آگاهی اجتماعی در بیلبوردهای تبلیغاتی
صبح که از خانه خارج میشوید تا به محل کار خود بروید حتما با تابلو ها، بنرها و بیلبوردهایی نصب شده در خیابانها مواجه شده اید. بنر هایی که گاه رنگ تبلیغات به خود گرفته و گاه نکاتی آموزشی در آن گنجانده شده است. درسده حاضر تبلیغات از جمله مهمترین و تاثیرگذارترین راههای ارتباط با مخاطب است. شهرداریها و ارگانها نیز در این وادی دست دارند و توانسته اند نگاه مردم را به سوی خود جلب کنند. در این بین برخی تبلیغات به عقیده بسیاری از کارشناسان بارهای منفی و بعضا تمسخر آمیز دارند و برخی نیز بسیار آموزنده است. اخیرا شهرداری تهران در اقدامی تاثیرگذار دست به نصب بنرها و بیلبوردهایی در راستای مبارزه با بیماری جهانی ایدز زده که بسیاری از مردم را به تحسین این حرکت واداشته است.
آگاهی در خفا
نگاهی که همیشه در سرزمین ما وجود داشته این است که برخی «آگاهی دادنها در یک امر منفی موجب به ترویج آن امر میشود» . در دهههای گذشته با بروز مواردی ماننده ماهوارهها و پیش تر از آن ورود دستگاهای پخش VHS هیچگونه تبلیغاتی صورت نگرفت تا مردم از خوبیها و بدیهای این فناوری آگاه شوند. آنقدر در خفا این موارد توزیع و پخش شد تا حال حاضر جامعه ایرانی تاحدودی به سمت نگرشی غربی و بهتر است بگوییم «ایرانی غربی» پیش رفته است. با ورود بیماری «ایدز» به کشور و شاید تنها به این دلیل که مربوط به مسائل جنسی میشود، در سالهای گذشته آگاهیهای در خفا و البته در بیمارستانها به مردم داده شد، اما آیا این مقدار کافی بوده است؟ آیا توانست در مهار وکنترل این غول جهانی تاثیرگذار شود؟
15 درصد؛ کارکرد فرهنگی
اخیرا شهرداری تهران در اقدامی دست به تبلیغاتی علیه بیماری ایدز زده است و به وضوح در بنرها و بیلبوردها به مسائل جنسی اشاره میکند. معاون خدمات شهری شهرداری تهران در گفتگویی که با فارس انجام داده، گفته بود: 400 بیلبورد در سطح شهر برای پیامهای بهداشتی نصب شده است، جمع بندیها نشان میدهد که نصب این پیامها بازخورد بسیار خوبی داشته است. مجتبی عبدالهی با بیان اینکه با هماهنگی وزارت بهداشت شعارهایی در پنج موضوع نمک، قند، چربی، سرطان و ایدز انتخاب و با حضور 80 گرافیست، متن و طرحهای آن انتخاب شد، بیان داشت: 15 درصد بیلبوردهای پایتخت کارکرد فرهنگی دارد، ما از بیش از 400 بیلبورد سطح شهر برای نصب پیامهای بهداشتی بهره بردیم و از امروز نیز نسبت به جمع آوری آنها اقدام خواهیم کرد. معاون خدمات شهری شهرداری تهران با اشاره به بازخورد فوق العاده مثبت نصب این پیامهای آموزشی گفت: جمع بندیها نشان میدهد که نصب این پیامها بازخورد بسیار خوبی داشته است. در این بیلبوردهای مربوط به بیماری ایدز میخوانیم، «حتی یکبار رابطه جنسی محافظت نشده میتواند ویروس HIV را منتقل کند » و یا «خطر ابتلا به ایدز با مصرف مواد مخدر بیشتر میشود» و یا «ایدز تنها یک بیماری نیست، یک مسئله اجتماعی است» و ...
پیشتر باید اتفاق میافتاد
عدهای میگویند این امر پیش از اینها باید اتفاق میافتاده و تا مردم به آن بینش و آگاهی برسند، دیر شده است و این بیماری در بطن جامعه خانه کرده است. برخی رسانهها نیز از کم کاری شهرداری در بیان این معضل جهانی سخن به میان آورده اند؛ کم کاری در «نوع بیان»، نقدی متفاوت به بیلبوردهای این روزهای خیابانها دانسته اند. یک سایت خبری آورده است: « پیامی که به نام تبلیغات فرهنگی، اخیراً در بیلبوردهای شهر تهران نصب شده است، لایه اول معنایی آن، هشدار درباره بیماری ایدز است اما لایه دوم معنایی آن (subtext)، به رسمیت شناختن روابط نامشروع جنسی و قبح زدایی از روابط بی بند و بارانه جنسی است! در حقیقت، هشدار درباره ایدز، نقاب و روکشی شده است تا در ورای این نقاب، مفهوم دیگری القا شود!»
سوالاتی که اینجا مطرح میشود این است که آیا به راستی روابط نا مشروع جنسی در جامعه ما وجود دارد؟ندارد؟ یک مخاطب با دیدن این بنرها کدام سمت قضیه را میبیند؟ آیا روزی خواهد آمد که ایدز در جامعه فراگیر شود و مسئولین بگویند چرا زودتر به فکر جلوگیری از آن نبوده ایم؟
محرم ترین مرد جهانی در کنارم ... میم بده !!
بنرهای شهرداری گاهی انتقادهای اساسی را در برداشته است. مردم میگویند برخی بیلبوردهای شهرداری خنده دار است! آخیرا در کنار آموزشهای پنهان مربوط به ایدز، یک بنر دیگر به چشم میخورد که با نوشتار «با هیچ کس غیر تو من، حرفی ندارم، محرم ترین مرد جهانی در کنارم» که مردم و البته زنان متاهل را از صحبت کردن غیرضروری با مردان نامحرم باز میدارد و همچنین به صحبت کردن با مغازه دار کمتر از دو خط دعوت میکند! بیان این نوع تفکر به گونهای ورود به حیطه خصوصی افراد تلقی میشود، چرا که میتواند مردم را از یکدیگر بترساند، شاید در جامعه هیچ کسی به ذهنش خطور نکند که مکالمه با یک مغازه دار میتواند خطرناک شود. آیا به راستی ترویج ترس از جنس مخالف میتواند به افزایش آگاهی در برخورد درست به این افراد کمک کند؟ آیا ارگانها و سازمانهای مختلف نباید آموزههای مختلف را در راستای اشاعه فرهنگ ایرانی و اسلامی در دستور کار خود قرار دهد؟ آیا این بنرها که به در و دیوار شهر آویخته میشود، تحت کارشناسی اصولی طراحی میشود؟ آیا به روش تزریقی در جهت ترویج فرهنگ درست به مردم عمل میکنیم؟ آیا... ! اینجا ایران است. پر از بنرها با جملاتی که گاهی میتواند نتیجه عکس دربرداشته باشد.