
تمام مسئولان نسبت به فقر مسئولند
سارا غضنفری :در هفتههای اول پاییز و ماه آبان، ماه خوب مدرسه خبری در صدر اخبار رسانهها قرار گرفت.خبری که بسیار تاثر بار بود.خودکشی یک کودک ده ساله در شهرستان اشنویه تلخ است وقتی قرار است همین کودک آینده ساز فرداهای کشور باشد و حالا خاک سرد بر تنش نشسته است. دلایل ضد و نقیضی برای این حادثه عنوان شده که برخی رسانهها طلبکردن کمکهای مردمی مدرسه را عامل آن اعلام کردهاند. در اینباره گفته شده مبلغی که خانواده از پرداخت آن عاجز بودهاند و کودک با تهدید خانواده به خودکشی در صورت عدم تأمین این هزینه به اتاقش پناه برده و در حال دستوپنجه نرمکردن با ترس حقارت و تمسخر شدن توسط همکلاسیهایش تصمیم میگیرد به زندگیاش خاتمه دهد.اما چه دلایل این حادثه راست باشد یا دروغ، وضعیت اقتصادی و فقر معضلی است که این روزها بر چهره شهر خودنمایی میکند.به همین دلیل با دکتر حسین راغفر اقتصاددان ایرانی و استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا به گفتوگو نشسته ایم تا با تاثر بگوید:« تلخترین خبر این است که فقر باعث شده تا یک کودک با تجربه یک حادثه تاثربار، خاک را بشناسد و فقر قرار نبود در آرمانهای ما قرار بگیرد تا کودکی زحادثهای پیر شود و راه غلط مرگ را پیش بگیرد.»
خبر مرگ کودک ده ساله را شنیدهاید، در برخی اخبار گفته شده علت این خودکشی فقر بوده است...
وجود چنین اتفاقاتی در جامعه بسیار تاثربار است و قابل باور نیست.اولین بار نیست که خبرهایی به این شکل بر اثر خصوصی سازی آموزش و پرورش در کشور بروز کرده و مطرح میشود.در سالهای ابتدایی در خاطرم هست که چنین خبرهایی در بولتنهای محرمانه منتشر میشد و مادری بیوه در یکی از شهرستانها وقتی فرزندش برای ثبت نام رفته بود و چون در آن زمان نتوانسته بودند مبلغ ثبت نام را تامین کنند به خودسوزی اقدام کرد و از بین رفت.این موارد متاسفانه منجر به جرم و جرائم میشود.از دیگر سو،به خاطر این که دولتهای ما در تامین مسئولیتهای قانون اساسی خود در قبال مردم کوتاهی کردهاند و حالا شاهد عوارض اجتماعی،فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی بسیار گستردهای برای میلیونها نفر هستیم. با شعارهای توخالی آزادی اقتصادی و کاهش مسئولیتهای دولتها به دلیل ناتوانیشان در جمع آوری درآمدهای مالیاتی که منجر به ناتوانی تامین هزینههای آموزش و پرورش شده است،نمیتوان مشکلات جامعه را حل کرد.البته فقط در دولت نیست که مرتکب چنین مشکلاتی شدهاند بلکه نمایندگان مجلس هم با سکوت درباره قانون تامین آموزش و پرورش رایگان برای تمام مردم و بویژه گروههای فقیر جامعه آنها هم مسئولند و باید پاسخگو باشند.
وزیر کار انواع فقر و بیکاری را در جامعه مطرح کردهاند.چرا تبعات تاثیر فقر بر روی اقشار جامعه به سن پایین رسیده است؟ در واقع براثر معضلات اقتصادی شاهد معضلات اجتماعی در سنین پایین هستیم؟
واقعیت این است متاسفانه در دوران بعد از جنگ تحمیلی که سیاستهای تعدیل ساختاری در کشور مطرح شد که از مولفههایش کاهش هزینههای دولت است به بهانه این که دولتها توانایی تامین منابع لازم را ندارند ما عقب رفتیم.چند وقت پیش رئیس سازمان مالیاتی کشور 26 سال بعد از جنگ اعلام میکند که هزینههای گزافی در جامعه و آینده کشور تحمیل شده است ولی امروز هزینهها را جوانان میدهند.مسئولین سیاسی کشور باید بدانند همیشه جوانان خودسوزی نخواهند کرد.اشکال مختلف فقر منجر به خودسوزی آنها نخواهد شد و در واقع نوعی اعتراض به ناتوانیها،کاستیها و تبعیضاتی است که نظام اجتماعی به گروههای مختلف جامعه تحمیل میکند و واکنشهای این موضوع در گروههای مختلف مردم متفاوت است.ممکن است در جامعه کوچکی شاهد مسئله به همین شکلی که امروز پیش آمده است باشیم ؛به دلیل این که مردم هویتشان و شخصیتشان بسیار مقدس است آن زمان وقتی تحقیر میشوند یک کودک که در سنین حساسی قرار دارد دست به اقدام اعتراضی میکند.در جامعه به دلایل متعدد معمولا حقوق کودکان را به سهولت در برآیند سیاسی کردن تمام پدیدهها فراموش کرده و جامعه سیاست زدهای را به وجود آورده تا آگاهیهای جامعه ما به این سطوح و لایههای پایین جامعه برسد.همچنین وقتی مردم و جوانان با تبعیضها و تحقیرهای مختلفی مواجه میشوند شاهد واکنشهای مختلفی خواهیم بود.در هر صورت کودکی که خودش را در سن ده سالگی میکشد بیش از هر چیزی نشان آگهی او و حفظ غرورش است که در واقع او را به انجام تصمیم غلطی سوق داده است.اما جوانی بیست و چند سالهای که زورگیری میکند او هم همین کودک است که محصول آموزش و پرورش خصوصی شده است و از دیگر سو،تبعیضها و تحقیرهایی است که فقر موجب شده است.البته نفس عمل آن جوان مورد تایید نیست ولی باید ریشهاش را بررسی کرد.
یعنی خصوصی سازی آموزش و پرورش موجب شده است تا تبعیض در این سیستم حاکم شود؟
دو بار در دولت جدید اعلام شده است که سهم خصوصی سازی در آموزش و پروش کم است . خصوصی سازی نتایج بلند مدت دارد.یکی از دلایل انحرافهای اخلاقی که در جامعه است باید در ناکامیجوانان در یافتن شغل جستجو کرد.خانوادههایی که فرزندانشان دانشگاه میروند ولی شغلی برای ادامه حیات پیدا نمیکنند.شغلی که متناسب با شان رشته تحصیلیشان و وجهه اجتماعیشان باشد،وجود ندارد.اینها در چرخه فقر قرار میگیرند و از نگاه اجتماعی شغل فقط درآمد نیست.انسانها از کارکردن هویت میگیرند و جایگاه خاصی در جامعه پیدا میکنند . وقتی جوان به اصطلاح با این محرومیتها که عمدتا ناشی از تصمیات اقتصادی است روبرو میشود دچار ناکامی اجتماعی میشود.ارومیه یکی از استانهایی است که باید با توجه به ظرفیتهای اقتصادیاش بالاترین سطوح درآمد در کشور را داشته باشد ولی متاسفانه در بین 30 استان کشور در ردیف بیست و هشتم به لحاظ درآمد سرانه قرار دارد که ناشی از سیاستهای اقتصادی غلط و بی توجهی به مناطق دوردست کشور است که موجب فقر خانوادهها شده است و در نتیجه باید شاهد خودکشی یک کودک ده ساله باشیم حتی اگر این موضوع اثبات نشود ،نمیتوانیم منکر این شویم که آموزش و پروش رایگان در اختیار تمام کودکان قرار ندارد و چهره فقر باعث شده تا حرمت اجتماعی از میان برود و شاهد مرگ به بدترین شکل ممکن باشیم.