به روز شده در: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۵
کد خبر: ۱۹۷۹۳
تاریخ انتشار: ۰۲:۱۳ - ۰۸ تير ۱۳۹۲

مرعشی:اجازه دهیم روحانی خودش کابینه را انتخاب کند/روحانی محصول مشترک هاشمی و خاتمی است


روزنو-  گفت‌وگو با حسین مرعشی قرار بود درخصوص اولویت‌های اقتصادی دولت آقای روحانی باشد اما از آنجا که ایشان هم مدیر اقتصادی باسابقه هستند و هم یک فعال سیاسی اثرگذار؛ پیش از ورود به گفت‌وگوی اقتصادی کمی به تحلیل نتیجه انتخابات پرداختیم تا اولویت‌های اقتصادی دولت آقای روحانی در این مصاحبه در پیوند با مساله انتخابات روند معنادارتری پیدا کند. 28-01 ‌قبل از انتخابات اصولگرایان اتئلاف‌های گوناگونی تشکیل داده بودند. مثل 1+2 و ائتلاف فراگیر و... در آن زمانی نامی از آقای روحانی به‌عنوان یک اصولگرا در آن ائتلاف‌ها نبود. اما بعد از اعلام نتیجه انتخابات اصولگرایان مدعی هستند روحانی اصولگراست و اصولگراها برنده انتخابات شده‌اند. دوستان اصولگرای ما که در انتخابات نتوانستند رای بیاورند تلقی‌شان این است که باید آقای روحانی را به نفع خودشان مصادره کنند. گاهی می‌گویند روحانی اصولگراست. گاهی می‌گویند که هاشمی و خاتمی رای نداشتند. من اینکه بعد از پیروزی آقای روحانی دوستان اصولگرای ما متوجه اصولگرابودن آقای روحانی شده‌اند را به این دوستان تبریک می‌گویم. این در واقع همان چیزی است که ما می‌خواستیم تحت عنوان دولت وحدت ملی شکل بگیرد. خیلی خوب است که دوستان اصولگرا هم الان دارند از نتیجه انتخابات استقبال می‌کنند. ما هم از استقبال آنها استقبال می‌کنیم. خب پس از این به بعد به دولت آقای روحانی کمک کنند. اگر فکر می‌کنند آقای روحانی اصولگراست، آنها هم از آقای روحانی درس بگیرند. وقتی آقای روحانی توانست اعتماد مردم را جلب کند خب این دوستان اصولگرا هم تلاش کنند اعتماد مردم را جلب کنند تا آنها هم بتوانند در انتخابات رای بیاورند. اصولگرایان چرا تلاش نمی‌کنند اعتماد مردم را جلب کنند؟ چرا فقط در انتخابات‌هایی پیروز می‌شوند که در آن اصلاح‌طلبان ردصلاحیت شده باشند؟ من به اصولگراها پیشنهاد می‌کنم که شما هم درست حرکت کنید؛ شما هم حرف صحیح بزنید؛ شما هم حرف‌های غیرواقعی نزنید؛ شما هم مثل آقای روحانی بگویید که اگر چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد؛ چرخ اقتصاد هم باید بچرخد؛ اصولگرایان چرا از روش و منش آقای روحانی درس نمی‌گیرند؟ ما اصلاح‌طلب‌ها می‌پذیریم که آقای روحانی فراجناحی است و اصولگرا هم هست کمااینکه ما او را اصلاح‌طلب هم می‌دانیم. خب اصولگراها هم حالا بیایند کمک کنند به تحقق اهداف روحانی. حضور آقای روحانی در انتخابات با پیام‌هایی همراه بود. یکی از پیام‌های روحانی این بود که همه باید حضور داشته باشند و کسی نباید حذف شود. یکی از پیام‌های روحانی این بود که با دنیا تعامل داشته باشیم. یکی از پیام‌های روحانی این بود که در کنار مساله هسته‌ای مسایل دیگر کشور هم مهم است. خب، حالا شما دوستان اصولگرا هم بیایید کمک کنید که آقای روحانی این وعده‌هایش را محقق کند. تحقق وعده‌های ایشان به نفع همه است. اگر روحانی بتواند محدودیت‌هایی که به اقتصاد ایران وارد شده را رفع کند، همه نفع می‌برند. اگر بتوانیم با دنیا روابط بهتری داشته باشیم، همه نفع می‌برند. اگر روابط‌مان با کشورهای همسایه به‌خصوص با عربستان را بهبود بخشیم، بسیاری از مشکلات منطقه حل می‌شود. ما از اینکه دوستان اصولگرا به جای پذیرش شکست در انتخابات می‌گویند آقای روحانی اصولگراست؛ استقبال می‌کنیم ولی لطفا به تحقق وعده‌های ایشان هم کمک کنند. ‌ارزیابی شما از عملکرد نیروهای سیاسی حاضر در انتخابات ریاست‌جمهوری چیست؟ به نظر من، ما در حال حاضر شاهد یک بلوغ سیاسی در ایران هستیم. من این بلوغ را یک امر مبارک برای سیاست در ایران می‌دانم؛ در واقع تعامل تنگاتنگی که بین جبهه میانه‌رو به رهبری آقای هاشمی و جبهه اصلاحات به رهبری آقای خاتمی صورت گرفت و محصول مبارکی به نام آقای روحانی را به ایران و جهان معرفی کرد. این نشانه یک بلوغ سیاسی است. ‌شما در تحلیل انتخابات سال 84 گفتید در آن انتخابات همه بازنده شدند. هم فعالان سیاسی و هم مردم. نظرتان راجع به انتخابات 92 چیست؟ به نظر می‌رسد الان همه برنده شده‌اند. بله؛ نتیجه بلوغ سیاسی یک بازی «برد-برد» برای همه بود. هم مردم بردند؛ هم نظام برد؛ هم سیاسیون اصلاح‌طلب بردند؛ هم اصولگرایان میانه‌رو بردند. فقط افراط بود که در اینجا نفی شد. ‌شما از بلوغ نیروهای سیاسی در انتخابات 92 می‌گویید. نمودهای این بلوغ چه بود؟ اوج این بلوغ سیاسی را در این می‌بینیم که آقای خاتمی اصلاح‌طلب از معاون اصلاح‌طلب خودش (آقای عارف) می‌خواهد که به نفع یک میانه‌رو (آقای روحانی) کناره‌گیری کند. این صحنه با صحنه سال 84 که همه باهم رقابت و به نوعی یکدیگر را تخریب می‌کردند، اصلا قابل مقایسه نیست. صحنه عوض شده و به صحنه خردورزی، از خودگذشتگی و همکاری تبدیل شده است. الان هم اینطور نیست که کار تمام شده باشد. کسانی که برنده انتخابات هستند نباید فکر کنند که همه مسایل با این انتخابات سامان گرفته است. ما با بسیاری از مشکلات مواجه هستیم که همچنان ضرورت همکاری نیروهای سیاسی را طلب می‌کند. باید با همان شعار زیبای آقای روحانی یعنی تدبیر و امید پیش برویم. در مسیر پیش‌رو هم نیاز به ازخودگذشتگی داریم. هم کسانی که در معرض همکاری با دولت هستند و هم کسانی که در بیرون از دولت می‌خواهند به دولت کمک کنند، باید ازخودگذشتگی و حفظ این جبهه متحد خردگرایی را سرلوحه کار خود قرار دهند. ما از آقای روحانی، هاشمی و خاتمی انتظارمان فقط حفظ این جبهه است و اصلا فرصت خطا نداریم. ‌اولین انتخابات پیش‌رو انتخابات مجلس است. به نظر شما اصلاح‌طلبان و نیروهای میانه‌رو در انتخابات مجلس هم باید در قالب همین جبهه فعالیت کنند؟ بله؛ باید این انسجام را حفظ کنیم. ما با کار‌شکنی افراطیون داخلی و شیطنت‌های گروه‌هایی مثل سلطنت‌طلبان و لابی‌های اسراییل و... در خارج از کشور مواجه خواهیم بود. الان دو دسته از نتیجه انتخابات ناراضی هستند؛ افراطیون داخلی و اپوزیسیون جنگ‌طلب و اسراییل. نکته‌ای که می‌خواهم به دوستان خودم در جبهه اصلاحات و جبهه میانه‌روها پیشنهاد کنم این است که ما نباید همه تمرکزمان را روی این بگذاریم که نیروها در دولت حضور داشته باشند. ما باید به منافع کشور فکر کنیم و نه صرفا به محدوده دولت. کشور مجموعه‌ای‌است از دولت؛ بخش خصوصی و نهادهای عمومی. ما اگر به کشور فکر کنیم، نه‌تنها عرصه کار برای همه نیروها هست که حتی نیروی خوب برای اداره کشور کم می‌آوریم. ‌از نکته آخری که گفتید، می‌خواهم برای ورود مصاحبه به مسایل اقتصادی استفاده کنم. آقای روحانی بارها بر اهمیت بخش خصوصی و ضرورت حمایت کامل دولت از بخش خصوصی تاکید کرده‌اند. آیا دولت ایشان فرصتی برای بسیاری از مدیران باتجربه دوران سازندگی و اصلاحات نیست که به جای حضور در دولت به حضور در بخش خصوصی و تقویت بخش خصوصی بپردازند؟ بله، کاملا با این گفته شما موافقم. ما نباید تمرکزمان روی این باشد که نیروهای درجه‌یک همه به دولت بروند. نیروها باید به اندازه محدود در دولت جمع شوند. البته به هر شکلی که جناب آقای روحانی بخواهد و مصلحت بداند. ما اصلا نباید آقای روحانی را در انتخاب محدود کنیم. ما صرفا چیزی که از آقای روحانی باید بخواهیم این است که ایشان خودش باشد و خودش را ضعیف نکند. همین‌که آقای روحانی متوجه باشد که رییس‌جمهور یک ملت بزرگ است و وعده‌های انتخاباتی‌اش را مدنظر داشته باشد، برای ما کافی است. اینکه همکاران ایشان چه کسانی باشند را باید اجازه دهیم که خودشان تصمیم بگیرند. توجه و تمرکز ما به جای حضور دولت باید به کشور باشد. چه‌بسا کسانی بتوانند در بیرون از دولت و در تکمیل اهداف ملی کمک‌های بیشتری به دولت کنند؛ چه اشکالی دارد با روی کارآمدن یک دولت عاقلی که از فعالیت‌های بخش خصوصی حمایت می‌کند، یک بخش خصوصی داشته باشیم که بتواند مجموعه‌ای مثل عسلویه را در یک گوشه دیگری از کشور ایجاد کند؟ وقتی دولت حمایت می‌کند چه اشکالی دارد که مثلا بخش خصوصی ما در عرصه گردشگری تاسیساتی مثل کیش را در چند نقطه از شمال ایران ایجاد کند؟ وقوع این قبیل اتفاقات با توجه به نگاه بسیار مثبت دولت آقای روحانی به بخش خصوصی کاملا ممکن است. ‌شما معتقد هستید دولت آقای روحانی به بخش خصوصی و همین‌طور آزادسازی اقتصادی توجه ویژه خواهد داشت. یکی از اهداف اعلام شده آقای روحانی احیای سازمان برنامه است. برخی اقتصاددانان لیبرال معتقدند برنامه‌ریزی برای اقتصاد حرکت به‌سوی دولتی‌شدن اقتصاد است. احیای سازمان برنامه یکی از اولین اقدامات آقای روحانی خواهد بود. سازمان برنامه دو وظیفه دارد؛ یکی برنامه‌ریزی و دیگری نظارت. اگر اقتصاددانان لیبرال خواهان مداخله کمتر دولت در اقتصاد هستند خب همین مداخله کمتر می‌تواند از برنامه‌های تدوین شده بیرون بیاید. جهت‌گیری‌های برنامه می‌تواند لیبرال‌تر باشد و به کاهش مداخله دولت منجر شود. این خودش یک جهت‌گیری است. اینکه اقتصاد را لیبرالیزه کنیم این خودش یک برنامه برای اقتصاد کشور است. نمی‌توانیم بدون برنامه این کار را انجام دهیم. مساله دیگر نقشی است که سازمان برنامه در تدوین بودجه و نظارت بر بودجه اعمال می‌کند. وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی میل به هزینه دارند و اگر تحت‌نظارت یک سازمانی مثل سازمان برنامه نباشند، دایم برای کشور تعهدات مالی ایجاد می‌کنند. جایی باید وجود داشته باشد که این تعهدات را کنترل و خواسته‌های سازمان‌های دولتی را با امکانات موجود هماهنگ کند و انضباط مالی ایجاد کند. اگر دوستان لیبرال می‌گویند که دولت باید در اقتصاد کمتر مداخله کند خب برای تحقق این مساله، سازمان برنامه باید این جهت‌گیری را به برنامه عمومی کشور تبدیل کند. اساسا دولت سازمان برنامه را منحل کرد که دست‌وپایش برای مداخله گسترده در اقتصاد باز شود. اگر دولت بر خودش قیدی زد و گفت باید سازمانی باشد که دخالت‌ها را محدود کند که اقدام درستی انجام داده و نباید به این ایراد گرفت. ‌یکی از انتقاداتی که بسیاری از کارشناسان در هشت سال گذشته بر دولت احمدی‌نژاد وارد می‌کردند افزایش شدید مصارف ارزی کشور برای واردات کالاهای مصرفی بود. به اعتقاد شما دولت آقای روحانی درخصوص مصارف ارزی چه سیاستی را باید پیش گیرد؟ شکل بهینه مصارف ارزی کشور چیست؟ یکی از مشکلات دوران آقای احمدی‌نژاد تبدیل بی‌رویه دلار به ریال برای مصارف داخلی بود. دولت هزینه‌های جاری‌اش را بسیار افزایش داد که برای تامین این هزینه‌ها ناچار بود به شکل بی‌رویه‌ای دلارهای نفتی را به ریال تبدیل کند که این به تورم فزاینده منتهی شد. مساله دیگر واردات وسیع کالاهای مصرفی و بعضا بی‌کیفیت خارجی بود. آنچه برای توسعه صنعتی و رشد اقتصاد ملی ضروری است، این است که مصارف ارزی ما در درجه‌اول برای واردات تکنولوژی باشد. بعد ماشین‌آلات؛ کالاهای واسطه‌ای و همین‌طور خرید خدمات فنی و مهندسی برای تقویت زیربناها باشد. اقتصاد ما به مصرف منابع ارزی نیاز دارد اما اولا این منابع باید به صورت ارزی هزینه شود نه اینکه تبدیل به ریال شود و به اقتصاد تزریق شود. دولت باید به اندازه توان جذب اقتصاد ملی دلار را به ریال تبدیل کند. ثانیا مازاد آن را برای مصارف ارزی اختصاص دهد. البته نه مصرف ارزی برای واردات گسترده کالاهای مصرفی. بلکه برای واردات تکنولوژی؛ ماشین‌آلات؛ کالاهای واسطه‌ای و خرید خدمات فنی و مهندسی. ‌در دولت‌های سازندگی و اصلاحات بعضا شاهد برخی ناهماهنگی‌ها در تیم اقتصادی دولت بودیم. از آن تجربه چگونه باید استفاده شود؟ این مساله بسیار مهمی است. توصیه اکید من به جناب آقای روحانی این است که ستاد اقتصادی دولت شامل رییس سازمان برنامه، وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی حتما به‌صورت تیمی انتخاب شوند. هرگز نباید این تیم ناهماهنگ باشد. این تیم باید به نحوی انتخاب شوند که حتما بتوانند با هم کار کنند و هر سه‌نفرشان یک برنامه را قبول داشته باشند. سازمان برنامه، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد کنترل شاخص‌های اقتصاد کلان را بر عهده دارند که مهم‌ترین آن کاهش تورم و افزایش رشد اقتصادی است و این مساله به همسویی این سه نهاد برای اتخاذ تصمیمات لازم نیاز دارد. ‌در حال حاضر در اکثر کشورهای دنیا گردشگری هم به بخش مهمی از اقتصاد کشورها تبدیل شده است. قسمتی از درآمد ارزی کشورها و همین‌طور ایجاد اشتغال از محل توسعه گردشگری حاصل می‌شود. به نظر می‌رسد ظرفیت‌های گردشگری در اقتصاد ایران تاکنون بالفعل نشده است و بخش گردشگری قسمت کوچکی از اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهد. الان بسیاری از گردشگران ایرانی به کشورهای اطراف می‌روند و جذب گردشگر خارجی هم وضعیت خوبی ندارد. با توجه به تجربه و مسوولیت شما در سازمان گردشگری و میراث فرهنگی در دولت آقای خاتمی، چه پیشنهادی به دولت آقای روحانی دارید تا حجم گردشگری در اقتصاد ایران جدی‌تر شود؟ گردشگری دو بخش دارد؛ یکی سفرهای هموطنان در درون کشور و دیگری جذب گردشگران خارجی است. ما در هر دو حوزه ظرفیت‌های خالی فراوانی داریم. اینکه گفته می‌شود گردشگری اصلا در کشور رشد نکرده سخن درستی نیست. رشد محدودی داشته و در حوزه گردشگری زیارتی ظرفیت‌های خوبی ایجاد شده است. به‌صورت نسبی در جزیره کیش هم امکاناتمان مناسب است. ولی در شمال ایران و قطب‌های فرهنگی مثل شیراز، اصفهان، تبریز، کردستان، یزد، کرمان و... هنوز کشور بسیار عقب است. ما نیاز داریم بخشی از بازار را مدیریت کنیم تا نیازهای مردم در داخل تامین شود و لازم نباشد مردم برای نیازهای گردشگری‌شان اینقدر به خارج از کشور سفر کنند. همچنین نیاز داریم که بتوانیم گردشگران خارجی را به کشورمان جذب کنیم. من با توجه به تجربه‌ای که در دولت آقای خاتمی در سازمان گردشگری و میراث فرهنگی داشتم می‌توانم بگویم مهم‌ترین محدودیت ما برای رشد گردشگری مساله سرمایه‌گذاری برای ایجاد زیربناها و تاسیسات گردشگری است. ما در بسیاری از نقاط کشور سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم که بخواهیم بهره‌برداری کنیم. ما به جز دو قطب گردشگری‌مان یعنی مشهد و کیش در سایر نقاط کشور سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم. الان گردشگری داخلی‌مان رشد کرده اما بسیار افت کیفیت دارد. یعنی مردم به مسافرت می‌روند اما بسیاری از هتل‌های موجود پر نمی‌شود. مردم رو آورده‌اند به استفاده از چادرهای مسافرتی و گردشگری ارزان. البته این هم خوب است اما باید بخشی از گردشگری کشور باشد نه همه آن. ما در کشور سه بازار اصلی برای جذب گردشگران خارجی داریم. اولین بازار، بازار گردشگران مذهبی و زیارتی است. الان مشهد، قم و تا حدی شیراز مقصد مسافرت زیارتی شیعیان جهان هستند که این بازار گردشگری زیارتی بازار بسیار خوبی است که باید روی آن بیشتر کار کرد. البته این بخش معمولا گردشگرانی با مصرف پایین هستند. بازار دوم گردشگری ما، بازار گردشگران فرهنگی هستند که شیراز، اصفهان، خوزستان، کردستان، یزد، تبریز و کرمان توانایی جذب گردشگران خارجی را دارند. بازار سوم گردشگری ایران، گردشگران علاقه‌مند به طبیعت هستند که شمال ایران و همین‌طور کویر و عرصه‌های بیابانی ما برای بسیاری از گردشگران اروپایی و آسیایی جذاب است. این بازار جزو بازارهای اصلی گردشگری ایران هستند و سایر بازارها، بازار فرعی هستند. ما تمرکزمان برای اختصاص منابع باید روی این سه بازار اصلی باشد و در این سه بازار سرمایه‌گذاری صورت بگیرد و حتما باید در این حوزه از سرمایه‌های بخش خصوصی استفاده کرد.
پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار