نبود رهبری استراتژیک در اردوگاه اصولگرایی
صبا شعردوست:چند سال اخیر شاید سالهای سختی برای اصولگرایان بود. سالهایی که اصولگرایان باید پاسخگوی حمایت از دولتی میبودند که از آن در ۲ انتخابات حمایت کرده بودند.
دولتی که هنگام ترک پاستور انبوهی از بدهکاری، خزانه خالی و اختلاسهای مالی به جا گذاشت. دولتی که قدرت ریسک اصوگرایان در حمایت از گزینههای جوان و جدیدشان گرفت و از همین رو آنها در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم چهرههای با تجربهتر خود یعنی علی اکبر ولایتی و قالیباف را به جلیلی و تجربه تلخ سالهای از دست رفته در دولت نهم و دهم ترجیح دادند. اما به هر حال تعدد کاندیداها، مانع از پیروزی چهرههای شاخص و شناخته در جریان اصولگرایی شد. کلید تفرقه و اصولگرایان در همان روزها زده شد و نبود چهرهای شناخته شده و با سابقه در امور حزبی چون حبیب الله عسگراولادی، پیر موتلفه، بیش از همیشه به چشم میآمد. اصولگرایان اما هنوز در تب و تاب اشتباه استراتژیک انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بودند که ادعاهای برنامهریزی برای انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی از سوی آنها مطرح شد. البته آنها که پس از هشت سال ریاست مقتدرانه بر کشور و مجلس شورای اسلامی، اکنون دولت را به روحانی با حمایت اصلاح طلبان تحویل دادند، باید یکی از پایگاههای خود را حفظ میکردند. از این رو تنها چند ماه پس از انتخابات ریاست چمهوری یازدهم، بحث برنامهریزی برای انتخابات مجلس را مطرح کردند. اما فوت آیتالله مهدوی کنی، به عنوان یکی از وزنههای اصلی اصولگرایان شوک جدی به اردوگاه اصولگرایان وارد کرد. از این رو به نظر میرسد، نبود دو وزنه مهم جریان اصولگرایی یعنی عسگر اولادی و مهدوی کنی، اصولگرایان را تا حدودی ضربه پذیر کند اما به هر روی باید منتظر عملکرد جانشین این ۲ بود و دید که آیا محمد نبی حبیبی، محمدرضا باهنر و آیتالله موحدی کرمانی میتوانند جای خالی عسگر اولادی و مهدوی کنی را پر کنند و همانند آنها نقش آفرینی کنند یا نه.
خلآء رهبری اصولگرایان
اصولگرایان بارها پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اعلام کردهاند که چارهای جز وحدت ندارند. البته اصلاحطلبان هم بارها از وحدت سخن گفتهاند اما به نظر میرسد رسیدن به وحدت در جریان اصولگرایی همچون جریان اصلاح طلبی چندان کار سادهای نباشد. چراکه خلأ رهبری در این جریان بیش از جریان رقیبشان احساس میشود. اصولگرایان همیشه این حرف را زدهاند که وحدت زیر چتر روحانیت و جامعتین خواهد بود. اتفاقا زمانی که آیت الله کنی در صحنه حضور داشت تلاش میکرد، فضای سیاسی واحدی را در جبهه اصولگرایان شکل دهد. اما اکنون با وجود اینکه اصولگرایان سعی در تجمیع و تشکیل یک جبهه واحد دارند هر از چندی، کسی بر طبل مخالفت میکوبد و جبههای جدید در درون اصولگرایان متولد میشود. در همین راستا جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اصولگرایان تحول خواه (متشکل از جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی) و همچنین جبهه پیروان خط امام (ره) و رهبری که اضلاع اصلی اصولگرایان محسوب میشوند برای نزدیک کردن هرچه بیشتر مواضع خود به یکدیگر و پرهیز از دامن زدن به اختلافها، گامهایی را برداشتند و جلساتی را با موضوع وحدت برگزار کردند. در این مسیر بزرگان اصولگرا یعنی آیت الله مصباح یزدی، جامعه روحانیت مبارز به رهبری آیت الله موحدی کرمانی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به رهبری آیت الله یزدی؛ نقشی بیبدیل دارند. به همین جهت جلسات مشترک این سه نفر و تصمیمات با محوریت آنها، مرکز ثقل وحدت اصولگرایان شده است که تنها خروجی اخبارش نیز نزدیک شدن به اشتراکات برای حاصل شدن وحدت بوده است.
به هر روی هر چند اصولگرایان برای رسیدن به وحدت گروهی تلاش میکنند اما به نظر میرسد که به دلیل خلأ حضور پیر موتلفه و آیت ا الله مهدوی کنی، باید تلاش خود را دو چندان کنند. چه آنکه اصولگرایان اکنون در غیاب عسگر اولادی در موتلفه محمد نبی حبیبی را دارند که او مواضعش نسبت به حبیب الله موتلفه بعضا رادیکالتر است. البته او اخیرا در کنگره حزب موتلفه اذعان کرد که «فوت عسگراولادی ضربه نسبتا سختی به موتلفه زده است.» از سوی دیگر آیت الله یزدی به جز مواردی درباره اختلاق سلیقههای حزبی و گروهی، صحبتی جدی از انتخابات و وحدت میان اصولگرایان به میان نیاورده است. و حتی آیت الله موحدی کرمانی چندی پیش گفته بود «وحدت اصولگرایان با خداست» حال آنکه هر از چندی اخباری از تشکیل جلساتی محرمانه از سوی خبرگزاریهای اصولگرا به گوش میرسد اما به هر روی هنوز صدای واحدی از اردوگاه اصولگرایان شنیده نمیشود و این در حالی است که تنها ۵ ماه تا انتخابات باقی مانده است و اصلاح طلبان اکنون مشغول یافتن نیروهای کارآمد خود برای کاندیداتوری در انتخابات هستند.