به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۱۸۱۴۵
تاریخ انتشار: ۱۹:۵۴ - ۲۱ خرداد ۱۳۹۲

به سوی ائتلاف سرنوشت‌ساز


یادداشت مستدل و جامعه‌شناسانه آقای محسن رنانی نویسنده خوش‌فکر و خوش‌قلم – که نگارنده این سطور ندیده، به افکار و نوشته‌جات ایشان علاقه‌مندم و بهره فراوان می‌برم – مرا بر آن داشت که در آستانه انتخابات یازدهم در 24 خرداد جاری، چند کلمه‌ای تقدیم خوانندگان ارجمند کنم. آقای رنانی در دو شماره روزنامه گرامی «شرق» با بیان اینکه مردم ما، زود، علاقه‌مند و زود، روگردان می‌شوند، از اقبال و ادبار مردم به آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد یاد کرده بودند (روزنامه شرق، 13 خرداد 92) و نتیجه گرفته بودند که در شرایط سرخوردگی مردم از دولت نهم و دهم، بار دیگر مردم به آقای هاشمی اقبال کردند چراکه امید آن داشتند که او بتواند نابسامانی‌های هشت‌ساله را، اندکی به سامان برساند. اما بعد از عدم احراز صلاحیت (!!) آقای هاشمی از سوی شورای نگهبان، حالت سرخوردگی غیرمنتظره‌ای بر مردم حاکم شد که بسیاری، ازجمله خود نگارنده این سطور، چندی در سردرگمی و حیرت به سر بردیم که روز 24 خرداد چه کنیم. این قلم در شماره پنج خرداد روزنامه گرامی اطلاعات ضمن انتقاد صریح از شورای نگهبان، اظهارنظر کرده بود که در انتخابات آینده شرکت خواهد کرد و حالا که آقای هاشمی را حذف کرده‌اند، به نزدیک‌ترین فردی که به پندار نگارنده می‌تواند تا حدی خلأ حضور آقای هاشمی را پر کند، رای خواهد داد و از میان نامزدهای هشتگانه که پاره‌ای‌شان را از آغاز انقلاب تاکنون می‌شناسم و با بعضی از آنها همکاری و همفکری داشته‌ام و با در نظر گرفتن مجموع شرایط سیاسی و اجتماعی و شخصی نامزدها، با شناختی که از دکترحسن روحانی داشته و دارم ایشان را «اصلح» و «انسب» اعلام کرده بودم و اکنون نیز برآنم که به ایشان رای بدهم. اما از زمان نشر مقاله‌ام در پنج خرداد به این سو، با توجه به آنچه در روزنامه‌ها خوانده‌ام و از رادیو و تلویزیون در مناظره‌ها و فیلم‌های مستند دیده و شنیده‌ام، خصوصا با توجه به نوشته‌های آقای رنانی که از موضعی کاملا جامعه‌شناسانه به انتخابات 24 خرداد، عنایت ویژه داشته است، اکنون عرض می‌کنم با توجه به تعدد شکننده نامزدها و معلوم‌نبودن نتیجه آرای متشتت و پراکنده‌ که هشت نامزد موجود، هرکدام بخشی از آن را به خود اختصاص می‌دهند، شرکت مردم هرچند فراگیر باشد و حتی به مرز 50میلیون برسد، اما سرشکن‌شدن آرا بر نامزدهای موجود، به احتمال زیاد، مرحله دوم انتخابات را با افت کمی چشمگیر شرکت‌کنندگان رقم خواهد زد که به هیچ‌وجه خوشایند نیست. به‌خصوص آنکه برنده نهایی آرا ممکن است با رایی بسیار کمتر از حد انتظار، کرسی ریاست‌جمهوری را اشغال کند. حتی با بدبینانه‌ترین احتمال که امکان آن بعید نیست، ممکن است با تعداد آرایی پیروز شود که حتی از آرای به حدنصاب نرسیده نامزد حایز بیشترین آرای مرحله اول، کمتر باشد! (چیزی که حقیر تجربه آن را در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی کرمان دارم). با توجه به آنچه گذشت پیشنهاد ائتلاف آقایان روحانی و عارف با پشتیبانی صریح و سریع آقایان هاشمی و خاتمی، راهکار مناسبی است که اگر با فوریت و قاطعیت انجام نشود، احتمال آنچه در بالا گذشت، فراوان است و عقلای قلم می‌دانند که در این فرصت کوتاه، غلبه بر ذهنیت‌های منفی و داوری‌های گذشته در مورد اشخاص، از قبیل آنکه مثلا آقای روحانی، اصلاح‌طلب نبوده و اکنون می‌خواهد سوار بر موج اصلاح‌طلبی شود یا «عارف»، اصلاح‌طلب دوآتشه است و بی‌طرف‌ها و کسانی که (مثل این نگارنده) از نظر جناحی و اصطلاحی، نه اصولگرا هستند و نه اصلاح‌طلب! ... (و صحیح‌تر، هم اصلاح‌طلب هستند و هم اصولگرا) اینها نباید همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد اصلاح‌طلبان بریزند... اینگونه ذهنیت‌ها و داوری‌ها در شرایط فوری و اضطراری کنونی به هیچ‌وجه به صلاح نظام و کشور و آینده بسیار خطیر و حساس مملکت نیست. از این‌رو، این حقیر در این نگارش تند و سریع، اولا از آقایان هاشمی و خاتمی و هواداران این دو شخصیت کلیدی، خصوصا از مجمع روحانیون مبارز و «افراد آینده‌نگر و مصلحت‌اندیش» هرچند عضو جمعیت‌ها و احزابی باشند که اصولگرا معرفی شده‌اند، مانند موتلفه اسلامی و امثال آن، درخواست فوری و عاجلانه دارم که به ائتلاف آقایان روحانی و عارف روی خوش نشان دهند و بار دیگر نور امید در دل علاقه‌مندان به نظام و رهبری و ایران اسلامی بتابانند و از تشتت آرا و پراکندگی زیان‌بخش اردوی نامتشکل و فراگیر «اصولگرایان اصلاح‌طلب» و «اصلاح‌طلبان اصولگرا» (که این نگارنده، یکی از آنانم) جلوگیری کنند و کاری کنند که انتخابات به دور دوم کشیده نشود و در دور اول، هرکس برنده می‌شود با اکثریتی چشمگیر و دشمن‌شکن، روی کار بیاید که بتواند با پشتوانه آرای هماهنگ اکثریت ملت، در داخل و خارج حرفی برای گفتن داشته باشد و توان آن را بیابد که بر مشکلات بسیار پیچیده داخلی و خارجی فایق‌ آید. این نوشته در ساعت یک بعدازظهر روز دوشنبه 20 خرداد 92 در حالی نوشته می‌شود که نویسنده از تصمیم آقایان هاشمی و خاتمی و هواداران آنان خبر ندارد اگر پس از چاپ این نوشته هنوز این کار صورت نگرفته باشد، من به این دو برادر بزرگوار و هواداران آنان عرض می‌کنم: من آنچه شرط‌بلاغ است با تو می‌گویم، تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال. و اگر آقایان بزرگوار به این تصمیم سرنوشت‌ساز صورت عملی داده باشند، خطاب به من هواداران هرکدام از آقایان روحانی و عارف است- و نیز به خودم- که اگر هرکدام از این دو نامزد بزرگوار به نفع دیگری کناره‌گیری کردند، هواداران هم که برای هرکدام خیلی زحمت کشیده‌اند، به‌خاطر خدا و به همین دلیل که نامزد مورد علاقه‌شان به نفع دیگری کناره‌گیری کرده است، از فرد معرفی شده توسط ائتلاف‌گران با تمام قوا پشتیبانی کنند و دیگر، «اما» و «اگر» و «لِمَ» و «بِمَ» نکنند چراکه سرنوشت کشور مهم‌تر از آن است که این یا آن فرد مورد علاقه من و شما برنده یا بازنده شود. یادآوری مهم: «تز» ائتلاف در مورد سایر نامزدها هم قابل اجراست اما حقیر از مشاهده مناظرات تلویزیونی و مستندهای نامزدهای محترم، امیدی به ائتلاف آنها ندارم وگرنه خود حقیر در میان دیگر نامزدهای گرامی هم کسانی را سراغ دارم که با اطمینان و ارادت به آنها رای بدهم ولی در شرایط موجود با محاسبه همه جوانب، اگر ائتلافی بین آقایان روحانی و عارف صورت گیرد، حقیر به فرد برگزیده ائتلاف رای می‌دهد، در غیراین صورت، رای من به آقای روحانی است.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار