پس از توافق
روزنو :حسن بهشتيپور
كاهش ضريب تهديد عليه كشور و افزايش ضريب امنيت پس از امضاي توافق از اهميت زيادي برخوردار است. اين دو روابط عكس با يكديگر دارند اما عدهاي در كشور ميگويند كه بعد از 12 سال مقاومت و دو سال كار فشرده در مذاكرات، نه تنها امنيت افزايش نيافته، بلكه كاهش نيز يافته است. ميگويند اكنون ما با دستان خود تهديد را افزايش دادهايم. اين گروه ميگويند گرچه ما ذيل فصل هفتم و ماده 40 و 41 منشور ملل متحد قرار گرفتيم ولي مشمول تحريمها نبودهايم. اما بايد گفت فصل هفتم دقيقا به همين مساله اشاره دارد و در اين سالها نيز بر همين اساس تحريمها را عليه ما اجرا كردند. اگر ذيل فصل هفتم نبودهايم، پس چرا تحريم شديم؟ بند 41 مجوز تحريمها عليه ماست. مهمترين تفاوت قطعنامه 2231 با 1929 در اين است كه در قطعنامه 2231، 10 بار به ماده 41 اشاره دارد. همچنين از مقدمه تا ذيل آن صحبت از همكاري و فضاسازي شده است. مگر در مواردي كه به بازگشتپذيري اشاره ميكند. اما در مابقي موارد به همكاري و برداشتن تحريمها اشاره دارد. حال اين قطعنامه چگونه ميتواند بدتر از 1929 باشد؟ نكته ششم آنكه تمامي شواهد و قرائن بر آن است كه جهان اذعان كرده توافق برجام موفقيتي براي جمهوري اسلامي ايران است. اما برخی در داخل ميگويند توافق برجام كلاهي بر سر ايران بوده و خيانت شده است. آيا ما در اين حد نميتوانيم تشخيص دهيم كه برجام يك خسارت يا يك موفقيت است؟ به نظر ميرسد اين مساله تحت تاثير مسائل جناحي است. نكته هفتم، به بعد از برجام اشاره دارد كه گفته ميشود برجام نفوذ و سلطه را در ايران افزايش ميدهد. مقام معظم رهبري در اين باره تاكيد داشتهاند كه نظرات ايشان بايد فصلالخطاب قرار گيرد چرا كه موجب وحدت ملي و پيشرفت در برنامهريزيها ميشود. ايشان هشدار ميدهند كه ممكن است مذاكرات بعد از برجام منجر به نفوذ - نفوذ به معني سلطهگري- شود. بنابراين بايد مراقبت بيشتري صورت گيرد. موقعي مذاكرات حجت شد كه گفتند ميخواهيم بهانه را از دست دشمن بگيريم. بهانه دشمن اين بود كه ايران خواهان دستيابي به بمب هستهاي است. ادعايي كه ايران آن را دروغ دانسته است. به اين دليل دولت آقاي روحاني اعلام كرد ميتوان در نظام ناعادلانه بينالمللي سازوكار را ساماندهي كرد كه بهانه از دست دشمن گرفته شود. به نظر ميرسد آنها موفق شدند. گرچه نظارت، كنترل و محدوديت و هزينههايي تحميل شده اما به مراتب بهتر از وضعيتي است كه عملا ما را رودررو با آمريكا و در شرايط بحراني قرار ميدهد. بايد به دنبال مدلي در مذاكرات بود كه در آن نفوذ نباشد و نتيجه آن نيز مانع از گسترش نفوذ آمريكا شود. نميتوان مذاكره را تعطيل كرد. تعطيل مذاكره، يا جنگ است يا نه صلح نه جنگ؛ كه در هر دو وضعيت دچار زيان و مشكل ميشويم. در نهايت نشان داده شد كه ميتوان در نظام ناعادلانه بينالمللي حق خود را بگيريم و روش مناسبي را پيدا كنيم. گرچه انتقادهايي به روش آقاي ظريف و تيم ايشان وارد است اما روش آنها نسبت به تيم قبلي براي كشور اثربخشتر بوده و نتايج بهتري داشته است.