اصغرزاده:روحاني را در میان نامزدها ترجیح می دهم/روحاني ميتواند نماينده گفتمان اصلاحات باشد

روزنو-ابراهيم اصغرزاده، از جمله چهره های نزديك به اصلاح طلبان بود كه برای ثبت نام در انتخابات رياست جمهوری 24خرداد راهی وزارت كشور شد اما نامش از سدّ احراز صلاحيت شورای نگهبان عبور نكرد. وی از جمله شخصيت های مستقلی است كه همچنان مسيری برای ادامه اصلاح طلبانه تغيير شرايط كشور را جستجو می كند. اصغرزاده، «گفتمان اصلاح طلبی» را پيروز مناظره سوم می داند و معتقد است حسن روحانی تاكنون نماينده شايسته ای برای گفتمان تغيير بوده است. گفتگوی روزنو با ابراهيم اصغرزادهرا در ریز می خوانید: شرایط فعلی كاندیداها را چگونه ارزیابی میكنید؟ به نظر من مناظره سوم برعكس مناظره اول كه تصنّعی بود تبدیل به مناظرهای جدی شد مناظره آخر شكاف جدی بین دو گروه را نمایان كرد، در اصل مناظرهای بین دو گفتمان بود، یك گفتمانی كه خواهان تغییر وضع موجود و دیگری كه خواهان تداوم وضع موجود است. ما شاهد بودیم اكثریت كاندیداها شعارهایشان در جهت تغییر بود این همان جان مایه روایت اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان هیچوقت در چنین وضعی قرار نداشتهاند كه اكثریت نامزدها شعارها و حرفهایی بزنند كه در جهت تغییر باشد ما شاهد این بودیم اكثریت كاندیداها در جهت تغییر صحبت كردند. اكثریت نامزدهای ریاستجمهوری اعتراف كردند راهی جز اداره كشور بر مبنای خردورزی وجود ندارد این امر بسیار مهم بود و نشان داد اصلاحطلبان توانستهاند گفتمان خودشان را در این كشور ریشهدار و پایدار كنند. از نظر من اصلاحطلبان از سه موضع در این انتخابات دفاع میكنند؛ 1- سیاست خارجی،در عرصه سیاست خارجی موضعشان تعامل و تفاهم است واز تداوم تحریمها جلوگیری میكنند. رئیسجمهور آینده باید عرصه سیاست خارجی را به گونه ای مدیریت كند كه تحریم را یا كم یا حذف كند. 2- مسئله اقتصاداست، اقتصاد باید سروسامان پیدا كند، درآمدهای نفتی باید در جهت رشد اقتصادی و افزایش اشتغال باشد و اقتصاد كشور باید توسعهمحور باشد. 3- یارانه، توزیع یارانه ها باید به گونهای مدیریت شود كه اقتصاد خانوار تقویت شود و خانوار دارای ثبات اقتصادی باشد، در برابر الگویی كه دولت فعلی ارائه داده توزیع پول در حال حاضر به نوعی عوامگرایانه انجام میپذیرد. به نظر شما رقابت شكلگرفته چه مشخصاتی دارد؟ این مسئله را می توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد، در این مورد باید گفت گفتمان هم دوقطبی است و هم آسیبشناسی وضع موجود. مردم در این انتخابات در شرایط انتخاب بین دو گفتمان قرار گرفتند؛ طرفداران تداوم وضع موجود و طرفداران تغییر وضع موجود. هشت سال است اصولگرایان تمام اركان نظام را در اختیار دارند، الان خودشان هم معتقدند كه دولت مشكلات جدی را ایجاد كرده و پیوستهاند به جریان اصلاحطلبی. اصولگرایان در این سالها سایهشان را بر سر تمام اركان نظام انداختهاند. اتفاقی كه در ستاد روحانی افتاد باعث شد بسیاری از نخبگان به سمت روحانی گرایش پیدا كنند، من خودم به دنبال گفتمانی میگشتم كه به دنبال تقویت این مفاهیم (اصلاح طلبی) باشد. به نظر من دكتر روحانی میتواند نماینده گفتمان اصلاحطلبی باشد. كدام یك از كاندیداها از این گفتمان در مناظره ها بیشترین استفاده را كردند؟ روحانی بیشترین استفاده را از این گفتمان شكلگرفته انجام داد و بهره برد. من معتقدم اصلاحطلبی یك عنوان فرقهای و گروهی نیست كه افراد خاص كلیددار آن باشند و دیگران را از تعلق به آن منع كنند. موقعیت جنبش اصلاحات و فراگیر شدن آن به این است كه حتی محافظهكاران قدری از مواضع سختگیرانه خود عقبنشینی كنند. همین كه اصولگرایان، محافظهكاران و میانهروها از گذشته خود فاصله بگیرند و به سمت تحولات تدریجی در باورها و الگوهای سیاسی خود گام بردارند حماسه سیاسی شكل گرفته و پیروز شدهاند. اصلاحطلبان عملا پیروز شدند زیرا اكثریت نامزدها حرفها و شعارهای اصلاحطلبان را میزدند. در حال حاضر چه ضرورتی برای ائتلاف میبینید؟ شرایط ائتلاف اصلاحطلبان را چگونه میبینید؟ اینكه اصلاحطلبان انتخابات را به سختی پیش میبرند و اینكه غیبت خاتمی و ردصلاحیت هاشمی به عنوان شناسنامه انقلاب و آن همه پیشینهاش باعث سردی شده است بر كسی پوشیده نیست. اصلاحطلبان كلكسیونی از فرصتهای از دست رفته دارند. در حال حاضر چند نظر وجود دارد؛ گروهی از اصلاحطلبان دنبال عدم مشاركتند و حرفشان این است كه در فضای سیاسی كشور انسداد وجود دارد بخش دیگر از اصلاحطلبان میگویند رویكرد باید در حال حاضر رفورمیستی باشد و از كاندیداهایی كه گفتمان اصلاحطلبانه دارند باید حمایت كنیم. عدهای دیگر معتقدند برای روز مبادا نباید دست از كاندیداهای حداكثری خودمان برداریم. الان بخش قابلتوجهی از اصلاحطلبان معتقدند اصلاحطلبی فرآیندی برای تمام فصول است و نباید انتخابات را صفر و یك بدانیم. ما میتوانیم از كاندیداهایی كه از گفتمان اصلاحطلبی را دنبال میكنند حمایت كنیم. باید بین آقای روحانی و عارف یكی انتخاب شود و به اجماع برسیم. نباید از ترس مرگ خودكشی كنیم. ترجیح من آقای روحانی است به دلیل اینكه او از موضع اصولگرایی معتدل در مناظره سوم در قامت یك اصلاحطلب حاضر شد كه از آزادی مدنی و بیان صحبت به میان آورد و از استقلال سیاست خارجی مداراطلبانه دفاع كرد. به نظر من صحبتهای روحانی، عارف و ولایتی در مناظره سوم حكایت از پیروزی گفتمان اصلاحطلبی در كشور دارد. توصیهام به خاتمی و هاشمی این است كه به صورت متحد از یكی از كاندیداها به طور مشخص دفاع كنند و بر سر یك شخص به اجماع برسند من از اجماع اصلاحطلبان دفاع میكنم اما هر كدام كه باقی ماند در صورت ائتلاف اتفاق مباركی افتاده است.