هر روز در آن آزمون و خطا صورت گیرد. اگر بخواهیم به نیروهای جوان و ناشناخته مسئولیت‌های کلان بدهیم و منتظر شویم تا آزموده شوند، منابع مردم در این میان از بین خواهد رفت. نیروهای جوان باید در دستگاه‌های اجرایی دوره ببینند تا در سال‌های بعد بتوانیم از حضور آنها در پست‌های کلان استفاده کنیم در غیر این صورت شعار جوانگرایی یک شعار انحرافی است که هم‌اکنون نیز برای تحمیل نیروهای بی‌ریشه و کنارزدن نیروهای مجرب مورد استفاده قرار می‌گیرد.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار