به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۱۶۴۶۰
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۸ - ۰۶ خرداد ۱۳۹۲

ناگفته‌هایی از ناکامی ها و سوابق سعید جلیلی

روزنو-هفته نامه متن در شماره هفته اول اردیبهشت خود و به دنبال جدی شدن کاندیداتوری سعید جلیلی، به بررسی سوابق سعید جلیلی و تاثیر حضور او در آرایش سیاسی انتخابات پرداخت. بخشی از این گزارش که درباره زندگی جلیلی است در ادامه می‌آید: مرد هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران عزم ریاست جمهوری دارد، او که از مهر1386 به عنوان دبیرشورای عالی امنیت ملی انتخاب شد تا امروز، دغدغه‌اش حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران بوده امروز اما دغدغه دیگری هم دارد و آن هم حضور در انتخابات است، مرد دیپلماسی و مذاکره امروز همچون دوران جوانی‌اش عزم میدان کرده، روزی دفاع مقدس و امروز میدان رقابت انتخابات ریاست جمهوری. از محله طلاب تا دانشگاه امام صادق(ع) سعید جلیلی سال 1344 در منطقه طلاب شهر مقدس مشهد به دنیا آمد. اهالی محله‌‌ای که او در آن دوران کودکی و نوجوانی را می‌گذراند در روزهای بعد از انقلاب بارها و بارها مورد هجوم ترورهای کور منافقان قرار گرفتند و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی ده‌ها شهید سرشناس تقدیم انقلاب کردند. او در این محله و در دبیرستان آیت الله کاشانی که بیش از 70 شهید تقدیم انقلاب کرده دوران نوجوانی را به پایان رساند سال 1362 دیپلم خود را اخذ کرد و بلافاصله در دانشگاه امام صادق(ع) قبول شد. بار سفر بست و به تهران آمد و یکسال بعد از تاسیس دانشگاه امام صادق(ع) به همت آیت الله مهدوی کنی به آموختن علوم سیاسی پرداخت و در سال 68 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شد. همان سال دو اتفاق مهم شغلی و تحصیلی برای او رخ داد، هم در مقطع دکتری خارج از کشور قبول شد و هم در وزارت خارجه استخدام. اعزام به خارج را تبدیل به تحصیل در داخل کرد و در همان دانشگاه امام صادق(ع) تحصیل در مقطع دکترا در رشته علوم سیاسی با گرایش جامعه‌شناسی سیاسی را آغاز کرد. در میانه تحصیل جلیلی نیز مانند بسیاری از همکلاسی‌هایش عزم جبهه کرد و به لشگر 5 نصر خراسان پیوست، لشگری که محمدباقر قالیباف فرمانده‌اش بود و او شد دیده‌بانش. دی ماه 1365 بود و عملیات کربلای پنج در جریان، دیده‌بان ناگهان از ناحیه پا مجروح می‌شود و به بیمارستان صحرایی شلمچه منتقل می‌شود. امکانات کم بود و مجروحان زیاد، سعید جلیلی جانباز شد و پای راست خود را از دست داد. جانبازی او اما پایان حضورش در جبهه نبود و بعد از آن تا مدتی در قسمت تدارکات لشگر خدمت می‌کرد. بعد از آنکه سعید تحصیل در مقطعی دکتری را آغاز کرد پایان‌نامه‌ای برای خود انتخاب کرد که همان پایان‌نامه بعدها در کشور لبنان به زبان عربی ترجمه و منتشر شد. « مبانی اندیشه سیاسی در قرآن» نام این پایان نامه بود که حمید مولانا، در مقدمه‌ای که بر آن نوشت، به تجلیل از شخصیت جلیلی پرداخت. او همچنین در این مدت کتابی با عنوان «سیاست خارجی پیامبر(ص)» به رشته تحریر درآورد که بعدها همین کتاب به یکی از منابع درسی دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع) تبدیل شد و جلیلی خود به تدریس آن پرداخت. جلیلی مدیر می‌شود در آغاز تحصیل در مقطع دکترا، جلیلی به استخدام وزارت خارجه درمی‌آید، از سال 68 تا 70 به عنوان وابسته سیاسی در این وزارتخانه مشغول کار و آموختن فنون دیپلماسی می‌ِ‌شود. در سال 1370 اولین پست مدیریتی‌اش را دریافت می‌کند و می‌شود رئیس رئیس اداره بازرسی و مراحل ترقی در وزارت خارجه را به سرعت طی می‌کند، یکسال بعد دبیرسوم می‌شود، سال 1373 دبیر دوم و سال 1374 به دبیر اولی در چارت وزارت خارجه ارتقا می‌یابد. او در این مدت با مجتبی ثمره هاشمی، خواهرزاده محمدرضا باهنر و از اعضای اصلی حلقه ارومیه که در آن سال‌ها در وزارت خارجه به عنوان مدیرکل گزینش فعالیت می‌کرد حشر و نشر داشت و از دوستان او به شمار می‌رفت. روایت است که جلیلی در دوران ریاست بر اداره بازرسی وزارت خارجه، ۱۷ سفیر را اخراج کرده است. بعد از پیروزی سیدمحمد خاتمی درسال 76، سعید جلیلی بعد از نزدیک به شش سال ریاست بر اداره بازرسی وزارت خارجه به سمت معاونت اداره اول آمریکا در وزارت خارجه منصوب می‌شود. تا اواخر سال 79 جلیلی در این پست در وزارت خارجه ماند، اما بعد از سه سال و اندی عدم ارتقا شغلی در وزارت خارجه، عزم رفتن کرد، به دفتر رهبر معظم انقلاب رفت و شد مدیر بررسی‌های جاری این دفتر. ناکام در دو انتخابات او که این روزها آمدنش به عرصه انتخابات قطعی به نظر می‌رسد، پیش از این دوبار در دو انتخابات طعم شکست را چشیده است. بار اول 29 بهمن 1378 و در جریان انتخابات مجلس ششم بود. سعید جلیلی در آن سال به عنوان کاندیدای مستقل از حوزه انتخابیه مشهد وارد عرصه انتخابات شد اما نتیجه بر وفق مرادش نبود و او نتوانست به مجلس راه یابد. جلیلی 17 بهمن 87 در مجمع تبشیر مشهد، اصلاح سیستم اجرایی، ترجیح دادن مصالح سیستمی بر مصالح شخصی و نظارت نهادینه و مستمر بر دستگاه‌های اجرایی را از اهداف کاندیداتوری‌اش عنوان کرد. او در این سخنرانی البته به انتقاد از عطاء الله مهاجرانی و علی اکبر ولایتی پرداخت و گفت:« ما می‌بینیم که یک وزیری معرفی می‌شود (مثلأ آقای مهاجرانی) یک عده موافق صحبت می‌کنند یک عده هم مخالف صحبت می‌کنند. یک نکته اصلی درباره ایشان هست که هیچ کس به آن اشاره نمی‌کند بلکه خود ایشان به عنوان یک نقطه ارزشی و قوت می‌آید و مطرح می‌کند.ایشان قبل از اینکه وزیر ارشاد بشود ۸ سال معاون حقوقی رئیس جمهور بود. کار معاون حقوقی رئیس جمهور اینست که باید بگردد و تمام مشکلات وزارتخانه و دستگاهها و نهادها و بنیادها را بررسی کند و جمع کند و برایشان قانون درست بکند و بصورت لایحه ببرد هیأت دولت ببرد مجلس و این مشکلات را رفع کند. ببیند چه کار عظیمی است! بعدایشان آیا واقعا وقت می‌کند به کار دیگری هم بپردازد، ایشان خوب در ظرف این ۸سال مثلأ یک کتاب در مورد حضرت زینب(س) نوشته یک کتاب در مورد فردوسی نوشته یک کتاب در مورد حضرت سلمان نوشته یک کتاب در مورد سلمان رشدی نوشته، اینها خوب است اما وقتی که ما یک مسوولیتی را می‌گیریم اول از همه باید در قبال مسوولیتمان پاسخگو باشیم. در این زمینه چقدر موفق بودیم ولو اینکه کسی می‌خواهد از سایر بحثهای ایشان خوششان بیاید و یا نیاید. نه تنها ایشان و هر کس دیگر. اینکه من گفتم آن بحثهای اول ممکن است از جانب یک گروه خطرناک باشد این خطر دوم که بعد منجر به این ناکارآمدی سیستم شده که بعد متاسفانه به آن نتیجه‌گیری بسیار خطرناک که پس دین اداره حکومت ناکارآمد است، می‌انجامد. این بخاطر آن سوء رفتارهایی است که همه ما را ممکن است شامل بشود و هیچکس نباید خودش را از تیغ این انتقاد مصون بداند از آن طرف هم یک مثال بزنم: مثلأ شما- حالا چون من وزارت خارجه هستم – نگاه کنید مثلأ من که یک کارمند وزارت خارجه هستم وقت کم می‌آورم بعد آقای ولایتی خیلی وقته اضافه آوردند و مثلأ یک مقاله پزشکی هم نوشتند مثلأ تو فلان سمینار هم می‌رفت و ارائه می‌داد. خب این اصلأ جا ندارد. سیاست خارجی با آن همه مشکلات و بحرانها و از این مثالها متاسفانه زیاد است.» دوره بعد هم کاندیدای مجلس هفتم شد، باز هم از مشهد، این بار اما آمدنش همانند امروز بود، گروهی از هوادارانش بعد از چند ماه پیگیری واسطه قرار دادن بزرگان و اساتید او را راضی کردند تا در لحظه آخر ثبت نام کند. جلیلی در هنگام تبلیغات انتخابات مجلس هفتم به مناطق حاشیه‌ای و فقیرنشین مشهد می‌رفت و در مساجد و جمع‌های مردمی به سخنرانی می‌پرداخت، شعار انتخاباتی‌ را «توحید، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و کارآمدی اندیشه دینی در پرتو عمل صالح» انتخاب کرده بود اما نتیجه انتخابات باز هم مطابق میلش نبود و شکستی دیگر را برای او به ارمغان آورد. بازگشت به وزارت خارجه با پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات سوم تیر 84 و روی کارآمدن دولتی با گفتمان اصولگرایی، سعید جلیلی بار دیگر به وزارت خارجه بازگشت. دوست قدیمی‌اش مجتبی ثمره هاشمی مشاور ارشد رئیس‌جمهور شده بود و همین دوستی موجب شد که قمره به احمدی‌نژاد پیشنهاد کند که جلیلی را به عنوان وزیر خارجه به مجلس معرفی کند. جلیلی اما ناشناخته بود و در نهایت تصمیم بر این شد که منوچهر متکی وزیر خارجه شود و جلیلی معاون آمریکا و اروپای وزارت خارجه. سعید جلیلی در دوران حضور دو ساله‌اش در وزارت خارجه در پست معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه بسیاری از توجه‌ها را به خود جلب کرده بود، تردد او با خودروی پرایدش و ساده زیستی او شباهتی فراوان را بین او و احمدی‌نژاد ایجاد کرده بود. اما این موارد تنها نقاط اشتراک این دو نبود، چه آنکه گفته می‌شد جلیلی یکی از منابع جدی اندیشه‌های رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی است. عبارت دکترین «صلح بر مبنای عدالت و معنویت» در عرصه سیاست خارجی که بارها توسط احمدی‌نژاد اعلام شده بود متعلق به سعید جلیلی است. همچنین گفته می‌شد برخی از نامه‌هایی که احمدی‌نژاد به سران دنیا نوشته نیز از ابتکارات مشترک سعید جلیلی و ثمره هاشمی قلمداد می‌شود تا آنجا که به عنوان نمونه متن نامه ارسالی احمدی‌نژاد به جورج بوش، حاوی نکاتی از جزوات درسی جلیلی در دانشگاه امام صادق(ع) است. پرونده هسته‌ای ایران بعد از پیروزی محمود احمدی‌نژاد و مواضع کاملا متفاوت او در مقایسه با دولت اصلاحات وارد مرحله‌ای جدید و حساس شد. دولت بارها و بارها تاکید می‌کرد که انرژی هسته‌ای حق مسلم ایران است و این شعار تبدیل به شعار ثابت رئیس‌جمهور و البته هوادارانش شده بود. علی لاریجانی که نتوانسته بود در انتخابات ریاست جمهوری نهم به توفیقی دست یابد، بعد از پیروزی احمدی‌نژاد به عنوان دبیرشورای عالی امنیت ملی منصوب شد تا او هدایتگر پرونده حساس هسته‌ای ایران شود. لاریجانی در دورانی که ریاست تیم مذاکره کننده‌ای هسته‌ای را برعهده داشت به دنبال پس گرفتن درغلطانی بود که به عقیده او دولت اصلاحات داده بود و به جایش آب نبات گرفته بود. در مذاکراتی که لاریجانی با سولانا هرازگاهی سعید جلیلی نیز به عنوان معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه او را همراهی می‌کرد تا آنکه اختلافات پس پرده لاریجانی و احمدی‌نژاد بر سر پیشبرد اهداف هسته‌ای ایران علنی شد، لاریجانی می‌گفت که احمدی‌نژاد با سخنان و موضع‌گیری‌هایش هر چه او رشته بود را پنبه می‌کرد و در نهایت او از دبیری شورای عالی امنیت ملی استعفا داد. بعد از حسن روحانی و علی لاریجانی بسیاری منتظر بودند تا دیپلماتی کارکشته ریاست تیم مذاکره کننده هسته‌ای را بر عهده گیرد، اما انتخاب احمدی‌نژاد سعید جلیلی بود. رئیس قوه مجربه 28 مهرماه 1386 در حکمی خطاب به جلیلی تصریح کرد:« امیدوارم با توکل به خداوند متعال و بهره مندی از عناصر مومن و توانمند و برنامه ریزی مناسب ، نسبت به انجام وظایف محوله در صیانت از منافع و امنیت ملی اقدام نمایید و برای تحقق اهداف و مقدمات لازم جهت اتخاذ تصمیمات بهتر ، تدابیر مقتضی را تدوین و ارایه کنید.» چالش‌های هسته‌ای بعد از انتخاب سعید جلیلی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، پرونده هسته‌ای ایران دچار چالش‌های متعددی شد، از یک سو این پرونده از آژانس خارج شده بود و به شورای امنیت سازمان ملل رفته بود و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران به سرعت در حال گسترش فناوری صلح آمیز هسته‌ای خود و بالابردن میزان غنی‌سازی بود. افزایش سانتریفیوژها در نطنز، فعالیت‌های سایت فردو، بهره‌برداری از نیروگاه اتمی بوشهر، فعالیت‌های تحقیقات راکتور تهران و از همه مهم‌تر توانایی ایران در غنی سازی 20درصدی اورانیوم، کشورهای غربی را وادار به واکنش‌های متعدد کرد. این کشورها از سویی توانایی بالای صلح‌آمیز هسته‌‌ای ایران را پذیرفتند و از سوی دیگر بر محدود ماندن غنی‌سازی تاکید می‌کردند. ورود آمریکا به پرونده هسته‌ای ایران و نشست‌های متعدد کشورهای غربی در قالب 5+1 را می‌توان مهم‌ترین این تحولات دانست. با این حال پافشاری ایران بر روی حقوق هسته‌‌ای خود در مقطعی موجب توقف مذاکرات و افزایش بی‌سابقه تحریم‌های همه جانبه علیه ایران شد. با اعمال تحریم‌ها، هرچند که جمهوری اسلامی ایران نهایت تلاش خود را برای به حداقل رساندن آثار آن کرد اما این جلیلی و اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای بودند که به فکر چاره‌ای برای رفع این تحریم‌ها و در عین حال حفظ دستاوردهای هسته‌ای ایران انداخت. بار دیگر مذاکرات از سر گرفت و این‌بار این جلیلی و کاترین اشتون بودند که در کانون توجه رسانه‌های دنیا قرار گرفتند. نحوه تعامل این دو نفر، تلاش حداکثری اشتون برای رعایت شئونات دیپلماتیک موردنظر ایران و عکس‌های مشترک این دو در پایان مذاکرات زنجیره‌ای بغداد، استانبول، آلماتی و... موجب شد تا جلیلی به چهره‌ای جهانی مبدل شود. با این حال عدم پیشرفت لازم دو طرفه در این پرونده موجب شد تا در هفته‌های اخیر جلیلی از یک سو و از سوی دیگر اشتون تحت سئوال قرار گیرند اما روشن است که این طرف غربی است که می‌خواهد با کش دادن مذاکرات تا انتخابات ریاست جمهوری به افقی روشن‌تر در نحوه تعامل با ایران دست یابد. فعالیت‌های انتخاباتی زودهنگام! کم نبودند کاندیداهایی که حتی از هشت سال پیش احتمال کاندیداتوری‌شان می‌رفت، اما شاید سعید جلیلی را بتوان از نظر آغاز کار زودهنگام تبلیغاتی‌ هوادارانش «اولین» بدانیم. از اردیبهشت ماه 1391 یعنی در فاصله یکسال و یک ماه تا انتخابات ریاست جمهوری، وبلاگ‌های متعددی با عنوان«کمپین دعوت از سعید جلیلی» در فضای مجازی و به ویژه در فضای وبلاگی به راه افتاد. نحوه راه‌اندازی این کمپین‌ها حاکی از به هم پیوسته بودنشان می‌کرد، چه آنکه به نام هر شهر و شهرستان یک وبلاگ در حمایت از کاندیداتوری جلیلی راه‌اندازی شد. این حرکت در حالی بود که اعضای جبهه پایداری بعد از عدم توفیق چندان در انتخابات مجلس نهم تمام هم و غم خود را بر روی انتخابات ریاست جمهوری گذاشته بودند و از همان زمان از سعید جلیلی به عنوان کاندیدای خود نام می‌بردند. در تمام این مدت اما سعید جلیلی هیچ موضع انتخاباتی اتخاذ نکرد تا بر ابهامات موجود در این زمینه بیافزاید. پرونده هسته‌ای ایران به مرحله حساسی رسیده بود و مذاکرات پی در پی درجریان بود، بسیاری از اعضای جبهه پایداری به دنبال بهره‌برداری سیاسی و انتخاباتی از این مذاکرات به نفع خود بود اما کندی روند مذاکرات و عدم تمایل طرف غربی به حل کردن مسائل موجود موجب شد تا آنها نتوانند در ادامه، از این مذاکرات به عنوان برگ برنده انتخاباتی استفاده کنند.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار