يادي از استوانه انقلاب

ضايعه رحلت عالم بزرگوار و مجاهد فيسبيلالله مرحوم آيتالله حاجسيدجلال طاهري اصفهاني بسيار بزرگ و اسفناك بود براي جهان اسلام براي ملت براي حوزه علميه و بهويژه براي مردم شريف و بزرگوار اصفهان. اين ضايعه بزرگ را به حضور ملت و مردم اصفهان و خاصه خانواده و اهل بيت شريف اين فقيه بزرگوار و گرانقدر عرض تسليت دارم و اميدواريم خداوند ايشان را با اوليا و انبيا محشور بفرمايد. اما در رابطه با شخصيت ايشان به عنوان كسي كه از قبل از انقلاب با ايشان رفاقت و آشنايي داشتم و جزو ارادتمندان ايشان بوده و هستم طي چند نكته و محور، مطالبي پيرامون ايشان ذكر ميكنم: 1- جنبه علمي ايشان است. مرحوم آيتالله طاهري از شاگردان مبرز حضرت امام و مرحوم آيتالله داماد و مراجع و بزرگان ديگر حوزه بودند. كتابي كه از ايشان در اختيار دارم يك دوره اصول فقه، تقريرات اصول فقه از درس مرحوم آيتالله داماد است به عنوان المحاضرات در سه جلد. كتاب بسيار ارزشمندي است كه نشانگر قدرت علمي ايشان است كه به زبان عربي تقرير فرمودند. مرحوم آيتالله طاهري سالهاي سال در اصفهان حوزه علميه را اداره ميكردند و دروس سطح بالاي حوزه را تدريس ميكردند و بسياري از فضلا و طلاب افتخار شاگردي ايشان را داشتند. بنابراين آقاي طاهري يك چهره علمي و فاضل و باسواد حوزههاي علميه ما بود كه متاسفانه از جمع ما رفتند. 2- سخنوري ايشان است. يك سخنران مبرز و سخنور موثر بود كه در اصفهان و نقاط مختلف كشور سخنراني موثري داشتند. دهها سال در اصفهان خطبههاي نماز جمعه را در سختترين شرايط قبل از پيروزي انقلاب و بعد از پيروزي انقلاب ايراد ميكردند. يكي از نماز جمعههايي كه قبل از انقلاب برگزار ميشد نماز جمعه ايشان در اصفهان بود كه رژيم شاه نماز جمعه ايشان را تعطيل كرد. پس از پيروزي انقلاب هم سالهاي سال به عنوان نماينده امام (ره) و مقام معظم رهبري در آن استان بودند. هم امور استان را اداره ميكردند و هم سخنرانيهاي حساسي را ايراد ميكردند. خوب است اشاره كنيم به واقعه تاريخي كه اينجانب امام جمعه خمين بودم و آقاي طاهري بعضي از جمعهها در خمين در پشت سر من بزرگوارانه و متواضعانه حضور پيدا ميكردند. در سال 56 از ايشان دعوت كرديم كه يك دهه از ماه محرم سخنراني كنند. در نهمين شب خبر رسيد كه رژيم چماق به دستاني را به مسجد فرستاده است كه قرار است به ما حمله كنند و فتنه شديدي را ايجاد كنند و ما وقتي مطلع شديم با روش خاصي از لابهلاي جمعيت خارج شديم و آقاي طاهري كه با جمعي از مردم حسينآباد اصفهان آمده بودند خواهش كرديم برگردنند و شب عاشورا و شام غريبان برنامه نداشته باشيم بهدليل احتمال حمله چماق بهدستها به مردم. آقاي طاهري در سخنوري و خطابه يد طولايي داشت و سخنرانيهاي بسيار شيرين و جذاب و پرمحتوا ايراد ميكردند. در سال 56 پيرامون ولايت از ديدگاه قرآن صحبت كردند و از ولايت به معني ولايت فقيه براي مردم تشريح ميكردند. 3- حضور فعال و نقش پررنگ ايشان در نهضت اسلامي بود. از آغاز نهضت تا پيروزي انقلاب و تا لحظه وفات همواره در كنار امام و پس از آن هم در كنار مقام رهبري بودند. 4- شكنجههايي كه نسبت به ايشان رژيم شاه وارد كرد. ايشان را در سال 56 دستگير كردند و به زندان بردند و پس از مدتها وقتي كه ايشان آزاد شدند با جمعي از مردم خمين به ديدار ايشان رفتم. داستان دستگيري ايشان بدينگونه بود كه ماموران رژيم شاه به منزل ايشان وارد شدند و ضمن بازرسي و بردن وسايل منزل سر آقاي طاهري را چندين بار در حضور خانواده ايشان به ديوار كوبيدند چنانچه از گوششان خون ميريخت. كه اين داستان بينظير بود كه تاكنون ديده نشده است. حضور ايشان در مبارزه فوقالعاده موثر بود. 5- آقاي طاهري در استان اصفهان يك ركن و استوانه بود. يك محور براي كليه نيروهاي انقلابي قبل از پيروزي انقلاب در استاني كه تعداد مرتجعين كم نبودند در برابر همه مرتجعان با جسارت و قدرت و شهامت ميايستاد و هزينه آن را هم ميپرداخت. اختلافشان اين بود كه ايشان اهداف انقلابي داشتند و جزو ياران صديق امام بودند. براي مردم اصفهان يك چهره محبوب و دوست داشتني بود. ارتباطش با مردم فوقالعاده زياد بود. مرد متواضعي بود، عالم بزرگواري بود. 6- با وجود همه اين بزرگواريها سابقه بسيار طولاني در انقلاب، خدمات ارزشمندي كه به كشور و نظام و انقلاب داشت و محبوبيتي كه در ميان مردم اصفهان داشت متاسفانه در سالهاي اخير مورد بيمهري قرار گرفت. برخي از مسوولان به او بيمهري كردندجملهيي از حضرت امام در رابطه با آقاي طاهري زماني كه آقاي ناطق نوري وزير كشور بود. بنابراين بود كه براي استان اصفهان، استانداري را تعيين كنند. آقاي ناطق نوري گزينهيي براي اين پست داشت و آقاي طاهري نيز آقاي كرباسچي را معرفي كردند. اختلاف نظري بين وزير كشور و نماينده امام در اصفهان پيش آمد. آقايان تشخيص دادن كه اين موضوع را به حضرت امام منتقل كنند و از ايشان ياري بگيرند. در همان زمان با يك واسطه شنيدم كه وقتي آقايان نزد امام رفتن ايشان به وزير كشور فرمودند كه نظر آقاي طاهري را جلب كنيد. چون ايشان در اصفهان عدلي ندارد.