
روزهاي بد بازيكنان ايراني ليگ قطر
فصل نقلوانتقالات امسال، مهمانان ويژهاي دارد؛ بازيكناني كه شايد پيش از اين كمتر ممكن بود در مورد جذبشان توسط باشگاههاي داخلي خبر و يا حتي شايعهاي بشنويم، اما حالا وضع فرق كرده است. اين گروه، شامل بازيكنان ايراني ميشود كه سابقه بازي در ليگ قطر را دارند و عمده اوقاتشان در اين سالهاي اخير را به بازي در باشگاههاي اين كشور عربي گذراندهاند. شايد به طور معمول هيچوقت نميشد روي اين بازيكنان به عنوان اهداف نقل و انتقالاتي بحث كرد، اما حالا مطالب زيادي پيرامون پيوستن آنها به باشگاههاي داخلي به گوش ميرسد. هرچند بايد كمي صبر كرد و ديد چند نفر از لژيونرهاي ايراني ليگ قطر به فوتبال باشگاهي كشورمان برميگردند؟
استقلاليها چشمانتظار دو نفر
وضعيت بازيكنان ايراني شاغل در ليگ قطر اصلا خوب نيست. در طول فصلي كه گذشت، اخبار جسته و گريخته زيادي در مورد نارضايتي مسوولان باشگاههاي قطري از بازيكنان ايرانيشان به گوش رسيد و حالا به نطر ميرسد كه برخي از آنان در معرض خروج از ليگ ستارگان قرار گرفتهاند. در اين ميان هواداران استقلال اميدوارند بتوانند دو بازيكن قديميشان را به باشگاه برگردانند. پژمان منتظري، مدافع مستحكم و بيحاشيه تيم ملي كشورمان در يك دهه گذشته، يكي از دو بازيكني است كه استقلاليها شايعه ديپورتش از ليگ قطر را به فال نيك گرفتهاند و لحظهشماري ميكنند او دوباره آبيپوش شود. منتظري 33ساله در سه سال گذشته براي باشگاههاي قطري توپ زده، اما حالا قراردادش با الاهلي به پايان رسيده و گفته ميشود مسوولان اين تيم ديگر تمايلي به ادامه همكاري با وي ندارند. احتمال بازگشت پژمان به استقلال زماني قوت گرفت كه او عكسي از پيراهنش در استقلال را روي صفحه شخصياش در اينستاگرام به انتشار رساند. در مجموع به نظر ميرسد منتظري خيلي به استقلال نزديك شده، درست برعكس مجتبي جباري كه مطالب مطرح شده در مورد بازگشت قريبالوقوع او به جمع آبيها چندان منطقي به نظر نميرسد. جباري هنوز يك سال ديگر با الاهلي قرارداد دارد و از آنجا كه كميته المپيك قطر يك نهاد موثر پيرامون تصميمگيري در مورد بازيكنان خارجي شاغل در اين كشور به شمار ميآيد، بعيد است كه رضايتنامه اين بازيكن به سادگي صادر شود.
يك پرسپوليسي منتظر باشگاه
محمد نوري اما ديگر بازيكن ايراني ديپورت شده از ليگ قطر است. او ابتداي فصل گذشته از پرسپوليس جدا شد و به تيم تازه صعود كرده المسيمر پيوست؛ باشگاهي كه نوري بعدها از آن به عنوان «بدترين انتخاب زندگياش» نام برد. مسيمر ضمن تحمل شكستهاي پرشمار، به بدترين شكل ممكن به دسته پايينتر بازگشت. نكته جالب اما اين بود كه مديران اين باشگاه اعلام كردند تمايلي به تمديد قرارداد بازيكن ايرانيشان ندارند و به اين ترتيب نوري كه بازوبند كاپيتاني اين تيم را هم بر بازو داشت، به ايران برگشت. او به شدت مايل است به پرسپوليس برگردد و دوباره بازوبند سرگروهي اين تيم را در اختيار بگيرد، اما مشكل بزرگش اين است كه برانكو او را نميخواهد و در شرايط عادي تصميمي براي ادامه همكاري با اين بازيكن ندارد. مربي كروات حتي بين دو نيمفصل هم به شايعه بازگشت نوري روي خوش نشان نداد و الان هم تصميم دارد به روند جوانسازي تيمش ادامه بدهد. بايد صبر كرد و ديد اصرار نوري به پرسپوليسي شدن جواب ميدهد يا نه؟
دژاگه؛ ماموريت ناممكن
اشكان دژاگه از سال2014 مشغول بازي در العربي قطر است. او با قراردادي نجومي از فولام به العربي منتقل شد و لقب گرانترين بازيكن ايراني تاريخ را به خودش اختصاص داد، اما دستاوردهاي اين بازيكن براي تيم قطري چندان راضيكننده نبوده است. اشكان با العربي قرارداد طولاني مدت دارد، اما گفته ميشود باشگاه ديگر حاضر به ادامه همكاري با او نيست. به اين ترتيب حرف و حديثهاي زيادي در مورد حضور دژاگه در ليگ ايران و مثلا پيوستنش به پرسپوليس بر سر زبانها افتاده، اما بعيد به نطر ميرسد چنين اتفاقي حداقل در مقطع كنوني رخ بدهد. دژاگه با توجه به كارنامه پربار و كاراكتر بينالمللياش احتمالا كار سختي براي بازگشت به اروپا و ادامه كار در خارج از كشور نخواهد داشت. بنابراين به احتمال فراوان انتشار اخبار مربوط به پرسپوليسي شدن او را بايد در زمره شايعات نقلوانتقالاتي دستهبندي كرد.
اينها را باور كنيم؟
فارغ از اينكه در ادامه فصل نقلوانتقالات چه اتفاقاتي رخ خواهد داد، حداقل يك مساله كاملا روشن به نظر ميرسد؛ اينكه وضع بازيكنان ايراني شاغل در ليگ قطر چندان روبراه نيست و به نظر ميرسد بازار اين كشور براي فوتباليستهاي ما امنيت و رونق گذشته را ندارد. درست در همين شرايط برخي از ستارههايي كه چند تيم ليگ برتري را خواهان خودشان ميبينند، مدام مدعي ميشوند از قطر پيشنهاد دارند و بايد اين درخواستها را بررسي كنند! مثلا بختيار رحماني بعد از پيوستن به استقلال مدعي شده براي محقق كردن روياي كودكياش از پيشنهاد تيمهاي قطري گذشته، بي آنكه دقيقا اسم بياورد و يا مدرك رو كند. همين مسايل كموبيش در مورد كاوه رضايي، وحيد اميري، مهدي طارمي و خيليهاي ديگر هم مطرح ميشود. اين وسط معلوم نيست اگر قطريها براي استخدام اين همه بازيكن ايراني خيز برداشتهاند، پس چرا قصد دارند قبليها را به طور گسترده و دستهجمعي ديپورت كنند؟!