روایت محمدرضا عارف از پشت پرده مناظره های انتخاباتی

روزنو- «بر اساس منشور اخلاق انتخاباتی منتشرشده توسط اینجانب، خود را متعهد به رعایت اخلاق و انجام تعهداتم میدانم.» شاید این جمله، از کلیدیترین عبارات بیانیه 246کلمهای محمدرضا عارف 62ساله در انصراف از کاندیداتوری یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری اسلامی ایران است که در شامگاه 20 خردادماه 1392 و تنها سه روز مانده به برگزاری انتخابات خطاب به «ملت شریف ایران» و نه تنها «طرفدارانش» منتشر شد؛ انصرافی که بهزعم بسیاری او را از صندلی چهارساله ریاستجمهوری دور کرد اما بر صندلی ثابت «اخلاق» نشاند. اما تعهدات عارف به چه کسانی و چه بود؟
وی در مصاحبه با سی و هشتمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات که ظهر روز یکشنبه 26 خردادماه، یعنی کمتر از 24 ساعت پس از اعلام رسمی نتایج انتخاباتی که پیروزش حسن روحانی بود، با آرامش بیشتری به تبیین دیدگاهها و سیاستهای گذشته، حال و آینده خود پرداخت.
عارف در این گفتوگو با اشاره به اتفاقاتی که بعد از انتخابات چهار سال پیش رخ داده بود، توضیح داده که با چه رویکرد و منشی تلاش کرده «امید به آینده» را از جمعهای کوچک هشت تا 10 نفره در «بنیاد امید» به میان جمعهای بزرگتر بیاورد و به زعم خودش شکاف بین نسل اول و سوم انقلاب را کمتر کند.
او گفته که در این مسیر به هیچ عنوان و از هیچ نهاد مسؤول و غیرمسؤولی بابت برنامهها و کارهایش از جمله نام بردن از سیدمحمد خاتمی و علیاکبر هاشمیرفسنجانی تذکری نگرفته است.
کاندیدای انصرافداده اصلاحطلب انتخابات ریاستجمهوری یازدهم در این گفتوگو از رابطه و تعاملش با رهبری انقلاب، بیمها و امیدهایش برای حضور در عرصه انتخابات و کاندیداتوری، خط قرمزهایش، پایبندی به اعتقاداتش و شخص رئیسجمهور پیشین کشورمان، میزان تحقق اهدافش، آمادگیاش برای همکاری با رئیسجمهور منتخب و توصیه به وی برای استفاده از تجارب رؤسای جمهور سابق و از جمله محمود احمدینژاد در قالب مشاور ارشد، مهارتهای ارتباطی نامزدهای ریاستجمهوری، مناظرههای تلویزیونی و تأثیر اشتباهات نامزدها در بالا و پایین شدن آرای آنها، تندرویهای انجامشده از ناحیه افراطیون اصلاحطلب در سالهای گذشته، تأثیر رسانههای داخلی و خارجی در انتخابات یازدهم، مخالفتش با جابهجایی گسترده مدیران پس از برگزاری هر انتخابات و بسیاری از موضوعات دیگر پاسخ داده است.
عارف در این گفتوگو در مورد زندانیان سیاسی و مسأله موسوی، رهنورد و کروبی هم سخن گفته است.
بخشی از این گفتوگو را در مورد عملکرد رسانهها و مهارتهای ارتباطی کاندیداها بخوانید:
* در روند برگزاری این انتخابات، رسانهها چگونه عمل کردند؟
رسانه ملی در مجموع خوب عمل کرد، من در مجموع نمره خوب میدهم. از روزنامهها گله دارم، از همه آنها.
* چرا؟
بعضاً رسالت فرهنگی خود را فدای مسائل حاشیهای و اقتصادی میکنند، نمیگویم فدای مسائل سیاسی.
* چون گرفتارند.
و این برای رسانه بد است. قبول دارم، باز نمیکنم.
* به رسانه ملی در سه هفته منتهی به انتخابات از 20 چه نمرهای میدهید؟
17. در سال گذشته رسانه ملی برخی از چهرهها را که معلوم بود کاندیدا میشوند، به بهانههای مختلف به صورت مرتب نشان میداد ولی در جریان انتخابات عملکرد رسانه ملی خوب بود که نتیجهاش دلگرم شدن مردم و حضور پرشورتر در انتخابات شد.
* به روزنامهها چه نمرهای میدهید؟
نمره قبولی میدهم، در کل 12.
* فعالان فضای مجازی؟
نمره خوبی میگیرند، خیلی کمک کردند.
* به رادیو چطور؟
من رادیو خیلی گوش نمیکردم.
* مهارتهای ارتباطی کاندیداها چقدر بود؟ گاهی دوربین که از نزدیک افراد را نشان میداد، برخیها دستشان خیلی میلرزید.
ممکن است به خاطر سنشان بوده باشد.
* میخواهم بدانم در آن فضایی که قرار میگرفتید، چقدر تسلط و مهارتهای ارتباطی لازم بود؟ ببینید بین آقای قالیباف و روحانی بحثی در گرفت که ما رنگپریدگی را در چهره کاندیداها دیدیم. یک جایی وقتی یکی از کاندیداها در مورد سال 88 و سکوت شما یکی دو مطلب را گفت، باز همین وضعیت مشخص بود. گاهی کاندیداها دچار هیجان میشدند و همه اینها در بالا و پایین شدن جایگاهها و رأیها تأثیرگذار بود. شما خودتان چقدر روی این مسائل کار کرده بودید؛ اینکه وقتی جلوی مردم قرار میگیرید، چطور رفتار کنید؟
من خیلی روی خودم کار نکرده بودم و قبلاً هم برنامه زنده یا ضبط شده نداشتم ولی برخی دوستان داشتند.
* این هیجانزدگی را در برخی جاها قبول دارید؟
بله، بالاخره در مقابل این همه آدم قرار گرفتن ممکن است تأثیر بگذارد. اگر شما یک گاف بدهید و 50 بار هم بعدش قسم بخورید گاف بوده، کسی باور نمیکند.
* این اتفاقات افتاد؟
برای من نیفتاد. بهنظرم گاف مهمی ندادم.
* مثلاً فکر میکنید آقای قالیباف پشیمان نیست؟ چون کسی که با او کاری نداشت، در مورد بحث با آقای روحانی و طرح موضوع کوی دانشگاه، خود آقای قالیباف یک دفعه موضوع را طرح کرد.
دو سه جا کاندیداها وارد برخی خطوط قرمز شدند؛ مثلاً مسأله هستهای و کوی دانشگاه. وارد مقولاتی شدند که نباید میشدند.
* و فکر نمیکنید این موارد رأیها را جابهجا کرد؟
ممکن است جابهجاییهایی را در پی داشته است.
آقای دکتر! آیا ممکن است برخی از مسائل دیگری که شما فرمودید نیاز به ریشهیابی هم دارد، با این فضای ایجادشده تعیین تکلیف شود؛ مثلاً جریان آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد سرانجامی بگیرد یا بحث زندانیان سیاسی و...؟
کاملاً. بحث زندانیان و حصر، استخوان لای زخم است، دانشجویی از من میخواست اینها را به عنوان شرط مطرح کنم ولی کاندیدا که نمیتواند شرط بگذارد. الان شرایط خیلی خوب است. امیدوارم این مسأله از وادی هماهنگی و همکاری با نهادهای ذیربط حل شود و حل آن به استمرار روحیه پرشور و با نشاط موجود در جامعه کمک کند و به همدلی و همراهی با دولت جدید در پیگیری مطالبات و حل مشکلات کشور یاری میرساند. بدون اینکه کسی یا جریانی بخواهد امتیاز حل شدن این مسائل را برای خودش بداند.
شما در این قضیه نقشآفرین خواهید بود؟
من مسؤولیت رسمی ندارم ولی در حد توانم کمک میکنم.
خب گاهی مسؤولیتهای غیررسمی نقش پررنگتری دارند. شما گفتید دو حکم از آقا دارید. تا حالا شده در جلسات خصوصی در این زمینهها صحبت کنید؟
در جلساتی که بر حسب ضرورت با ایشان دارم، نظرات خودم را در مورد مسائل مختلف مطرح میکنم.
به نکته ظریفی اشاره کردید که کسی نباید این وسط سودجویی کند.
بله، اما انتظار مردم این است که رئیسجمهور منتخب مسائل و دغدغههای موجود را پیگیری کنند.
آقای دکتر! میشود هم اعتدالگرا بود، هم اصلاحطلب؟
خیلی تفاوتی نمیکنند.