آیا جلیلی، احمدینژاد دوم است؟

روزنو-معاون قوانین مجلس، با بیان اینکه احمدینژاد با انتخابات پایان نمیپذیرد، گفت: «جلیلی گزینه احمدینژاد است».
تاکنون کسی به این صراحت سعید جلیلی را مشابه محمود احمدینژاد معرفی نکرده بود. امیدوار رضایی که برادرش کاندیدای ریاستجمهوری است در ادامه هم در توضیح این جمله خود اظهار داشته است که «سرنوشت فردی مانند احمدینژاد بعد از انتخابات ریاستجمهوری روشن است چون دولت در انتخابات آتی ریاستجمهوری برای ورود جلیلی برنامهریزی کرد. حمایت وزرای دولت احمدینژاد از جلیلی در مصاحبههای مختلف نشاندهنده این موضوع است، از طرف دیگر کابینه احمدینژاد با کاندیداهای کنونی ریاستجمهوری بیگانه نیستند و با هر کدام به صورتی ارتباط دارند. بهطور حتم با حضور 8 کاندایدای کنونی ریاستجمهوری تصور قبلی برخی کارشناسان مبنیبر به پایان رسیدن دوران سیاست احمدینژاد منتفی است و مردان دولت احمدینژاد قادر به حضور در دولت بعدی هم خواهند بود.» اظهارات رضایی از جایی به واقعیت نزدیک میشود که چند روز پیش وزیر ارشاد دولت احمدینژاد در همایش انتخاباتی جلیلی حضور یافت و پس از آن هم نوشت که اعضای دولت حتی شخص رئیسجمهور اجازه حمایت از هر کاندیدایی را دارند. این اظهارنظر امیدوار رضایی را از دو منظر میتوان مورد بررسی قرار داد: اول اینکه جلیلی هم با شعارهای ارزشی وارد انتخابات شده است یعنی همانند همان شعارهایی که محمود احمدینژاد و حامیانش در بدو انتخابات سال 84 سر میدادند. از سوی دیگر جلیلی هم مانند احمدینژاد ترویج ساده زیستی را دنبال میکند و نوع پوشش او در اولین نشست تبلیغاتی اش نشاندهنده همین مولفه است. پیراهن سفیر و یقه بسته که روی شلوار پارچهای انداخته شده بود، یادآور روزهایی بود که محمود احمدینژاد با کاپشنی که بعدها به مدلی برای خود تبدیل شد، در شهرهای مختلف سخنرانی میکرد. جلیلی هم مانند احمدینژاد به همه مراجعان و شرکت کنندگان در مراسمش لبخند ویژه میزند و آنها را به سکوت برای شنیدن سخنانش دعوت میکند. به هر حال هر دو از یک روش تبلیغاتی در انتخابات ریاستجمهوری استفاده میکنند که اولی در سالهای 84 و 88 توانست با تکیه بر همین روش به پاستور راه یابد و دومی میخواهد با تکرار آن در سال 92 راهی پاستور شود. گمانه بعدی که میتوان در مورد چرایی تشبیه جلیلی به احمدینژاد از سوی امیدوار رضایی مطرح کرد، به آرای جلیلی ارتباط دارد. برخی بر این عقیدهاند که برادر محسن رضایی با چنین مشابهسازیای درصدد است از آرای منتقدان دولت به نفع برادر خود استفاده کند برای همین القا میکند جلیلی راه احمدینژاد را طی خواهد کرد و نقاط ضعف او هم مانند احمدینژاد است و این سوال را در اذهان منتقدان ایجاد کند که چرا باید بار دیگر به فردی با آن نقاط ضعف رای داد؟ البته با توجه به شخصیتی که همگان از امیدوار رضایی سراغ دارند، این گمانه آنچنان واقعی به نظر نمیرسد و گمانه ابتدایی قابل پذیرشتر است.
چرا اصولگرایان به وحدت نمیرسند
البته امیدوار رضایی از موضوعات دیگر هم سخن گفت که یکی از آنها به وحدت نرسیدن اصولگرایان بود. او گفت: از گذشته وحدت یکی از شاخصهای اصولگرایان بود اما متأسفانه این وحدت در شرایط کنونی متزلزل شده که این موضوع به ضرر کشور است، اگر اصولگرایان قادر به ائتلاف و وحدت بودند، این موضوع هم به نفع خود جریان و هم به نفع کشور بود، بنابراین امیدوارم در این دوره یا دورههای بعد اصولگرایان به یک تشکیلات منظم و با هدف برسند. او علت اصلی بینتیجه ماندن ائتلافهای اصولگرایی را تشکیل نشدن این ائتلافها بر پایه اصول منطقی و پایدار دانست و گفت: همین امر موجب شده با هر تنشی بدنه این ائتلافها دچار تزلزل شود، از طرف دیگر متأسفانه هر کاندیدای عضو در این ائتلافها بهدنبال جذب دیدگاه و آرای دیگر کاندیداهاست. بر اساس اصول منطقی و عقلانی، افراد باید با اصول و شاخصها سنجیده شوند، نه اینکه شاخصها با افراد و کاندیداها سنجیده شود. این محورها شاخص اصلی پایداری یک نهاد و تشکل سیاسی است، از این رو هر چه پایه و اصول شما برای تشکیل یک ائتلاف قویتر، علمیتر و منطقیتر باشد، شانس پایداری این تشکلها بسیار بالاتر است. داشتن اصول عقلانی و فکری مانند یک ساختمان است، از این رو اگر پی ساختمان محکم ریخته شود، هیچ باد و توفانی آن را نمیتواند، نابود کند. اما اگر پایه این ساختمان شل و سست باشد، این ساختمان با هر بادی تکان میخورد. متأسفانه ائتلافها در کشور بر پایه فردگرایی تشکیل میشود، این در حالی است که شاخص اصلی ایجاد این تشکلها باید اسلام، مردم و انقلاب باشد.