به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
کد خبر: ۲۰۹۱۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۲ - ۲۰ تير ۱۳۹۲

صفايي فراهاني:هرگز به فوتبال بر نمي‌گرد‌م/علی‌آبادی و بالاتر از او می‌خواستند ‌رئیس فدراسیون فوتبال شوند


روزنو-خیلی سخت راضی به انجام مصاحبه شد. محسن صفایی فراهانی در شرایط حاضر موافق مصاحبه در حوزه ورزش و فوتبال نبود، می‌گفت همه چیز که خوب است و به جام جهانی رفته‌ایم دیگر حرفی نمی‌ماند. اما در نهایت قرار شد ده صبح در دفتر کار آقای اخمو حاضر شویم. لقبی که در دوران ریاست صفایی فراهانی به او دادند هرچند که وقتی وارد دفتر کارش شدیم دیگر از آن اخم‌ها خبری نبود و اتفاقات سال‌های اخیر او را خوش‌تیپ‌تر و خوشروتر کرده بود. آقای اقتصاددان مباحث زیادی را در حوزه ورزش مطرح کرد که به نزدیکان رئیس‌جمهور منتخب توصیه می‌شود که این مصاحبه را برای رئیس دولت تدبیر و امید بخوانند.safayi-505x350 -شما فکر می‌کنید فضای تغییری که در جامعه به‌وجود آمده به چه میزان روی ورزش تأثیر‌گذار خواهد بود؟ ببینید تغییری که به‌وجود آمده در حال حاضر بیشتر مسأله روانی است. ملت یک رویکرد مثبتی را به انتخابات نشان دادند، شرایط به سمتی رفته که جامعه دارای یک روحیه و امید شده که در این فضا تحرک به‌وجود می‌آید. حالا من فکر می‌کنم این دولت آتی و سیاست‌های دولت است که نشان می‌دهد در کدام بخش‌ها اولویت‌گذاری می‌شود و برنامه‌ها دقیق و به روز خواهد شد و می‌شود تحول ایجاد کرد و ورزش هم به آن نسبت دچار تحول خواهد شد. اما الان نمی‌توان گفت سیاست‌های موردنظر دولت یازدهم در حوزه ورزش چیست و به چه نسبت و توان تحول ایجاد کرد. آیا مسائل را به صورت سطحی نگاه می‌کنند یا به عنوان یک بخشی از مسائل فرهنگی اقتصادی، ریشه‌ای دارند ارزیابی می‌کنند اگر ریشه باشد می‌توان امیدوار بود ورزشی در یک روال جدید قرار گیرد ولی اگر بخواهند مسکن و ترمیم‌کننده شرایط موجود باشند خیلی نباید امیدوار بود؛ این‌که بخواهند کمی وضع بهتر شود هیچ اتفاق اساسی رخ نخواهد داد. -به اعتقاد شما وزیر آینده ورزش چه الزامی را باید در این حوزه گسترده که جامعه جوان ایران را در بر می‌گیرد رعایت و اجرا کند؟ ـ قبل از این‌که ببینیم وزیر ورزش تأثیر‌گذار است باید دید سیاست دولت یازدهم در این خصوص به چه صورتی است. مشکلی که ما در دولت آقای هاشمی، آقای خاتمی و دولت آقای احمدی‌نژاد در حوزه ورزشی داشتیم این بود که هیچ وقت ورزش را به عنوان یک فعالیت فرهنگی، اقتصادی نگاه نکردیم. همین موجب شد ورزشی از مسیر واقعی خودش که در تمام دنیا به این روال هست دور شود. ورزش ما روز‌به‌روز دولتی‌تر شده، روزبه‌روز گلخانه‌ای‌تر چه به لحاظ باشگاهی و یا تیم ملی و از زیرساخت‌های ورزشی که در معنا تربیت مدرسین، مربیان تربیت تیم‌های پایه هست به دلیل اینکه اصلاً بحث اقتصادی فرا روی کار قرار نگرفته فاصله گرفته‌ایم. از سازمان ورزشی قبلی و وزارت ورزشی کنونی و فدراسیون‌ها عموماً در تمام حوزه‌ها مانند فوتبال، کشتی و والیبال هیچ‌کدام به روند ساختارهای مناسب اقتصادی کمک نکرده‌اند و بیشتر روند هزینه کردن پول و بهره‌گیری کوتاه‌مدت بوده است که در هیچ اقتصادی جواب نمی‌دهد. چون همان‌طور که می‌دانید امروز ورزش در یک جامعه در بخش فرهنگ قرار دارد. حالا کم یا زیاد در ادوار مختلف و دولت‌های مختلف این‌گونه بوده اما همیشه بار اصلی آن روی دوش بخش خصوصی بوده است و به عنوان یک فعالیت فرهنگی اقتصادی شناخته می‌شود. -پس به نظر می‌رسد نگاه دولت‌ها به مقوله ورزش فرهنگی و به دنبال آن اقتصادی نبوده... در طول 25 سال گذشته بعد از جنگ هیچ ورزشی را به عنوان یک پایگاه فرهنگی اقتصادی نگاه نکردیم و بیشتر برای دولت‌ها یک پایگاه تفریحی سرگرمی بوده است. و این بزرگ‌ترین اشتباهی بوده که دولت‌های گذشته نسبت به ورزش داشته‌اند. لازم اینکه وزیر جدید بتواند کاری انجام دهد این است که آیا سیاست دولت این است ورزش برود به سمت یک فعالیت فرهنگی اقتصادی که صرفاً دولت یک سیاست‌گذار و حمایت‌کننده باشد مثل بقیه فعالیت‌های فرهنگی. -مثل برخوردی که دولت با سایر حوزه‌های فرهنگی مانند سینما دارد. به نکته خوبی اشاره کردید، سینما در یک دوره‌هایی در طول این 25 سال گذشته رونق خوبی گرفت و یک دوره‌هایی هم دولت حمایت نکرد و مشکل ایجاد شد ولی در حیطه‌کاری دولت قرار نگرفت و همچنان بخش خصوصی فعالیت کرد. دولت یازدهم باید به این مسأله توجه کند و بار ورزش را به عنوان حامی و سیاست‌گذاری حفظ کند اما بار اجرایی را از روی دوش شرکت‌های دولتی بردارد و اجازه دهید به عنوان یک فعالیت اقتصادی به ورزش نگاه شود. حالا وقتی می‌گوییم فعالیت اقتصادی یعنی این‌که تمام الزامات یک فعالیت اقتصادی در ورزش هم دیده شود. -به چه شکلی این الزامات در ورزش اجرا شود؟ یعنی این کاری که ما می‌کنیم مطالعه دارد، توجیه فنی اقتصادی دارد، روند این توجیه فنی اقتصادی به چه شکلی است. کی به نقطه سربه‌سری می‌رسد 5 سال طول می‌کشد ده سال طول می‌کشد چه حمایت‌هایی باید بشود در چه زمینه‌هایی حمایت مادی بشود در چه زمینه‌هایی حمایت معنوی و خیلی مسائل دیگر... تا اینکه ورزشی در یک روال اقتصادی قرار بگیرد. کشور ژاپن با اقتصادی کردن ورزش سبب شد تا 45 هزار باشگاه در این کشور فعالیت داشته باشند که بالغ بر 40 میلیون نفر در این باشگاه‌ها فعالیت دارند و می بینید که در المپیک در خیلی از رشته‌ها مدال‌آور هستند. -این نگاه بنیادین در صورتی از سوی دولت به‌وجود می‌آید که قانون ساختارسازی‌های این روال را مهیا کند. به هر حال متولی قانون دولت است یا دولت باید لایحه ببرد مجلس بایستی زمینه‌هایش را فراهم کند. کما اینکه شما در فعالیت‌های فرهنگی و اقتصادی به طور مثال در صنعت می‌بینید چقدر لایحه و قوانین گذارنده شده برای اینکه حمایت به‌وجود بیاید. اصل 44 قانون اساسی باعث شد تا دکترهایی اقتصادی به سمت دولت برود اما بعد از مدتی متوجه شدند با این روش صنعت لطمه زیادی می‌خورد و قانون اصل 44 اصلاح شد و تشخیص مصلحت دخالت کرد و دولت پیگیر شد تا در نهایت راه فعالیت‌های صنعتی در جاهایی که قانون بسته بود، باز شده پس می‌شود در ورزش هم اگر سیاست و دولت این باشد که به ورزش نگاه فرهنگی اقتصادی داشته باشد و روی آن برنامه‌ریزی کند مطمئن باشید اتفاقات خوبی رخ می‌دهد. -من در لابه‌لای صحبت‌های شما متوجه شدم این ساختارسازی به عهده دولت است اما متأسفانه چون ورزش با مردم ارتباط مستقیم دارد به نظر می‌رسد دولت نگاه انحصاری به ورزش دارد. مثلاً انگار این خواست اصلا وجود ندارد که پرسپولیس و استقلال به بخش خصوصی واگذار شد. من می‌خواهم یک سوال بکنم، پرسپولیس و استقلال را بخش خصوصی به وجود آورد یا دولت؟ دولت به خاطر شرایط سیاسی از بخش خصوصی در طول این سال‌ها به انحصار درآورد و سازمان ورزشی همیشه این دو باشگاه را به دنبال خود یدک می‌کشد. باشگاه تاج سابق را که دولت به‌وجود نیاورد یا شاهین هم همین‌طور، الان که وضعیت این‌ها بدتر از صنعت و اصل 44 قانون اساسی که اصلاح شد نیست؛ اگر صنعت درست شود می‌توان از پرسپولیس و استقلال هم چشم پوشید تا واقعاً آن سرمایه‌گذاری که در فولاد و راه‌آهن سرمایه‌گذاری می‌کند در حوزه ورزشی هم به دید یک فعالیت اقتصادی نگاه کند و هزینه کند، اما در این میان باید سیاست‌های دولت روشن باشد قوانین و مقررات گلچین شده برای اینکه سرمایه‌گذار با آگاهی بیاید. مگر آقای عبده که قبل از انقلاب پرسپولیس را راه انداخت بخش خصوصی نبود. باز هم فکر می‌کنم دولت بنا به دلایلی که همه می‌دانند نگران این واگذاری است؟ نه دولت نگران نیست، مشکل اینجاست مدیرانی که در این رده‌ها قرار می‌گیرند به دنبال این هستند شرایطی که این دو تیم به‌وجود می‌آورند را از دست ندهند و بهره‌برداری‌اش را خودشان انجام دهند، بهره‌برداری همیشه هم مالی نیست بلکه بهره‌برداری سیاسی است. اگر واقعاً دولت توجه کند که ورزش هم می‌تواند یک بال اقتصادی مناسب باشد هم در جهت بهره‌وری مناسب هم در راستای اشتغال‌زایی مناسب نباید به‌خاطر دو باشگاه کل ورزش را تحت‌الشعاع قرار دهد. فکر می‌کنید ورزش در طول 8 سال اخیر به چه میزان دچار افراط‌گرایی و سوء مدیریت بوده؟ ـ ببینید مجموعة یک دولت ساختارش پیوسته است نه گسسته، من می‌توانم بگویم طی سه سال اخیر خیلی در جریان عملکرد دولت در حوزه ورزش نبودم ولی حداقل قبل از سال 88 کاملاً در جریان بودم وقتی رئیس سازمان تربیت بدنی یا رده‌های بالاتر از آن توقع دارند بیایند رئیس فدراسیون فوتبال شوند این نشان دهنده همین افراطی‌گری است، وگرنه چه دلیلی دارد یک نهاد غیردولتی مثل فدراسیون فوتبال که تخصصی است و مدافع آن رشته این‌قدر در سیطره قدرت مسئولین رده بالای ورزش دولتی باشد. خوب این خودش نشان دهنده افراط است وگرنه چه دلیلی برای این همه دخالت وجود دارد. البته این رفتار نشان‌دهندة بهره‌برداری سیاسیون از جذابیت‌های مردمی فوتبال است؟ من همواره یادم می‌آید ورزش ما در این سال‌ها درگیر همین نگاه‌های سیاسی بود. این نقد را اگر ریشه‌ای دنبال کنیم قبول دارید بحث و رود سیاسیون به حوزه ورزش به خصوص فوتبال از دوره شما که به سفارش رئیس‌جمهور وقت منصوب شدید برمی‌گردد. من به نظرم اشتباهی که در این موضوع به‌وجود آمده این است آیا این آدم‌هایی که به ورزش می‌آیند می‌توانند سیاسی باشند یا نمی‌توانند، اصلاً هیچ مدیری در جامعه نمی‌تواند فعالیت کند مگر آنکه سیاسی باشد. پس سیاسی بودن عیب ندارد اما آیا مقوله سیاست را دارد محیط کارش می‌کند یا این کار را نمی‌کند. این بحث ورود سیاسیون در مورد فرهنگ و صنعت هم صادق است مگر در این حوزه ها و حوزه‌های دیگر افراد سیاسی حضور ندارند. موضوع این است آن آدم سیاسی وقتی مثلاً در صنعت پست می‌گیرد باید بیاید تمام آن بخش را در ید قدرت حزب سیاسی خودش قرار بدهد، اگر چنین کاری را انجام دهد خطاست. ورزش چون مردمی‌گر است به چشم می‌آید، در ورزش هم آدم‌های سیاسی بیایند اما دخالت‌های ورزش را با خودشان نیاورند. اگر این اتفاق رخ ندهد مشکلی به‌وجود نمی‌آید. من از خودم دفاع نمی‌کنم اما در آن دوره شما یک رئیس هیأت پیدا می‌کنید که به‌خاطر مسائل سیاسی آمده باشد؟ یا یک مدیر باشگاه یا بازیکن را به‌خاطر مسائل سیاسی برخورد کرده باشم. یعنی قبول ندارید آمدن شخص شما سیاسی بود؟ ـ اصلاً، در سال 73 زمانی که مصطفوی رئیس فدراسیون بود من عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال بودم و در دولت نبودم و فعالیت سیاسی هم نمی‌کردم. یک سال عضو فعالیت هیأت رئیسه بودم اما دیدم نمی‌توانم در کنار ایشان کار کنم دیگر حضور پیدا نکردم، تا اینکه مهندس فائقی آمدند پیش من و اصرار کردند که من برگردم به فوتبال و بیایم مسئولیت فوتبال را برعهده بگیرم که جواب من منفی بود و بعد از اصرار دوباره گفتم باشد اگر مشکل شما تیم ملی هست یک پست نایب رئیس برای من بزنید تا تمام امور تیم ملی را برعهده بگیرم و مربی بیاورم و نمی‌گذارم مشکلی برای تیم ملی به‌وجود بیاید حتی مهندس فائقی قبول کرد اما هاشمی طباء اصرار کرد شما باید رئیس فدراسیون شوید و مطلقاً در آن زمان نه آقای خاتمی با من تماس داشت نه آقای خاتمی را دیدم و نه کسی واسطه شد. حتی آقای هاشمی طباء اشاره‌ای مبنی بر اینکه آقای خاتمی یا کس دیگری خواسته‌اند که من باشم نداشتند من به دلیل اینکه از قبل در هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال بودم این ارتباطات وجود داشت، این طور نبود که فی‌البداهه آمده باشم. آن زمان من با اکراه پذیرفتم و دیگر ماندنی شدیم... (خنده) -به اعتقاد شما حضور ایران در جام‌جهانی فوتبال و موفقیت والیبال در لیگ جهانی به مدیریت وزیر ورزشی مربوط است یا اینکه مثل همیشه جرقه‌ای زده شده و آتشی برپا... هیچ ربطی به مدیریت ندارد با من اول صحبت‌هایم عنوان کردم ورزش ما به صورت گلخانه‌ای اداره می‌شود، به همین صورت مربی می‌آوریم، باشگاه اداره می‌کنیم و بازی دوستانه ترتیب می‌دهیم، بدین شیوه نتیجه‌ هم می‌گیریم و به جام جهانی هم می‌رویم. این موضوع در تمام زمینه‌ها وجود دارد، امروز یک جراح مغز ایران در دنیا معروف می‌شود به این معنی نیست که ما هرچی جراح تربیت کرده‌ایم نخبه هستند. -پس این نتایج و موفقیت‌ها ربطی به ساختار‌سازی ندارد؟ ما ساختارسازی نمی‌کنیم، هیچ‌وقت نکرد‌ه‌ایم. ما به جام جهانی 98 فرانسه شانسی رفتیم و جرقه‌ای بود. -پس قبول دارید در دوره شما هم فوتبال گلخانه‌ای اداره می‌شد؟ من همان زمان مصاحبه کردم و گفتم ما تا مادامی که باشگاه‌داری مناسب و حرفه‌ای نداشته باشیم و مشکلات آن‌ها را حل نکنیم سیستم گلخانه‌ای است. من هم با همین روش کار می‌کردم. بنده هم مجبور شدم جوانان را 8 ماه در اردو نگه دارم تا به جام جهانی صعود کند، هیچ جای دنیا چنین اتفاقی نمی‌افتد. تیم ملی جوانان در دوره‌ی حتی یک‌بار یکسال در اردو بود. در آن دوره تیم‌های ما به جام‌جهانی رفتند ولی به معنی این نبود که ما در ورزش خوب عمل کرده‌ایم، یکی از دلایلی که من از فدراسیون فوتبال کنار آمدم که حواشی زیادی داشت، این بود که متوجه شدم نمی‌گذارند باشگاه‌ها را به سمت خصوصی‌سازی ببریم. -چه کسی نمی‌گذاشت، شما که مورد حمایت رئیس سازمان بودید؟ ـ به هرحال سیاست‌های کل کشور بود و من دیدم دیگر اتفاقی نمی‌افتد و وضعیت موجود همین است و تغییری نمی‌کند. -اتفاقاً در آن دوران یک جمله گفتید که فوتبال را به نامادری‌اش سپردید، واقعاً آن نامادری کی بود؟ در مورد رئیس بعد از من دخالتی نداشتم. عامل اصلی کناره‌گیری من این بود که مدیریت آن زمان سازمان ورزشی (محسن مهر علیزاده) آمادگی هیچ گونه تغییری را ندارد و وقتی این آمادگی وجود ندارد هرگونه تلاشی بی‌نتیجه خواهد ماند. -می‌شود دقیق‌تر این موضوع بشکافید و بگویید مهندس مهر علیزاده چگونه این عدم تغییر را عنوان کردند؟ به هرحال ما بایستی می‌رفتیم به سمتی که زمینه رشد ورزش در بخش خصوصی به وجود بیاوریم اما این نگاه وجود نداشت. زمانی که مهندس هاشمی طبا را می‌خواستند تغییر دهند از من پرسیدند و مشورت کردند و من پرسیدم آیا نگاه حکومت می‌خواستند تغییر دهند به ورزش کاملاً تغییر می‌کند با این جابجایی که گفتند نه، گفتم چه فرقی می‌کند، اگر قرار باشد نگاه تغییر نکند، خود هاشمی طباء بهترین است. آدمی که جای هاشمی طباء می‌آید تا بخواهد با شرایط آشنا شود زمان می‌برد. -پس آن تغییر هم سیاسی بود؟ ـ بله با یک آدم می‌رفت یک آدم دیگر می‌آمد و وقتی آدم جدید آمد احساس کردم نه تنها در حد روال آقای هاشمی طباء اتفاقی می‌افتد بلکه بسیار ضعیف‌تر کارها پیش می‌رفت، از طرف دیگر هم به دلیل ناآشنایی با مکانیزم‌های ورزشی دخالت‌های بی‌موردی انجام می‌شد. شاید بیشترین اختلاف را با آقای هاشمی طباء داشتم و ایشان با من اما در کاری دخالت نکرد و من هم به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی حرمت‌اش را حفظ کردم. اختلاف سلیقه داشتیم اما فقط اختلاف سلیقه بود و وقتی آقای هاشمی طباء دید من کار فوتبال را انجام می‌دهم در کار من دخالت نمی‌کرد. ایشان هیچ‌وقت دخالت نمی‌کرد و کراراً به اطرافیانشان می‌گفتند وقتی فلانی دارد فوتبال را اداره می‌‌کند من به ورزش های دیگر می‌پردازم. و بعد از هاشمی طباء به نظر می‌رسد این نگاه دخالت‌گرایانه سبب شده ورزش در حوزه مدیریت سیر نزولی به خود بگیرد. نظر شما در مورد این بحث که رئیس دولت نهم و دهم بارها عنوان داشتند که ما در ساخت و ساز‌های ورزشی به اندازه سی سال اخیر یا شاید هم بیشتر موفق بوده‌ایم چیست؟ ـ تا مادامی که نگاه ما نگاه دولتی است هیچ اتفاقی در ورزش رخ نمی‌دهد. یک جام جهانی در آفریقای جنوبی برگزار شد یا در کره و ژاپن، چه تعدادی استادیوم با کلاس جهانی به آن کشورها اضافه شد و در چه مدت بعد می‌آییم به ایران نگاه می‌کنیم، به ساختار ورزش کاری نداشته باشیم. همین مسأله‌ای که ادعا می‌کنند را شما ببینید هنوز بهترین استادیوم ما آزادی است، که استادیوم آزادی سال 1973 ساخته شده است. حتی اگر این آمارها صحیح باشد به نظر شما این ساخت و سازها کاربردی بوده است؟ ـ استانداردش مهم است، آیا ما امروز یک استادیوم در حد آزادی داریم؟ همین استادیوم حتی 50 هزار نفره‌اش را ساخته‌ایم، ساخت ورزشگاه نقش جهان اصفهان زمان آقای خاتمی شروع شد و از آن تاریخ نزدیک به 16 سال است می‌گذرد چرا تمام نشده، شهر اصفهان دو تیم در لیگ برتر و آسیا داشتند و دارد اما همیشه هواداران باید 70ـ80 کیلومتر بروند خارج شهر برای دیدن بازی با یک استادیوم استاندارد صد هزار نفره در سال 1973 در مدت 5 سال ساختند یا امکانات آن زمان، چطور در 8 سال نمی‌شود ورزشگاه نقش جهان را ساخت تا آبرو اصفهانی‌ها و ایران حفظ شود. پس همه این حرف‌ها شعار است. -اتفاقاً با دکتر دادکان که صحبت می‌کردیم می‌گفت در دولت به خصوص در حوزه ورزش شعور را تعطیل و شعار را جایگزین کردیم... امروز من فکر می‌کنم دنیا دنیای دانایی است و هر کشوری داناتر باشد و از دانایی‌هایش خوب استفاده کند مطمئناً نتیجه‌اش را هم می‌گیرد. وقتی ما از دانایی دور می‌شویم مطمئناً حرف‌هایمان هم از توانایی‌هایش کاسته می‌شود. وقتی ما از افرادی که در رشته خودشان دانا و توانا هستند دور می‌شویم که طبیعی است اقدامات و حرف‌هایی که زده می‌شود ارزش خودش را از دست داده و حالت شعاری به خودش گرفته این یک واقعیت است. در دولت تدبیر و امید که نگاه زود بازده از بیرون به آن وجود دارد و با توجه به تجربه شما از کار کردن با دولت‌های آقایان موسوی، هاشمی و خاتمی فکر می‌کنید مقوله ورزش برای رئیس‌جمهور منتخب در چه اولویت و جایگاهی باشد؟ من فکر کنم همه مسائل را نباید از دریچه نگاه آقای روحانی ببینیم، دولتی می‌آید بر سرکار آن دولت بر اساس قانون اساسی یک مجموعه مشترک هستند و مسئولیت مشترک دارند، یک نفر نیست. -البته تفکر رئیس‌جمهور در نحوة مدیریت دولت بی‌تأثیر نیست. می‌فهمم شما منظورتان چیست. اما دولت تنها نیست، قوای دیگر هم در کنار دولت قرار می‌گیرد ما نمی‌توانیم بگوییم که قوة مقننه اگر از دولت حمایت نکند دولت موفق می‌شود یک مجموعه حکومت را تشکیل می‌دهد و این مجموعه باید همگن باشند. یعنی با فکر و همگنی که همراه با عقلانیت باشد و از دانایی‌های مجموعه‌شان حداکثر استفاده را ببرند ما دولتی که می‌آید سرکار، مملکت ما به هر حال اولویت‌های زیادی دارد و مهم این است که این اولویت‌ها تنظیم شود و برای آن برنامه داشته باشیم. از آد‌م‌ها در قالب مسئولیت‌ها برنامه خواسته شود وقتی شما برنامه 5 ساله تنظیم می‌کنید بودجه سالیانه چه کار می‌کند، بودجه هرسال تکه‌ای از بودجه 5 ساله است و تنظیم می‌شود یک جزء کوچک‌تر برای قابلیت اجرایی بهتر. دولت باید عنوان کند یکی از مسائل مهم من در کنار آموزشی مسأله تربیت است بخشی از آن تربیت در مدارس است و بخش دیگر آن در آموزشگاه‌ها و باشگاه‌هاست، برای این چه فکری می‌خواهید بکنید، ما امروز نزدیک به 20 میلیون دانش‌آموز و نزدیک به 4 میلیون دانشجو در کشور داریم. و بعد اگر برای این‌ها سیاست‌گذاری و برنامه نداشته باشیم و اگر متکی به بخش خصوصی نباشد شما نمی‌توانید توقع داشته باشید روی 24 میلیون نفر برنامه‌ریزی شود و روی آن‌ها کار قهرمان‌پروری و نخبه‌پروری کنید بعد هم بگویید همه این اتفاقات به واسطه دولت بوده باید از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم. اصطلاحاً می گویند در اتوبوس هیأت دولت وزیر ورزش نفر آخر است و با دغدغه‌ای که سایر وزراء انتخاب می‌شوند وزیر ورزش انتخاب نمی‌شود؟ ـ اگر چنین نگاهی هم وجود داشته باشد اشتباه است. همانطور که وزیر صنعت مهم است وزیر ورزش هم اهمیت دارد، مسأله انسان‌هاست و سلامتی آن‌هاست، فقط بحث قهرمان‌‌پروری نیست بلکه جایگاه ورزش شوخی نیست. به هرحال چون ورزش در هیچ کابینه‌ای چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب به عنوان یک فعالیت فرهنگی اقتصادی مورد توجه دولت‌ها قرار نگرفته است طبیعی است چنین نگاهی وجود داشته باشد. الان با توجه به اینکه 35 سال از انقلاب گذشته اما هنوز نگاه دولت به پرسپولیس و استقلال سیاسی است... من مشکل را در پرسپولیس و استقلال نمی‌دانم، اشکال در اساس قضیه است و اگر اساس را نتوانند درست کنند مسائل فرعی می‌شود اصلی، من نمی‌خواهم بگویم این دو باشگاه طرفدار ندارند و قابل احترام هستند اما این به معنی ورزش کل جامعه و اقتصاد ورزش نیست همه چی در این دو تیم خلاصه نمی‌شود، وقتی فولاد مبارکه با اصلاح اصل 44 وارد بورس می‌شود مسأله باشگاه پرسپولیس و استقلال هم قابل حل است. مهم این است که آیا حکومت به این نتیجه می‌رسد که اقتصاد ورزش و ورزش در چارچوب اولویت‌های قرار می‌گیرد یا کماکان مورد بی‌توجه‌ای قرار می‌گیرد که اگر این‌طور شود دیگر فرقی نمی‌کند و می‌شود ترمیم کردن و مسکن زدن. به نظر می‌رسد هیچ دولتی نخواهد این اتفاق رخ دهد؟ ـ گفتم مسأله این دو تیم نیستند، تا مادامی که دولت نگاهش این باشد این مشکل وجود دارد، اگر نگاهش را عوض کند از پرسپولیس و استقلال هم می‌گذرد. شما اولین رئیس فدراسیون بودید که استارت لیگ حرفه‌ای را زدید آیا پس از گذشت 12 دوره فکر می‌کنید به آن چیزی که مدنظر داشتید فوتبال ایران رسیده؟ ـ آن چیزی که من در ذهن داشتم و فکر می‌کردم ظرف 5 سال باید به آن می‌رسیدیم امروز فکر نمی‌کنم به 5 تا 10 درصد آن رسیده باشیم. چون بارها گفته‌ام آیین نامه‌ای که ابتدا نوشته شد یک آیین‌نامه ساده که قرار بود سال به سال اصلاح شود و به سمت حرفه‌ای‌گر شدن باشگاه‌ها پیش برود اما رفتیم به سمت تیم‌داری و باشگاه حرفه‌ای امروز نداریم. اما با یک سری کاغذبازی به A.F.C اعلام کردیم حرفه‌ای شده‌ایم و این یعنی حباب روی آب. A.F.C کاملاً در جریان است، مدیران A.F.C آن زمان هم می‌گفتند باشگاه‌های شما اگر بخواهیم مقایسه کنیم در باشگاه‌های دسته دوم کره و ژاپن هم نیستند یعنی این‌جور نبود که ندانند. امیدوار بودند از فرصتی که دادند استفاده کنیم که نکردیم. بخش زیادی را قبول کنیم که دور خودمان حصار کشیده‌ایم و فکر می‌کنیم هیچ کس ما را نمی‌بیند. با توجه به ارتباط خوبی که شما با A.F.C داشتید فکر می‌کنید دلیل اینکه فوتبال ایران در A.F.C دارای کرسی نیست به همین سیاسی‌بازی‌های داخلی برمی‌گردد. ـ ما در سه دوره در A.F.C رأی آوردیم که در هر سه دوره نماینده ایران من بودم، در سال 97، 2002 و 2007 من بودم غیر از من کسی ثبت‌نام نکرد و برای رأی‌گیر و اقدامی هم نشد. با کمال تأسف قبل و بعد از من نتوانستند رأی بیاورند چون نگاه دوستان شخصی بود نه ملی. من در سال98 وقتی در انتخابات شرکت کردم و کاری کردم که صاحب کرسی شد خودم نرفتم و آقای خبیری را فرستادم چون این کرسی برای مملکت بود نه شخص من. پست‌های بین‌الملل مال مملکت است. در دوره انتقالی شما هم متوجه شدید که رئیس سازمان ریاست فدراسیون فوتبال را به معاونی رئیس‌جمهور ترجیح می‌داد. ـ فدراسیون فوتبال به‌خاطر مردم مورد توجه است. همه دنیا فوتبال را دوست دارند ولی این‌جوری نیست که فکر کنیم مقامات سیاسی از اینکه فوتبال را دوست دارند نمی‌آیند به فوتبال بچسبند. ورزش و فوتبال ابزاری برای موفقیت حکومت است نه شخصی اما در ایران اینگونه نیست و همه چیز را برای شخص می‌خواهند. می‌خواهم کمی از کلیات ورزشی دور شویم و از شما در مورد اختلافی با قلعه‌نویی در دوران کمیته انتقالی داشتید بپرسم که شما چه ویژگی در او دیدید که مخالف حضورش بر روی نیمکت تیم ملی بودید؟ ـ من هیچ وقت با آقای قلعه‌نویی ارتباط نداشتم و نه مصاحبه‌هایش را خواندم و نه جواب دادم چون دچار اشتباه بود و بر اساس اشتباه خودش مصاحبه می‌کرد. من هیچ دخالتی در آوردن و کنار گذاشتن ایشان نداشتم. حرف‌های ایشان از روی کم‌اطلاعی بود. در مورد کی‌روش چه نظری دارید می‌توانیم با او موفق شویم؟ ـ کی‌روش یک مربی شناخته شده و دارای سوابق خوب است حال اینکه چقدر بستر را برای او فراهم کنیم و چقدر موقعیت برای ایشان را فراهم کنیم که از توانایی‌هایش استفاده کند. اما اگر این روال باشد موفق نمی‌شویم. کی‌روش ابزار می‌خواهد. زمانی که من فدراسیون فوتبال بودم به طور متوسط سالی 15 بازی ملی برای تیم ملی تدارک می‌دیدیم. وقتی تیم ملی شما با دانمارک یا اتریش بازی کند خیلی فرق دارد با لبنان یا سنگاپور ما اگر خوب تدارک ببینیم یا همین روش گلخانه‌ای هم می‌شود در برزیل موفق بود. اگر این کارها را نکنیم و در کار مربی هم دخالت معلوم است چه می‌شود. اگر بستر کار فراهم شود حاضر هستید دوباره به فوتبال برگردید؟ ـ اصلاً... اصلاً، چرا که معتقدم نیروهای جوان‌تر هستند و از سن ما گذشته. باید نیروهای خوش‌فکر و به‌روزتر بیایند.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار