محمدرضا نعمتزاده؛ مرد خستگی ناپذیر در همه دولت ها

روزنو- اتاق سیاست شیشه ای نیست؛ این برداشتی است که از گذشته های دور تا همین روزهای روز در افواه عمومی جاری و ساری بوده و البته اقتضای سیاست ورزی نیز با پوشیدگی و خلوت نشینی همخوان و متجانس است؛ امر سیاسی همواره برای توده های عام موضوعی غامض و پیچیده بوده و بخاطر جنس نامکشوفش نکته ای توجه برانگیز. مردم کنجکاوند بدانند در صحنه و سرای سیاست چه می گذرد و مردان اتو کشیده ای که در برابر دوربین ها خشک و رسمی جلوه می کنند در آن سوی قاب تصاویر چه در چنته دارند؟ این نکته وقتی تزاید دو چندانی می یابد که سپهر سیاسی با دگرگونی و تغییرات روبرو شده و نام های تازه گوش را نوازش می دهد. عطش شناخت و واکاوی، درست در همین بحبوحه به نقطه غایی رهنمون شده و همه بدنبال کسب اطلاعات از افرادی می روند که قرار است در همین نزدیکی ها سکان دار امور اجرایی شوند. البته پر پیداست که رسانه ها نیز برای جذب مخاطبین عام بدنبال کسب اطلاعات دست اول از رجل سیاسی باشند و برای درج اخبار از آنان از هیچ تلاشی فروگذاری نکنند ما نیز قصد آن داریم که در سلسله گزارش هایی با عنوان " مردان استراتژیک رئیس جمهور" تا آنجا که در وسع و توانمان است چهره های سیاسی نزدیک به رئیس جمهور منتخب را بیشتر و پیشتر به شما بازشناسانیم، شرحی که در ادامه می آید پیرامون فردی است که لااقل سی سال در مصادر مختلف و عالیه به ایفای وظیفه پرداخته و از نزدیک ترین چهره های مورد وثوق دکتر حسن روحانی است. بیو گرافی جوان ترین وزیر تاریخ انقلاب و یکی از کلیدی ترین مردان سیاسی- اقتصادی رئیس جمهور اکنون در برابر شماست.
معرفی فردی که در تمام کابینههای بعد از انقلاب، از شهید رجایی تا احمدینژاد در بالاترین سطوح حاضر بوده و در ماههای اخیر نیز ریاست ستاد انتخاباتی روحانی را بر عهده داشته است، کار چندان دشواری به نظر نمیرسد. او بواسطه حضور مستمر در پست های مختلف خوراک خبری خوبی در برابرمان قرار داده، این استمرار و تداوم آنهم در کشوری که دوران مدیریت ها چندان طویل المدت نیست و با جابجایی در راس هرم مدیریت اجرایی اکثریت قریب به اتفاق مدیران خواسته و ناخواسته به حاشیه رانده می شوند امر سهل و آسانی نیست و در نوع خود شایسته توجه و تامل است. آنان که وی را می شناسند و از خصوصیات اخلاقی اش باخبرند بخوبی می دانند او از زمره مدیران بله قربان گوی مجیزه پرداز نیست و آنچه تاکنون به آن نایل شده برآمده از توانایی های وی است. وزارت صنایع، وزارت کار، معاون سازمان صنایع دفاع، مدیرعامل شرکت توانیر، مدیرعامل شرکت ملی پتروشیمی و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، برخی از مهمترین عناوین مردی است که بسیاری او را «پدر صنایع نوین ایران» میدانند: محمدرضا نعمتزاده.
به گزارش روزنو به نقل از خردادنیوز،نعمتزاده فعالیتهای خود را با حضور در بخش خصوصی در سال 48 شروع کرد. با پیروزی انقلاب، به ایرانخودرو آمد و بعد هم در سومین دهه زندگی خود و در عنفوان جوانی وزیر کار شد. در دولت رجایی، وزارت صنایع را به عهده گرفت و بعد از آن در ایام دفاع مقدس در سنگر جهاد اقتصادی با مشکلات عدیده و مضایق پر شمار دست و پنجه نرم کرد؛ مشاغل اجرایی مهندس در این ایام لیست بلند بالایی است؛ از معاون اجرایی نخستوزیر گرفته تا معاون سازمان صنایع دفاع و مدیرعامل شرکت توانیر. با روی کار آمدن کابینه هاشمی رفسنجانی و فروکش کردن آتش توپخانه و نفیر گلوله صحنه سازندگی میدان نبردی تازه بود؛ نعمتزاده که هشت سال تمام در بخش های گلوگاهی و حساس و در سطوح کلان امتحان پس داده بود با حکم آیت الله سکان داری صنایع کشور را بدست گرفت و هشت سال وزیر صنایع دولت سازندگی شد.
ریاستجمهوری سیدمحمدخاتمی را شاید بتوان نقطه عطفی در کارنامه وزارت نفت و نعمتزاده دانست. در این دوران، وزارت نفت پذیرای انبوهی از مدیران باسابقه همچون زنگنه، نعمتزاده، ترکان و نژادحسینیان شد. نعمتزاده نیز فرصتی یافت تا از تجربیات خود در شرکت ملی صنایع پتروشیمی استفاده کند: هشت سال حضور نعمتزاده در شرکت ملی صنایع پتروشیمی و راهاندازی انبوهی از طرحهای پتروشیمی در مناطقی همچون ماهشهر و عسلویه، طلاییترین دوران پتروشیمی کشور را رقم زد. پدر پتروشیمی ایران، با پایان کار دولت خاتمی سنگر نفت را رها نکرد و به شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی رفت تا یکی از کمنظیرترین طرحهای کشور را اجرا کند: سهمیهبندی سوخت. طرحی که شاید کمتر مدیری می توانست از پس حجم عظیم کارهای آن برآید و اینجاست که رمز دعوت از وی برای حضور در دولت نهم هویدا می شود. حضور او در پالایشوپخش، بعد از سه سال با اجرایی شدن این طرح ملی پایان یافت و نعمتزاده با کنار رفتن از این شرکت، مشاور وزیر نفت شد. در آن زمان برای بدرقه و تقدیر از نعمتزاده، مراسمی با عنوان «خدا قوت مرد عرصههای بزرگ» برگزار شد.
تجربه چند دهه حضور در صنایع کشور، نعمتزاده را واداشت در سمت مشاور وزیر نفت، از مشکلات اجرایی کشور بگوید. او نمی توانست برای حفظ جایگاه و صندلی خود سکوت پیشه کند و از رویکردها و عملکردهایی که آن را ناموجه می دانست و معتقد بود به ساختاری که وی و هزاران هزار همکارش در سال های سخت پی ریزی اش کرده بودند در این زمانه آرامش و استقرار و درآمدهای سرشار بدین شکل صدمه جدی وارد آید؛ سکوت نکرد و انتقاد های خود را آنطور که همگان بشنوند بیان داشت؛ در زمانی که دولت نهم بیش از پیش تلاش میکرد احمدینژاد را رجایی زمانه معرفی کند، نعمتزاده در گفتوگو با اعتماد، از تفاوتهای احمدینژاد با رجایی گفت که به عقیده او، «180 درجه با هم متفاوتند». همین مصاحبه باعث شد مردی که سه دهه در عرصه های مختلف و عالیه امور اجرایی به فعالیت پرداخته و کوله باری از تجربه داشت بعد از سی سال خانه نشین شود و از حضور در دولت محروم گردد؛ نعمتزاده از سمت مشاور وزیر نیز برکنار شود؛ مضاف بر آن احمدی نژاد به جای تقدیر از وی در یکی از سخنرانی هایش بدون نام آوری مستقیم از نعمت زاده با اشارات و کنایات به نحوی سخن گفت که گویا وی متصل به مافیای نفت است! اما او کسی نبود که عافیت بطلبد و صحنه را واگذارد، ضمن آنکه با صراحت از احمدی نژاد خواست که در برابر سخنانش پاسخگو باشد و از مافیای نفت پرده برداری کند؛ بعد از چند دهه حضور در دولت، به بخش خصوصی برگشت و شرکت "توسعه تجارت نعمت" را راهاندازی کرد.
نعمتزاده که در انتخابات سال 88 کار ستادی را نیز تجربه کرده بود، در انتخابات 92 ریاست ستاد انتخاباتی روحانی را بر عهده گرفت؛ او که از چهره های مورد اعتماد و مورد وثوق آیت الله هاشمی رفسنجانی است به فعالیت در ستاد فردی نیل یافت که از او به عنوان هاشمی دوم یاد می شود. آمدن وی به ستاد روحانی البته بدون عقبه و پیش زمینه نبود. محمدرضا نعمت زاده از بینانگذاران حزب اعتدال و توسعه نیز هست و در شورای مرکزی حزبی حضور دارد که حسن روحانی لیدر و چهره اصلی پشت پرده آن در تمامی ادوار فعالیت محسوب می شده است. در هنگامه ای که کسی احتمال پیروزی روحانی را در سر نمی پروراند وی در کنار دیگر یارانش در حزب اعتدال و توسعه، حلقه اصلی و بدنه راهبردی دولت تدبیر و امید را سامان داد. نعمتزاده 68ساله، اینبار در قامت رئیس ستاد به فعالیت پرداخت و بعد از پیروزی حسن روحانی نیز بسیاری درباره حضور او در کابینه دولت یازدهم به گمانهزنی می پردازند. برخی او را معاون اول رئیسجمهور و برخی دیگر او را وزیر نفت دانسته اند و باید دید آیا پدر صنعت ایران پس از انقلاب دوباره پس از وقفه ای کوتاه به خانه همیشگی خود باز خواهد گشت یا ترجیح می دهد که تجربیاتش را در سمت مشاورت به دولت منتقل کند. هر چه هست نقش وی دردولت آینده و رویکردهای آن در حوزه های استراتژیکی چون نفت و انرژی و صنایع مادر انکار ناشدنی است.