به روز شده در: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد خبر: ۱۶۹۲۸۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۳ - ۱۴ آذر ۱۳۹۴

غارت چینیِ نفت ایـران

هنوز چند روز از اعلام خبر ورود شرکت‌های اروپایی و روسیه به صنعت نفت ایران نگذشته بود که حملات کارشناسان نزدیک به جریانات سیاسی مخالف دولت، شدت گرفت. زنگنه نیز از ورود شرکت‌های نفتی آمریکایی به کشور استقبال کرد تا مخالفان و دلواپسان نفتی سخت آشفته شوند؛ دلواپسانی که پس از پرونده هسته‌ای، قرارداد نفتی با ایران «IPC» را هم (ترکمانچای) خوانده و اجرای آن را «خیانت به کشور، بی‌قانونی و هدف‌قراردادن قلب صنعت ملی نفت ایران» نامیده بودند. 
برای بررسی دقیق این ادعاها به سراغ پروفسور «حسین آفریده»، یکی از باسابقه‌ترین کارشناسان حوزه نفت و انرژی در کشور رفتیم. او اکنون رییس دانشکده انرژی و فیزیک دانشگاه امیرکبیر است. در پایان مصاحبه وقتی ضبط را خاموش کردیم، این‌کارشناس کهنه‌کار، با ابراز ناراحتی از مواضع برخی کارشناسان نفتی طرفدار دولت قبل، گفت: آنها دلسوز کشور به‌نظر می‌رسند، اما بر سر قرارداد «بای‌بک» قبلا موضع اشتباه گرفتند و حالا که وضع بهبود یافته، لج‌بازی می‌کنند و روی موضع خود مانده‌اند، اما من پای مخالفت با قراردادهای «بای‌بک» ایستادم، چراکه مصالح ملی را در‌ خطر می‌دیدم. وی ضمن انتقاد از روند قراردادهای گذشته با چین معتقد است چینی‌ها با به‌تأخیر‌انداختن توسعه میادین نفتی، به غارت منابع نفت وگاز ایران در میادین مشترک به‌وسیله همسایه‌های جنوبی کمک کردند.  
در ادامه، مشروح مصاحبه آفریده با «وقایع اتفاقیه» را می خوانید. 
همان‌طورکه می‌دانید، بحث وزیر نفت دولت یازدهم در روزهای اخیر پیرامون ورود شرکت‌هایی مثل شل انگلیس، توتال فرانسه و لوک‌اویل روسیه به پروژه‌های توسعه، کشف و بهره‌برداری از میادین نفتی، واکنش‌های شدیدی را ایجاد کرده است. بسیاری معتقد هستند که ازنظر حقوقی، این قراردادها نقض‌کننده قانون‌اساسی و غیرقانونی است. آیا شما نیز چنین فکر می‌کنید؟ 
بنده حقوق‌دان نیستم، اما مصالح و منافع ملی را می‌فهمم. به اعتقاد بنده اگر ما سیر قراردادهای نفتی ایران در گذشته را نگاه کنیم، می‌توانیم مشخص کنیم در کدام شرایط و کدام قراردادها، منافع ملی و مصالح ما محافظت شدند. اگر قراردادهای «بیع متقابل» به‌شکلی که وجود داشت و مورد تأیید بسیاری از منتقدان کنونی بود، مزیتی داشت، بهتر بود به همان شکل کار را ادامه می‌دادیم. اگر دوستان نگران مسئله حاکمیت ملی بودند، می‌توانستند از همان قراردادهای ضعیف استفاده کنند، اما قراردادهای نفتی «بیع متقابل» که در گذشته بود، فقط برای نفت زیر 30دلار پاسخگو بود. اگرچه در همان مقطع که این قراردادها به‌وسیله دولت قبل با کشورهایی مثل چین بسته می‌شد، بسیاری از کارشناسان از آن‌ها ایراد می‌گرفتند. اکنون با قیمت نفت حدود بشکه‌ای50دلار، هیچ شرکت خارجی مشخصی وجود ندارد که تمایل داشته باشد تا قراردادهای قبلی را به‌صورت «بای‌بک» با ایران منعقد کند. در آن قراردادها ما معایبی داشتیم. یکی از آن معایب این بود که هر شرکت پس از اکتشاف میدان، از ما می‌شنید که شما در بهره‌برداری و کار روی این میدان «اولویت» خواهید داشت. ما به آن شرکت نمی‌گفتیم که قرار است توسعه میادین و فعالیت‌های حاشیه آن با شرکت کشف‌کننده باشد. در این‌حالت هیچ شرکتی انگیزه لازم برای فعالیت با این شرایط را نداشته و ندارد، بنابراین شرکت‌های خارجی فقط سراغ معادن انرژی مطمئنی می‌رفتند که کار و اکتشاف آن‌ها ریسک مالی و فنی نداشته باشد. دوستانی که چنین نظراتی می‌دهند باید این را بدانند که ما تنها کشور دارای منابع نفتی نیستیم. ما رقبایی مثل قطر و امارات و حتی عراق را داریم که در بسیاری از میادین با ما شریک هستند. آن‌ها میادین را به شکل دیگری واگذار می‌کنند. ما نمی‌توانیم روی مواضعی تأکید کنیم که بازار را از دست بدهیم و میادین مشترک‌مان به‌نام حفظ استقلال، غارت شود. قرارداد جدید نفتی با ایران یا IPC، صنعت نفت ما را رقابتی می‌کند. یعنی مشارکت شرکت خارجی، در «توسعه» و «اکتشاف» است. بهره‌برداری، برداشت و فروش به‌طور کامل در انحصار خود ماست، اما اکنون ما در حوزه میادین نفتی طوری عمل می‌کنیم که منافع نظام و کشور را نابود می‌کنیم. ما از میادینی که شاید 20سال بتوان از آن نفت برداشت کرد، با بهره‌برداری نادرست فقط 5 سال می‌توانیم نفت برداریم. کسانی که نگران استقلال و بهره‌برداری و توسعه میادین نفتی به‌‌وسیله کشورهای دیگر هستند، می‌دانند که در قراردادهای B.O.T  امتیاز عملیات به شرکت خارجی واگذار می‌شد، بنابراین ما اساس امکان ورود شرکت‌های خارجی نفتی را در حوزه‌های مختلف پذیرفتیم. برفرض اگر در حوزه توسعه موانع قانونی هم وجود داشته باشد، باید برطرف شود. ما از این‌نظر نگرانی نداریم. چراکه یکی از وظایف مجمع تشخیص مصلحت نظام، بررسی موانع قانونی پیش‌رو و امکان طرح شرایط اصلاح آن موانع در راستای مصالح کشور است. 
میزان عقب‌ماندگی نفتی ایران از کشورهای همسایه چگونه است که چنین شتابی برای بستن قراردادها و چشم پوشی از برخی مسائل را لازم دارد؟ 
من برای شما به‌جای قطر و امارات، همین کشور جنگ‌زده عراق را مثال می‌زنم. عراق برنامه داشت تا روزانه 12میلیون بشکه نفت بفروشد که اکنون برنامه میان‌مدت برای فروش 7میلیون بشکه در روز دارد، اما ایران درحال‌حاضر حدود 1میلیون بشکه نفت می‌فروشد و این یعنی صنعت نفت عراق، ایران را پشت‌سر گذاشته است. برخی سخت‌گیری‌های سیاسی افراطی، در این شرایط فقط فرصت‌های کشور را می‌سوزاند و جایگزینی هم ارائه نمی‌کند. آن‌هم در شرایطی‌که در قراردادهای قبلی، تنها هشت تا 10 سال از هر میدان نفتی برداشت و باقی تلف می‌شد، اما در قراردادهای IPC جدید تا 25 سال امکان بهره‌برداری نفت و کسب درآمد داریم. 
دولت قبل و بسیاری از منتقدان فعلی IPC، درگذشته مشکلی با قراردادهای نفتی ایران با چین نداشتند. قراردادهای نفتی چینی‌ها با ایران در دولت قبل چه چالش‌هایی را به‌دنبال داشت؟ 
درباره قرارداد با چینی‌ها باید بی‌تعارف صحبت کرد. در بحث نفت، هیچ‌کدام از قراردادهایی که در دولت قبل با چینی‌ها بسته شد، به‌موقع منعقد و اجرا نشد. روند قراردادهای چینی‌ها بسیار طولانی شده است. این اتفاق در بسیاری از میادین مشترک نفتی ما با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس رخ داد که موجب عقب‌افتادن ما از روند بهره‌برداری و غارت منابع نفتی به‌وسیله آن‌ها شد. ما به قطر، امارات و عراق برای بهره‌برداری از منابع نفتی و گازی کمک می‌کنیم. چراکه فضا را برای آن‌ها خالی کردیم. 
از‌نظر فناوری و امکانات، شرکت‌های چینی چه شرایطی را در قیاس با سایر رقبای نفتی خود داشتند؟ 
از نظر فنی، شرکت‌های چینی تجربه کمتری داشتند. چین هم شرکت‌های درجه دوم و سوم خود را مانند سایر کالاهای خود به ایران معرفی کرد. وقتی شما برای چینی‌ها رقیب نفتی بیاورید، هم قیمت فعلی چینی‌ها شکسته خواهد شد و هم آن‌ها برای حفظ بازار ایران مجبور هستند تا بهترین شرکت‌ نفتی خود را با بالاترین تکنولوژی بیاورند. درعین‌حال ما دیگر زمان و درآمد را هم مثل گذشته از دست نخواهیم داد. 
بحث زمان را مطرح کردید، اتفاقا بسیاری از منتقدان نفتی می‌گویند در زمان آقای زنگنه به‌دلیل‌اینکه دولت دو سال منتظر اجرای برجام ایستاده، در این مدت پروژه‌های نفتی جلو نرفتند. این ادعا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
به‌هیچ‌وجه چنین نیست، مهندس‌ زنگنه با‌توجه به منابعی که برای وی باقی‌ مانده بود، طرح‌های نفتی و گازی را اولویت‌بندی کرد. به‌طورمثال در پارس جنوبی تنها آن فازهایی تکمیل شدند که مشخص بود در کوتاه‌مدت تمام می‌شوند. با این کار، ایشان 160میلیون‌مترمکعب گاز را وارد چرخه تولید گازی کشور کردند. ما باید خیلی زودتر از اینها پارس جنوبی را وارد فاز بهره‌برداری می‌کردیم. اگر وزیر نفت طبق انتظار دوستان در این دوسال قراردادهای جدید را کلید می‌زد یا فازهایی را در میادین نفتی و پارس جنوبی آغاز می‌کرد که تازه شروع شده و زمان زیادی برای تکمیل لازم داشتند، منابع لازم را از کجا تهیه می‌کرد؟ قراردادهای موجود که در نیمه راه بودند هم، چنین وضعی داشتند و اگر پول کافی وجود داشت، ایشان همه را اجرا می‌کرد، بنابراین انسان هرجا کمبود منابع داشته باشد، اولویت‌بندی طرح‌ها و انتخاب پربازده‌ترین و فوری‌ترین آنها برایش اهمیت بیشتری می‌یابد. در این شرایط تنها پس از برجام بود که باتوجه به‌منابع جدید و سرمایه‌گذاری خارجی، می‌شد به توسعه همه طرح‌ها فکر کرد. 
یکی از انتقادات موجود به قراردادهای جدید نفتی این است که با ورود شرکت‌های با فناوری بالا، روند تربیت متخصصان نفتی در کشور متوقف می‌شود، نظرتان در‌این‌باره چیست؟ 
برعکس اتفاقا در قراردادهای جدید  قید شده است که ازنظر فعالیت فناورانه، مراکز آکادمیک و شرکت‌های دانش‌بنیان ایران باید در طرح‌ها شرکت داده شوند و مداخله کنند تا تجربیات و دانش آن‌ها نیز افزایش یابد و بدین‌وسیله انتقال فناوری و مهارت هم به دانشگاه انجام ‌می‌گیرد. 
آیا طرف‌های اروپایی این مسئله را پذیرفتند؟ 
بله، این یکی از مفاد قرارداد جدید نفتی آن‌ها با کشورمان است و از تعهدات آن‌ها نیز خواهد بود و  در تمام قراردادهای «جی. سی» در سطح جهانی، چنین شرایطی وجود دارد. 
به سراغ بحث گازی می‌رویم. گفته می‌شود که چون ایران یک متحد سیاسی قوی با روسیه است، طرح‌های انتقال گاز ایران از جمهوری‌آذربایجان به اروپا متوقف شده تا انحصار گازی روسیه که ارزش خود را درباره مسائلی مثل ترکیه و اوکراین نشان داد، حفظ شود و از این‌نظر ما یک تغییر استراتژی گازی جدید داریم و گویا قرار است سراغ تولید انواع خاصی از گاز «ال.‌ان.‌جی» برویم. آیا این ادعا صحت دارد؟ 
باید به این نکته توجه کرد که فناوری و تکنولوژی در حوزه نفت و گاز هر روز درحال گسترش است و کشوری در این شرایط موفق است که از روزآمدترین تکنولوژی‌‌ها استفاده کند. روزی در جهان «ال.‌ان.‌جی» مطرح بود. امروز تولید فلوتینگ ال.‌ان.‌جی در جهان مطرح شده است، این تکنولوژی جدید امکانات جدیدی در اختیار کشور قرار می‌دهد. 
اکنون کشتی‌های انباشت گازی در ایران پهلو می‌گیرند که کل تأسیسات «ال.‌ان.‌جی» روی آن‌ها نصب شده است. در فلوتینگ ال.‌ان.‌جی شما به‌راحتی گازی که همراه با نفت است را می‌توانید تبدیل به «ال.‌ان.‌جی» کنید و این یعنی ایران در یک بازه زمانی دوساله به‌راحتی می‌تواند صادرات گاز را انجام دهد. در فناوری پارتیال ال.‌ان.‌جی نیز، از اختلاف فشار خود گازها برای ال.‌ان.‌جی‌کردن، می‌توانید استفاده کنید. 
خب اگر ما از چنین فناوری‌هایی استفاده کنیم، یعنی بازار گازی ما تغییر استراتژی سیاسی داده است؟
 بنده بعید می‌دانم چنین باشد. همین الان ترکمنستان در صادرات گاز خود به چین از همین فناوری استفاده کرده و این مسئله ربطی به مسائل سیاسی ندارد. اینکه دولت اولویت کشیدن خط لوله گاز طبیعی را برداشته و به‌سمت تولید گازهای جدید رفته، ازیک‌نظر خوب است، چراکه وقتی شما خط لوله بکشید، این یعنی گاز را در هر شرایطی فقط به همان کشور می‌توانید بفروشید. شما تصور می‌کنید اگر روسیه‌ای هم وجود نداشت، باز کار کشیدن خط لوله گاز به اروپا آسان بود؟ کشیدن چنین خط لوله‌ای مشروط به توافق و همراهی سیاسی ترکیه با ایران است که می‌دانید این بعید خواهد بود. 
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار