به روز شده در: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰
کد خبر: ۱۹۶۲۰
تاریخ انتشار: ۰۲:۱۰ - ۰۶ تير ۱۳۹۲

خرم:یکدست‌سازی بزرگ‌ترین آسیب برای کشور است/شرایط چند صدایی فراهم شده است


روزنو- سطح توقع از دولت یازدهم بسیار بالاست. این اولین جمله‌ای است که هر کارشناس یا مدیری بعد از انتخابات یازدهم بر زبان می‌آورد. khoram 2 شرایط کشور و انتظار مردم به‌گونه‌ای است که اغلب کارشناسان و همچنین مردم در این اظهارنظر توافق دارند بنابراین اکثر کسانی که این جمله را بر زبان می‌آورند، اعتقاد دارند کار اجرایی دولت جدید از این منظر بسیار سخت‌تر است. مهندس احمد خرم از جمله مدیرانی است که سال‌ها وزارت راه را مدیریت کرده است، او در این گفت‌وگو از اظهارنظرهای غیرمسئولانه‌ای می‌گوید که پس از انتخابات یازدهم ورد زبان برخی شده است. می‌گوید بزرگ‌ترین تجربه‌ای که پیش روی دولت یازدهم است، تجربه سال‌های گذشته است لذا به گفته او بهتر آن است که اولین اقدام دولت جدید این باشد که از این تجربه استفاده کند. به باور او اولین و مهم‌ترین درسی که از تجربه هشت سال گذشته می‌شود گرفت این است که یکدست‌سازی بزرگ‌ترین آسیب برای کشور است: مصاحبه‌های مختلف و اظهارنظرهای گوناگون بعد از انتخابات که برای دولت جدید حکم صادر می‌کنند و از چگونگی شرایط کابینه می‌گویند را چگونه تحلیل می‌کنید؟ معمولا بعد از انتخابات فضا به‌گونه‌‌ای است که جریان‌های سیاسی به دنبال سهم‌خواهی هستند و به همین دلیل حرف‌هایی می‌زنند که به نوعی برای دولت جدید حکم صادر کنند. شرایط به گونه‌ای است که گویا در اصولگرایان مد شده است دولت را به نام خودشان مصادره کنند. اتفاقا به دلیل مشکلات ناشی از همین اظهارنظرهایی که این روزها شاهد آن هستیم، آقای روحانی کمیته‌هایی را برای بررسی برنامه‌ها و بررسی افراد تشکیل داده‌اند که به طور رسمی از روز شنبه کار خود را آغاز کرده‌اند. اولین جلسات این کمیته همان روز شنبه برگزار شده و قصد آن هم این است که افرادی را که در زمینه‌های مختلف‌ می‌توانند برای دولت مفید و کارآمد باشند، پیدا و به رئیس‌جمهور منتخب معرفی کنند. اظهارنظرهایی که برای وزرای مختلف حکم می‌دهند یا مثلا می‌گویند کابینه باید فلان طور باشد و حرف‌های سهم‌خواهانه‌ای از این دست یقینا در ادامه مشکل ایجاد می‌کند. خوشبختانه آقای روحانی مسیر خوبی در پیش گرفته‌اند که مبتنی بر خرد جمعی است. تجربه بشر نشان داده است بی‌خطاترین یا کم‌خطاترین روش موجود استفاده از تجربه‌های موجود است. در این یک ماه فرصت باقی‌مانده این کمیته‌ها براساس تجربه‌های جمعی که دارند، این موضوع را پیش می‌برند و یقینا از همه ظرفیت‌ها استفاده خواهند کرد. آقای دکتر روحانی هم به خوبی می‌دانند چه کسانی برای اداره کشور مفید هستند و می‌توانند کشور را در مسیر پیشرفت حرکت بدهند. به هر حال افرادی هم بودند که در پیروزی آقای روحانی نقش ویژه‌ای داشتند و طبیعی است که ایشان از حضورشان استفاده خواهند کرد. (به هر حال آقای دکتر روحانی هم هیچگاه فراموش نخواهند کرد که اگر روسای دولت سازندگی و اصلاحات پشت ایشان قرار نمی‌گرفتند و همچنین اگر رفتار آقای عارف نبود، سرنوشت انتخابات چیزی نبود که امروز شاهد آن هستیم.) از این جهت دوست دارم یک نکته را بگویم و آن هم رفتار اخلاقی و آموزنده آقای دکتر عارف است که حقیقتا نشان دادند منافع ملی تا چه حد برای ایشان از منافع شخصی فراتر است. وقتی چنین افرادی در کشور هستند که تا این حد به خاطر منافع کشور از خودگذشتگی می‌کنند، چه دلیلی دارد که مدیری در هر سطح نخواهد از وجود آنها استفاده کند؟ از این افراد در هر سطحی باید بهره برد و باید آنها را پیدا کرد. امیدوارم کمیته‌ای که آقای روحانی برای پیدا کردن این چهره‌ها تشکیل داده‌اند، موفق پیش برود. جالب اینجاست که برخی اصلاح‌طلبان در اظهارنظرهایشان اعلام می‌کنند که اصلاح‌طلب‌ها توقع نداشته باشند. به هرحال افراد کارآمدی از این جریان هشت سال کنار گذاشته شدند، چرا آنها نباید توقع داشته باشند؟ حقیقتا دلیل این اظهارنظرها را نمی‌دانم. اصلا نیازی نیست کسی در مورد استفاده از نیروها بحث‌های این چنینی راه بیندازد. از این جهت (نه کار اصولگرایان را درست می‌بینم که می‌خواهند دولت را برای خودشان مصادره کنند و از همین الان وزرای دولت را هم برای خودشان انتخاب کرده‌اند و نه کار اصلاح‌طلبان را که علاقه دارند خودزنی کنند و بگویند اصلاح‌طلبان توقع نداشته باشند). به هر حال تعداد زیادی از مدیران کارآمد در اداره کشور اصلاح‌طلب بوده‌اند و سابقه درخشانی هم از خود بر جای گذاشته‌اند. یکی از اشکالات دولت‌های نهم و دهم همین مساله بود که برخی از این مدیران توانمند را بیکار و خانه‌نشین کرد. همه این افراد جزو ظرفیت‌های کشور هستند و برای پرورش و تربیت آنها هزینه‌های زیادی شده است. چرا این افراد باید دوباره نادیده گرفته شوند؟ آقای روحانی در جریان این مساله هستند و یقینا قصدشان این است که از همه توان کشور برای منفعت میهن‌مان بهره ببرند. این حرف منطقی است که حرف‌هایی به عنوان سهم‌خواهی گفته نشود چراکه اینگونه بحث‌ها فشار بی‌مورد روی دولت ایجاد می‌کند و این فشار کار دولت را سخت می‌کند. با توجه به تجربه کاری آقای روحانی تصورم بر آن است که ایشان از همه افراد معتدل و کاردان از هر جناحی و نیز افرادی که عاقلانه عمل می‌کنند، در دولت‌شان استفاده خواهند کرد. دولت ایشان دولت اعتدال است بنابراین معتدلین کشور باید راس و بدنه این دولت را تشکیل بدهند. با توجه به تجربه‌ای که آقای روحانی دارند، بعید می‌دانم تحت تاثیر مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای مختلف باشند. کار دولت را به دلیل حجم اظهار‌نظرهای مختلف و توقعات این‌چنینی، سخت‌تر می‌دانید یا آنکه تفاوتی وجود ندارد؟ کار اجرایی این دولت واقعا سخت‌تر است. مردم هم توقع دارند و این توقعات هم بجاست ولی مردم باید بدانند که دولت باید فرصت و زمان در اختیار داشته باشد تا آرام‌آرام شرایط را به حالت طبیعی برگرداند. از این جهت مردم باید به دولت زمان بدهند تا اصلاحات اجرایی صورت بگیرد، ایجاد انضباط فنی و کاری به مسائل داخلی بازگردد و همچنین ظرفیت‌های بزرگ ولی معطل مانده زودتر استفاده شوند. برخی از واحدهای تولیدی در حال حاضر با 20 یا 30 درصد ظرفیت کار می‌کنند. این ظرفیت‌ها را باید به سرعت فعال کرد. در سال‌های گذشته مدیریت اجرایی یکدست شده بود و ضربه‌هایی از این وضعیت خوردیم اما الان شرایط چندصدایی مهیاتر است. اولین آسیبی که ممکن است از یکدست بودن کشور به وجود بیاید، احتمال وجود فساد است. این تجربه بشر است و در دوره‌های مختلف و سرزمین‌های گوناگون، بارها از آن ضربه خورده است. غیر عقلانی است اگر کسی بخواهد دوباره یک کشور را به آن سمت ببرد. دولت آقای روحانی چگونه می‌تواند از تجربه‌های دولت‌های نهم و دهم استفاده کند؟ گویا قرار است انتقال تجربه‌ دولت‌ها نیز انجام شود. دولت‌های نهم و دهم در عین حال که کارها و خدمات بزرگی داشت، اشتباهاتی هم داشت. تشدید تحریم‌ها اتفاقی بود که در این دولت افتاد و کشور را با مشکلاتی روبه‌رو کرد. تجربه دولت نهم، تجربه بسیار بزرگ و البته سنگینی بود که دولت آقای روحانی باید آن را پیش روی خودش قرار بدهد و با دقت نظر بیشتری پیش برود. این بحث‌ها پس از انتخابات، طبیعی است یا آنکه انتخابات یازدهم واقعا تفاوت می‌کند؟ شاید در دوره‌های گذشته در حد چند اظهارنظر کلی از این دست بحث‌ها وجود داشت اما این انتخابات واقعا فرق داشت و ویژه بود. تا پیش از این مشخص بوده هر رئیس‌جمهوری که بر سر کار آمده از کدام دسته و جناح بوده است اما دولت جدید با شعار اعتدال بر سر کار آمده است. با تمام این بحث‌ها واقعا چه دولت اصلاحات و چه دولت سازندگی، هیچکدام اینگونه نبود که تنها از یک تفکر جناحی استفاده کنند. اتفاقا می‌خواستم همین مساله را مطرح کنم. منتقدین اصلاحات می‌گویند در دوره اصلاحات همه مدیران تغییر کردند. واقعا اینطور بود؟ زمانی که در وزارت راه بودم، از 13 معاونی که حضور داشتند، چهار نفر اصولگرا بودند که تا پایان هم ماندند، شش نفر اصلاح‌طلب بودند و سه نفر هم مستقل بودند. 70درصد مدیران کل وزارت راه در آن دوره اصولگرا بودند. آنها هم تا پایان بودند. اتفاقا بسیار هم متخصص و کاردان بودند. در وزارتخانه‌های دیگر هم وضع همینگونه بود و واقعا اینطور نبود که تنها از یک جناح استفاده شود لذا اینکه برخی می‌گویند دولت اصلاحات از یک تفکر استفاده کرد، بحث نادرستی است. اگر هر اصولگرایی هم تشخیص داده می‌شد که باید جایگزین بشود، به هیچ عنوان اینگونه نبود که آن فرد بیکار یا خانه‌نشین بشود. در نهادهای دیگر به کار گرفته می‌شد یا آنکه مثلا به نهادهایی مانند صداوسیما یا بنیاد شهید و بنیاد مستضعفین و قوه قضائیه و ثبت اسناد و ارکان این‌چنینی می‌رفت اما با روی کار آمدن دولت‌های نهم و دهم، نیروهای اصلاح‌طلب بیکار و منزوی شدند. مساله‌ای سخت و غیرقابل فهم نیست، می‌شود آمار داد و گفت در دوره اصلاحات چند مدیر اصولگرا بیکار شدند. الان از اصلاح‌طلبان برای پست‌های کارشناسی هم استفاده نمی‌شود. در شرایطی که قرار نباشد به صورت جناحی عمل کرد، معمولا دولت‌ها چگونه نیروهایشان را شناسایی می‌کنند؟ این طبیعی است که هر دولتی بر سر کار بیاید، از افرادی که به آنها اعتماد دارد، استفاده کند اما این مساله دلیل نمی‌شود که جریان عمده‌ کارشناسی و متخصص کشور به راحتی کنار گذاشته و نادیده گرفته شود. برایتان مثال می‌زنم؛ خیلی‌ از نیروهای کشور در سال‌های گذشته بازنشسته زودتر از موعد یا بازخرید شده‌اند. از آن طرف هم کسی بیاید و بگوید اصلاح‌طلبان توقع نداشته باشند. این دو مساله هیچ تفاوتی در عمل باهم ندارند زیرا حرف درستی نیست چراکه رئیس‌جمهوری که بر سر کار آمده است، همانطور که رئیس‌جمهور اصولگرایان است، مسلما رئیس‌جمهور اصلاح‌طلبان و همچنین همه گروه‌های مختلف سیاسی کشور است بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید فلان جناح توقع نداشته باشد. این حرف یعنی دوباره اصلاح‌طلبان به خانه‌های خودشان بروند و از ظرفیت آنها استفاده نشود؟ این حرف مفهوم ریزش و رویش نیست. رویش یعنی مدیران جوان کناردست مدیران باسابقه قرار بگیرند و کار یاد بگیرند و آهسته آهسته جایگزین بشوند. حذف کردن که ساده‌ترین روش است و هرکسی هم می‌تواند آن را انجام بدهد. بعد از آن هم افراد کم‌اطلاع و کم‌تجربه و در عین حال مدعی، بر سر کار خواهند آمد و اتفاقاتی که نباید بیفتد، خواهد افتاد. حالا ما خودمان بیاییم و اعلام کنیم فلان گروه توقع نداشته باشد. زمان اصلاحات تمام شاخص‌ها رو به رشد بود. رشد اقتصادی 6/7 بود. نرخ بیکاری 5/16 درصد به 11 درصد کاهش یافت. تورم سنگین 18 درصدی هم به 10 رسید. شما شاخص‌ها را حساب کنید. بیکاری فارغ‌التحصیلان بالای 50درصد است. تورم بر اساس اعلام بانک مرکزی 31درصد است. شرایط انتخابات امسال تا حدودی شرایط سال 76 را تداعی نمی‌کند؟ همانطور که گفتم دولت یازدهم تجربه‌های سنگین موفقیت‌آمیز و ناموفقی پیش رو دارد. به دست آمدن این تجربه‌ها برای کشور هزینه‌هایی داشته است. اگر دولت یازدهم بخواهد نسبت به این تجربه‌ها بی تفاوت باشد و آنها را نادیده بگیرد که بدترین کار ممکن را انجام داده است. دولت بعدی باید از همه نیروها استفاده کند و در سطوح مختلف از افرادی که سابقه کارشناسی درخشانی دارند، بهره ببرد و در قالب یک سازمان و تشکیلاتی مبتنی بر خرد جمعی آنها را مورد استفاده قرار بدهد. اعتقاد دارم آقای روحانی به این مساله توجه کامل دارند و حواس‌شان جمع است که جوری برخورد نکنند که گویا همه چیز تمام شده است. اتفاقا کار تازه شروع شده و کارهای بسیاری است که مدیران اجرایی و برنامه‌ریزان دولت یازدهم باید به آن توجه کنند و انجام بدهند. این حرف‌ها که برخی می‌گویند فقط ما پیروز شدیم، فقط ما برنده هستیم و از این دست اظهارنظرها نه تنها کمکی به ما نکرده بلکه کشور را با مشکلی مضاعف روبه‌رو می‌کند.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار