به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۱۸۵۴۷۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۳ - ۱۰ اسفند ۱۳۹۴

مجلس‌دهم محل‌گفت‌وگو باشد نه مونولوگ

انتخابات ۷ اسفند با پويايي و نشاط سياسي بسیار بالایی برگزار شد و درصد قابل توجهي از واجدان شرايط به پاي صندوق‌هاي راي رفتند. انتخاباتي كه با تصميم گروهي از جريانات ريشه‌دار و فراگير سياسي كشور به نام اصلاح‌طلبان مبني بر عدم جدايي از صندوق راي و دعوت گسترده لیدران جبهه اصلاحات از مردم براي حضور در نهايت بلوغ سياسي برگزار شد و مي‌تواند گام مهمي در تعيين سرنوشت كشور در اين مقطع مهم و حساس تلقي شود. به همين جهت و درباره زواياي مختلف اين حضور دكتر نجفقلي حبيبي فعال سياسي اصلاح‌طلب با «آرمان» به گفت‌وگو پرداخته است كه در ادامه مي‌خوانيد:
روز جمعه انتخابات مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان با همه دعوت‌هايي كه براي حضور حماسي مردم صورت گرفته بود انجام شد. ارزيابي شما از ميزان و كيفيت حضور مردم و اقشار مختلف در اين انتخابات چه بود؟
بنده به عنوان يك شهروند از تمامي مردم ايران كه با شور و اشتياق فراوان در اين انتخابات مهم شركت كردند و صحنه‌هايي بسيار شور‌انگيزي از مشاركت عمومي را براي اداره امور كشور به نمايش گذاشتند به اندازه خود سپاسگذاري مي‌كنم. واقعا خوشحالم از اينكه اين كشور چنين ملتي زنده، شاداب و مسئوليت‌پذير و مسئوليت‌شناس دارد. به هر حال مردم مي‌دانستند كه الان وظيفه آنان شركت در انتخابات و تعيين نمايندگان خود است و بر همين اساس بود كه همه آمدند. مردم در روز جمعه به جناح‌بندي‌هاي سياسي و طيف‌بندي‌هاي جرياني مختلف چندان توجهي نكردند. در نهايت آنچه اتفاق افتاد اين بود كه همه در اين انتخابات كه به نوعي نشانگر توسعه سياسي است مشاركت داشتند، براي آينده كشور خود وقت گذاشتند و به آينده كشور اهميت داده و سعي كردند در ساخت آن سهيم باشند كه اين مساله بسيار ارزشمند است. حضور مردم در پاي صندوق‌هاي راي به معناي احساس مسئوليت عمومي و بسيار حائز اهميت است كه همه احساس مسئوليت كرده و در صحنه حاضر شدند.
فكر مي‌كنيد دعوت‌هاي شكل گرفته و موجي كه اصلاح‌طلبان براي حضور آفريدند و به‌ويژه با ترغيب گسترده بدنه اجتماعي خود براي تاثير‌گذاري مثبت در انتخابات، تا چه حد در خلق حماسه ۷ اسفند سهيم بود؟
به یقین اقدامات اصلاح‌طلبان تاثيرات زيادي داشت. بنده آمار دقيقي از مشاركت ندارم اما تصور مي‌كنم مشاركت در انتخابات حداكثري بوده و همه كساني نيز كه گاه به گاه و به هر دليل به پاي صندوق‌هاي راي نمي‌رفتند، در اين دوره در صف‌هاي راي دادن ايستادند و در راي‌گيري عمومي مشاركت كردند تا همگام با همه مردم براي آينده كشور، نقش خود را ايفا كنند. بنابراين به نظر مي‌رسد مشاركت مردمي و حضور اقشار و سلايق مختلف كه قاعدتا تحت تاثير اقدامات و تبليغات جريانات مختلف به پاي صندوق‌هاي راي آمدند و در اين انتخابات شركت كرده‌اند، خوب بود. بنده نيز در حوزه‌هاي اخذ راي كه حضور داشتم، شاهد استقبال خوبي از سوي اقشار و سلايق مختلف نسبت به اين انتخابات بودم. البته بايد به انتظار آمار نهايي ماند و سپس بررسي كرد که چند درصد از مردم در اين انتخابات شركت داشته‌اند. ظاهرا پيش از اين، اعلام شده بود كه به صورت تقريبي ۵۵ ميليون نفر واجد شرايط راي دادن بودند كه بايد مشاهده كرد از اين تعداد، چه ميزان در انتخابات شركت كردند، اما آنچه در تهران ديده شد، شركت گسترده مردم درانتخابات بود.
بخشي از اين حضور مردم احتمالا در واكنش به برخي از تنش‌ها و بي‌اخلاقي‌هاي شكل‌گرفته در مجلس نهم بود. بخشي از مردم با اين استدلال كه مانع حضور تندروها در مجلس دهم شوند به پاي صندوق راي آمدند. اين اتفاقات شكل گرفته در مجلس نهم را به چه صورت ارزيابي مي‌كنيد و فكر مي‌كنيد چه پايه‌اي بايد براي مجلس آينده ريخته شود كه مجلسي مبتني با متانت و وقار مورد انتظار آحاد جامعه باشد؟
در همين راي‌گيري، چنين اتفاقي رخ داد. وقتي كه عده زيادي در انتخابات شركت نمي‌كنند، در نتيجه گروهي خاص با ديدي خاص برگرفته از جريان فكري خاص در انتخابات شركت كرده و طبيعتا نمايندگان انتخاب‌شده نيز تبلور اراده چنين جمعي هستند كه در انتخابات شركت كردند. اما وقتي اكثريت قاطع ملت با ديدگاه‌ها و تلقي‌هاي مختلف در انتخابات شركت مي‌كنند، مسلما مجلس به تبلور اراده اين جمع تبديل مي‌شود. جمع ايراني، جمعي معتدل، خردمند و آرام است، بدين معني كه تمايل دارد كارها بر اساس منطق، استدلال، آرامش و بر اساس سازش و تعامل با همديگر پيش رود. اكنون كه اكثريت مردم در اين انتخابات شركت كردند، در نتيجه، برآيند اين انتخابات نيز نمايندگاني هستند كه از طيف‌ها و جريانات مختلف اجتماعي برخاسته و آنها را نمايندگي مي‌كنند. در نتيجه مجلس آينده قاعدتا بايد مجلسي خردمند، معتدل، معقول و اهل بحث و گفت‌وگو باشد و نه مونولوگ. در حقيقت با توجه به مشاركت گسترده مردم از اقشار و طيف‌هاي مختلف، مجلس دهم مظهر يك اراده جامع ملي مي‌شود. اكثريت مردم تمايل دارند با گفت‌وگو، بحث و استدلال، مسائل خود را حل نمايند و نمي‌خواهند با جدال، مغالطه و فريبكاري راي خود را تصويب كرده و مسائل خود را به پيش برند. بنابراين و با توجه به اينكه بر اساس مشاهدات اكثريت قابل توجهي از واجدان شرايط در اين انتخابات شركت كردند، مجلسي كه برآيند اراده اين اكثريت واجدان شرايط است، مجلسي معقول، معتدل و منطقي خواهد بود.
به صورت كلي يك مجلس معتدل و معقول برخاسته از راي اكثريت مردم تا چه اندازه مي‌تواند با دولت منتخب همان مردم در پيشبرد امور موفق باشد؟
بر اساس تعريف بسيار منطقي و خردمندانه امام خميني(ره) «مجلس بايد محل گفت‌وگو براي يافتن بهترين راه‌حل‌ها باشد». اولا در چنين شرايطي نياز به آن است كه طرف‌هاي گفت‌وگو متفاوت بوده و از طيف‌هاي مختلف باشند. كساني كه هم به يك شكل و به صورت يك‌دست و يك‌سو فكر مي‌كنند چندان نمي‌توانند گفت‌وگوي خاصي داشته باشند. گفت‌وگو به ديدگاه‌ها و جريانات مختلف نيازمند است. در نتيجه اگر از جناح‌ها، جريانات و سلايق مختلف افرادي به مجلس شوراي اسلامي راه يابند، از اين جهت مي‌تواند زمينه‌هاي گفت‌وگو را فراهم كند. مساله دوم اين است كه گفت‌وگو خود نيازمند اين است كه يك ناطق و يك شنونده داشته باشد. يعني نوعي خردمندي بر آن حاكم باشد كه حال نامش را مي‌توان اعتدال يا هر چيز ديگري گذاشت، يعني افراد بتوانند حرف يكديگر را بشنوند، نه اينكه با عصبانيت برخورد كرده و با هم درگير شوند. براي مثال در مجلس قبل ديديم كه گاهي برخي نمايندگان به سوي نماينده‌اي كه در حال گفت‌وگو بود هجوم مي‌بردند تا حتي با درگيري فيزيكي به وي اجازه صحبت كردن ندهند. در نتيجه چنين اقداماتي راه به جايي نمي‌برد، چرا كه مجلس محل گفت‌وگو است يعني بايد نمايندگان منطق حرف‌ها و دلايل پشت حرف‌ها را بشنوند و اگر مخالفتي نيز دارند، مخالفت خود را با رعايت همه آداب گفت‌وگوي منطقي و با ارائه دلايل و مستندات منطقي ابراز کنند. حال آنكه لازم است انسان‌ها براي انجام گفت‌وگو معتدل باشند، يعني از نظر علمي در حدي اطلاعات داشته باشند كه بتوانند با يكديگر گفت‌وگو كنند. كسي كه چيزي نمي‌داند طبيعتا قادر به گفت‌وگو نيز نيست. به هر حال در مباحثي چون سياست خارجي، سياست داخلي، اقتصاد، فرهنگ و غيره نمايندگان بايد داراي تخصص و صلاحيت در اين حوزه باشند تا بتوانند درباره آنها با يكديگر بحث و گفت‌وگو كنند. بنابراين مجموعا بايد گفت مجلسي مي‌تواند معتدل باشد كه چنين نمايندگاني خردمند، معتدل، عاقل و باتخصص داشته باشد. حال اينكه ديدگاه و طيف فكري اين افراد چيست چندان فرقي نمي‌كند. اين نمايندگان مي‌توانند در مجموع همه ديدگاه‌ها و سلايق را نمايندگي كنند اما مهم اين نكته است كه در هر صورت قائل به گفت‌وگو و خردورزي باشند، چرا كه در آن صورت به استدلال پشت پيشنهادات و گزاره‌ها فكر كرده و اگر استدلالي در رد آن نداشته باشند قانع شده و تسليم تصميم منطقي مي‌شوند. بنابراين مجلسي كه معتدل بوده و اهل بحث، خرد و گفت‌وگوي منطقي باشد علاوه بر دولت مي‌تواند براي تمام امور كشور راهگشایی كند. به هر حال مجلس تنها با دولت سر و كار ندارد. مجلس قوانين براي تمام نهاد‌هاي كشور وضع مي‌كند، مجلس بايد نظارت كند بر عملكرد تمام دستگاه‌هاي كشور. درست است كه گفته شده مجلس نبايد در امور ساير ارگان‌ها دخالت كند، اما امكان نظارت بر همه جا براي مجلس وجود دارد. مجلس بايد همه پول‌هايي را كه از طريق بودجه عمومي به تمام نهاد‌ها و دستگاه توزيع مي‌شود از طريق ديوان محاسبات يا هر روش ديگري نظارت كند كه مشخص شود پول‌هايي كه به دست دولت سپرده شده است به چه شكل و در چه محل‌هايي خرج شده است. در واقع مجلس در كار همه دستگاه‌ها به نوعي مي‌تواند سرك بكشد. حال در چنين شرايطي مي‌توان مجلسي داشت كه نمايندگان آن منطقي، عاقل و خردمند باشند و باندي و جناحي عمل نكند. بنابراين تصور مي‌كنم با فضاي انتخاباتي كه به وجود آمد نمايندگاني خردمند و عاقل البته با ديدگاه‌هايي مختلف كه لازمه مجلس نيز است، دور هم جمع شوند تا بتوانند به كشور كمك كنند. به هر حال چنين مجلسي بسيار مي‌تواند به دولت و به ساير اركان جامعه و ارگان‌ها كمك کند.
سال‌هاي آينده در مسير توسعه اقتصادي، صنعتي و همچنين سياسي كشور سال‌هايي بسيار مهم‌اند. به هر حال بيش از يك دهه مناقشه هسته‌اي حل شد و ما نيز شكل جديدي از تاثير‌گذاري و مناسبات بين‌المللي و داخلي را آغاز كرده‌ايم. فكر مي‌كنيد در سال‌هاي آينده كه با دوران مجلس دهم نيز مقارن است، اصلي‌ترين وظايف مجلس در راستاي اين اهداف و سياست‌ها چيست؟
مجلس حتما بايد براي حفظ توازن حركت‌هاي داخلي و خارجي تلاش كند، يعني نبايد بدين شكل باشد كه به سمت يكي از اين موارد بچرخد چرا كه ما هم منافع خارجي داریم و هم منافع داخلي. مجلس بايد به كمك دولت بيايد تا منافع داخلي در حد بالاي خود رشد و توسعه پيدا كند و اقتصاد مملكت راه صحيح خود را بپيمايد. در روابط بين‌الملل نيز بايد به حفظ آرامش بين‌المللي و روابط ايران با ساير كشورها كمك كند. از سويي نيز لازم است از هرگونه تنش‌هاي غيرمنطقي و احساسي غيرعاقلانه در عرصه بين‌المللي جلوگيري كند. در عين حال نبايد فراموش شود كه يكي از شعائر اساسي انقلاب اسلامي استقلال بوده است. استقلال نيز بدان معناست كه نبايد به هيچ قيمت تحت سلطه بيگانه قرار گرفت. در نتيجه مجلس مي‌تواند به دستيابي به هرگونه تعاملي با كشورهاي ديگر در حوزه‌های اقتصادي، سياسي و فرهنگي كمك کند، اما از سويي نيز مراقبت كند كه استقلال ما حفظ شده و تحت سلطه قرار نگيريم. در قانون اساسي ذكر شده كه استقلال و آزادي در كنار هم معنا پيدا مي‌كنند و به هيچ شكل نمي‌توان آنها را از هم تفكيك كرد. برای مثال اگر مجلسي حتي با وضع قوانين قصد داشته باشد آزادي‌هاي مردم را محدود كند از نظر قانون اساسي آن قوانين لغو هستند. اساسا قانون اساسي تاكيد كرده است كه ولو با وضع قوانين نمي‌توان آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي را محدود كرد. از سويي ديگر نيز استقلال و تماميت ارضي كشور مطرح است. در اين خصوص نيز دولت يا مجلس نمي‌تواند به هيچ شكل با وضع قوانين بخشي از كشور را به جاي ديگري واگذار كند. به هر حال اين مباحث بسيار مهم بوده و حتما مورد نظر مجلسي كه همه توجهش را به اعتبار ملي كشور معطوف داشته قرار خواهد گرفت.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار