پاسدار امانت آیندگان باشیم
روزنو :بهدنبال آغاز گرمشدن هوا در دهه ١٩٧٠، سازمان هواشناسی جهانی و برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد (UNEP) در سال ١٩٨٨، مرکزی به نام هیأت بینالدول تغییر اقلیم (Intergovernmental Panel on Climate Change که به اختصار IPCC نامیده میشود) را برای کنترل و بررسی فرایند گرمشدن زمین تأسیس کردند.
بهدنبال آغاز گرمشدن هوا در دهه ١٩٧٠، سازمان هواشناسی جهانی و برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد (UNEP) در سال ١٩٨٨، مرکزی به نام هیأت بینالدول تغییر اقلیم (Intergovernmental Panel on Climate Change که به اختصار IPCC نامیده میشود) را برای کنترل و بررسی فرایند گرمشدن زمین تأسیس کردند. وظیفه این مرکز پایش و مطالعه گرمایش هواست. در سال ١٩٩٢، اولین کنفرانس سران در ریودوژانیرو تشکیل و درباره پیامدها و راهکارهای مقابله با گرمایش جهانی، تصمیماتی اتخاذ شد. بعد از آن هیأت بینالدول تغییر اقلیم، نشستهای سالانهای برای بررسی و تبادل نظر در مورد تغییر اقلیم تشکیل میدهد که به نشست جهانی تغییر اقلیم (Conference Of Parties) معروف است. اولین نشست در سال ١٩٩٥ در برلین تشکیل شد. نشست ٢١ این کنفرانس، این روزها در پاریس تشکیل میشود. هرکدام از این نشستها، هدف خاصی را دنبال میکنند مثلا در نشست شماره ٣، پروتکل کیوتو تعریف شد. در نشست ١٧ دوربان، برنامه اقلیم سبز تعریف شد. هدف نشست پاریس، تلاش برای کاهش گرمایش جهانی به زیر دو درجه سلسیوس است؛ هدفی که رسیدن به آن، نسبتا سخت به نظر میرسد. براساس سناریوهای موجود، پیشبینی میشود گرمایش جهانی موجب افزایش حداکثر چهار درجه تا سال ٢١٠٠ و حدود دو درجه تا سال ٢٠٥٠ خواهد شد. کاهش این میزان به زیر دو درجه سلسیوس، نیازمند تلاش بیشتر و همکاری بسیار نزدیک و جدی بین مدیران جهان است. انتظار چنین دستاوردی در وضعیت فعلی جهان نیز سخت است اما با توجه به وضعیت بحرانی گرمایش و آشکارشدن پیامدهای گرمایش جهانی، مانند تابستانهای بسیار گرم و خشکسالیهای شدید و گسترده، کاری است بسیار ضروری. اگرچه ١٩٥ عضو نشست، سعی دارند که به این هدف برسند اما ممکن است که مانند نشست کپنهاگ عملی نشود. در آن نشست قرار بود در تسریع پروتکل کیوتو همکاری کنند که نشد. امید است که این نشست به هدف تعریفشده خود برسد.
البته تنها نشست سران نمیتواند گرمایش جهانی را چارهجویی کند. در مورد مسئله تغییر اقلیم، مردم جهان را میتوان به سه گروه تقسیم کرد. گروه اول اقلیمشناسان و دیگر دانشمندان ذیربط هستند که میدانند چه اتفاقی میافتد و از پیامدهای گرمایش جهانی بهعنوان امالمخاطرات آگاه هستند. میدانند در صورت تداوم وضعیت فعلی، خشکسالیها شدیدتر میشوند، بینظمیهای اقلیمی مانند رگبارهای شدید و خشکسالیهای گسترده و انواع بیماریها فراوانتر خواهد شد. اما این گروه فقط میتوانند آگاهی بدهند. گروه دوم مدیران در سطوح بینالمللی، ملی و محلی هستند که تا حدودی از وضعیت گرمایش جهانی و پیامدهای آن آگاه هستند اما به دلایل خاصی نمیتوانند اقدامات لازم را انجام دهند. مثلا در سطح بینالمللی همکاری لازم وجود ندارد و بعضیها هم اصلا نمیخواهند همکاری کنند یا شاید هم باور ندارند. گروه سوم مردم عادی هستند که در مورد گرمایش جهانی و پیامدهای آن، آگاهی لازم را ندارند و در نتیجه در رفتارشان نشانههایی از حرکت بهسوی کاهش گرمایش جهانی دیده نمیشود. مثلا بهعنوان یک مثال بسیار ساده، این روزها در قنادیها جعبههای چوبی رایج شده است در صورتی که سالها جعبههای کاغذی ساده مصرف میشد اما اکنون برای خوردن شیرینی یا کسب سود بیشتر، جنگلهای کشور باید مصرف شوند. در شرایطی که سعی میشود حتی برای کارهای آموزشی و پژوهشی، کاغذی مصرف نشود و بهجای آن، از ابزارهای الکترونیکی استفاده شود، ما میخواهیم شیرینی را در جعبههای چوبی بفروشیم.
دراینمیان، وظیفه اقلیمشناسان بسیار سنگین و دوچندان است. اول باید سعی کنند با ارائه گزارشها و نمونههای عینی، مدیران را راضی کنند که هزینهها یا الزامات موارد دیگر را کم کرده و بیشتر همت خود را در کاهش گرمایش زمین متمرکز و در همه برنامههای عمرانی و اقتصادی خود، حتما ملاحظات گرمایش هوا را منظور کنند. از طرف دیگر باید به مردم عادی آگاهی کافی داده شود، به عبارت دیگر فرهنگسازی شود تا حفظ محیطزیست و صرفهجویی و مصرف منطقی جزء ذاتی زندگیشان شود. به قول یکی از مدیران سازمان محیطزیست، این کار را باید از دبستانها شروع کرد تا اینکه این اخلاق در انسانها نهادینه شود. به نظر نگارنده، اگرچه تصمیم و همکاری سران جهان در پاریس میتواند قدم مهمی به حساب آید اما افراد اصلی برای تعدیل و سازش با گرمایش جهانی، مردم هستند. چون مدیران هم پس از قبول، باید برنامههایی برای مردم تنظیم کنند و همکاری مردم هر کشور یا محل شرط اول اقدام است. البته بسیاری از متخصصان معتقدند که میتوان با توسعه تکنولوژی مانند تهیه سوخت پاک و ازبینبردن عوامل تخریب زمین، به هدف رسید اما نکته مهم این است که اگر فکر انسانها عوض نشود، همیشه خطر تخریب محیط و تولید آلودگی وجود دارد. تغییر اقلیم اگرچه یک پدیده جهانی است، ولی راه چاره اصلی آن روشهای محلی و ملی است. مردم باید در هر جا و زمان، از اسراف و اتلاف انرژی و سرمایه، خودداری کنند و براساس شعار اجلاس زمین سال ١٩٩٢ ریودوژانیرو، راه قناعت را پیش گیرند یعنی به اندازه نیاز بخورند، بپوشند و مصرف کنند. چون بنا به یک ضربالمثل آفریقایی، منابع زمین ارثیه پدرمان نیست که هرطور که خواستیم، مصرف کنیم بلکه امانت نسلهای بعد است که باید سالم به آنها تحویل دهیم. آغاز همه کارهای بزرگ، یک قدم ساده است. بیایید این قدم ساده را برداریم و در مصرف انرژی و منابع طبیعی، صرفهجویی کنیم تا بتوانیم ١٥ سال اشتباه و اسراف دهههای ١٩٦٠ و ١٩٧٠ بشر را در طول صد سال آینده جبران کنیم.