استراتژي تخريب؛ تنها حربه رقبا در مقابل هاشمي

روزنو-«چگونه بايد با رفسنجاني رقابت كرد؟» اين سوالي است كه اصولگرايان از عصر روز شنبه هفته گذشته تا به امروز به دنبال پاسخي براي آن هستند. اين سوال كليدي، پرسشهاي بيشتري را در دل خود جاي داده است. اصولگرايان علاقه بسياري دارند تا بدانند؛ پايگاه اجتماعي هاشمي طي هشت سال گذشته چند درصد رشد داشته است؟ ميزان حمايت علما و فقهاي نامدار از هاشمي در چه سطحي است؟ هاشمي امروز در چه شرايط اجتماعي قرار دارد و چه مناسباتي وضعيت اجتماعي و سياسي او را در انتخابات ميسازد؟ واكنش افكار عمومي به پيش بينيهاي هاشمي درباره نتايج سبك مديريتي احمدينژاد در جامعه چگونه است؟ آيا تبليغات منفي تاريخي عليه هاشمي با توجه به ورود نسل جديد به عرصه انتخابات كارايي دارد؟ كانديداتوري هاشمي چند درصد ريزش آراي كانديداهاي اصولگرا را به دنبال داشته است؟ از ميان كانديداهاي موجود اصولگرايان كدام يك قابليت رقابت با هاشمي را دارند؟ و... سناريو نويسان بر اساس اين سوالها طي يك هفته گذشته، استراتژي مقابله با هاشميرفسنجاني را بر چهار محور سن، خانواده، دوران سازندگي و جريان موسوم به فتنه تنظيم كردهاند.
اصولگرايان در نخستين واكنش و براي جلوگيري از افزايش ضريب خشنودي افكار عمومي از كانديداتوري هاشميرفسنجاني تلاش كردهاند تا با طرح اين سوال كه: «آيا 80 سالگي سن رياستجمهوري است» در توانمنديهاي هاشميرفسنجاني براي مديريت كشور تشكيك ايجاد كنند. اين محور در حال حاضر همچنان مركز ثقل تبليغات منفي عليه هاشميرفسنجاني است. متضرران حضور هاشمي در انتخابات طي اين راهبرد تلاش دارند تا اين شبهه را به افكار عمومي منتقل كنند كه يك «سياستمدار 80 ساله» كارايي لازم را براي حل مشكلات ندارد.
اين در حالي است كه طراحان اين پروژه در عملياتي كردن اين طرح خود از اين مساله غافل هستند كه تودههاي جامعه با رويت اين خط تخريبي اين سوال را از آنها خواهند پرسيد كه ديگر مسوولان جمهوري اسلامي در شوراي نگهبان و مجلس خبرگان چه ميانگين سنياي دارند؟جدا از طرح مساله ناتواني جسمي هاشميرفسنجاني، اصولگرايان طي روزهاي آينده سر خطهاي ديگري را براي ايجاد موج منفي تبليغاتي عليه رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام دنبال خواهند كرد. امواجي كه امير محبيان يكي از تئوريسينهاي جناح راست در سرمقاله روزنامه رسالت به نوعي به همكيشان اصولگراي خود پيشنهاد داده است تا در راهبردهاي مقابله با هاشمي به آن توجه داشته باشند عبارتند از:
الف- تخلفات فرزندان و اطرافيان، ب- رانتخواريهاي حزب كارگزاران و طبقه جديد شكل گرفته، ج- اسراف در مديريت كارگزاراني، د- دفاع از جريان موسوم به فتنه يا عدم مقابله و صفبندي با آنها، ص- دغدغه پيرشدگي مسوولان و دوري از خواستهاي جوانان.
اصولگرايان در كنار اين پروژه تخريبي كه بر خلاف شرع، قانون و ديدگاه امام و رهبري نظام است و به نظر ميرسد تا پايان انتخابات ادامه خواهد داشت. اين در حالي است كه بر اساس شواهد و قرائن موجود حضور يك تنه هاشميرفسنجاني در انتخابات بيش از حضور همه كانديداهاي اصولگرايان در عملياتي شدن مطالبه رهبري نظام در تحقق حماسه سياسي موثر واقع شده و موجي از نشاط و اميد را در تودههاي اجتماعي براي شركت در انتخابات به دنبال داشته است. از سوي ديگر هاشميرفسنجاني همواره بر تبعيت خود از مطالبات رهبري تاكيد موكد داشته و حتي پيش از ثبت نام در انتخابات نيز اعلام كرد كه «در صورت مخالفت رهبري، كانديداي انتخابات نخواهم شد.» اين خط تخريبي اصولگرايان در حالي است كه اپوزيسيون غيرقانوني نظام، كانديداتوري هاشميرفسنجاني در انتخابات را پازل نظام جمهوري اسلامي دانسته و بر همين اساس سلطنت طلبان، منافقين و گروههاي چپ خارج نشين همچون برخي گروههاي اصولگرا به مخالفت با كانديداتوري هاشميرفسنجاني پرداختهاند.
نقاط قوت هاشمي از نگاه رقباي او
اصولگرايان در كنار پيگيري راهبردهاي فوقالذكر به خوبي از موقعيت و جايگاه هاشميرفسنجاني در افكار عمومي آگاهي دارند. نقاط قوت هاشمي از نگاه سردبير روزنامه رسالت عبارت است از:
1) احساس نياز به نيرويي باتجربه و مسلط به مسائل داخلي و بينالمللي در واكنش به عملكرد احمدينژاد. 2) امكان جذب طرفين اصلاحطلب و اصولگرا و كسب محوريت (در صورت ارسال سيگنالهاي مناسب به اصولگرايان). 3) دغدغهها و وجهه اقتصادي هاشمي.
الف: سابقه مديريت بحران پس از جنگ
ب: برداشت ذهني دال بركاهش قيمتها و ارز در صورت پيروزي هاشمي
4) ورود نسل جديد به صحنه انتخابات با مشخصههاي زير: الف: فقدان تصوري عيني از دوران هاشمي در نسل جديد و تصور برخورد بازتر فضاي اجتماعي توسط هاشمي. ب: مقايسه قيمتهاي دوران هاشمي با دوران حاضر و نه مقايسه با دوره پيش از آن. 5) پيدايش اين احساس (درست يا غلط) مبني بر تاثير هاشمي در بهبود روابط با غرب و اعراب. 6) رابطه نسبتا خوب با طيفي از روحانيان سنتي و ارشد.
كانديداي واحد اصولگرا؟
همين نقاط قوت هاشمي شايد مهمترين علل نگراني و اضطراب اصولگرايان براي انتخابات رياستجمهوري شده است كه يكي ديگر از تحليلگران اين جناح طي يادداشتي به اصولگرايان پيشنهاد ميدهد كه مديريت پس از جنگ هاشميرفسنجاني را هر چه بيشتر مورد نقد قرار دهند تا افكار عمومي با توجه مشكلات اقتصادي امروز، بازگشت به دوران سازندگي را آرزو نكند. چنين است كه پرويز اميني نويسنده اين يادداشت به رقباي هاشمي پيشنهاد ميدهد كه: «شدت مخالفت با وضع موجود در اذهان جامعه مثل هميشه، گذشته را به يك نوستالژي تبديل ميكند كه تقريبا تنها نقاط مثبت آن در ذهن بازخواني ميشود.
رقباي هاشمي به لحاظ تكنيكي و فني بايد بتوانند گذشته دوره سازندگي را به صورتي در فضاي اجتماعي احيا كنند كه كاملا محسوس و ملموس براي مردم باشد تا بتوانند اين پيام را به جامعه بدهند كه نسخه و راهحل اصلاح وضع موجود بازگشت به گذشته و دوره سازندگي نيست.»در همين راستا مهدي محمدي از اعضاي تحريريه روزنامه كيهان طي گفتوگويي با خبرگزاري فارس پيشبيني ميكند كه «اصولگرايان با وحدت و رسيدن به گزينه واحد ميتوانند پيروز انتخابات آن هم در دور اول باشند.» اما به واقع از ميان نامزدهاي انتخاباتي اصولگرا، كدام يك قابليت رقابت با هاشميرفسنجاني را دارند و كدام يك حاضرند تا به نفع ديگري براي رودرويي با هاشميرفسنجاني كنارهگيري كنند؟ در ميان چهرههاي اصولگرا، محسن رضايي گفته است كه ديگر نوبت ديگران است كه به نفع او كنارهگيري كنند. باقر قاليباف كه حتي از ائتلاف 1+2 عبور كرده و نشان داده است كه از صندلي رياست شهرداري تهران خسته است وديگر كانديداهاي اصولگرا موقعيت خوبي در نظرسنجيها ندارند. بر اين اساس به نظر ميرسد كه توپخانه اصولگرايان در حالي رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام را با توان تمام هدف قرار داده و ميدهد كه همچنان مصايب دروني اين جناح ادامه دارد.
هاشمي به چه ميانديشد؟
هاشميرفسنجاني اين روزها در شرايطي كه اصولگرايان، نه تنها عملكرد مديريتياش را كه حتي سن و سال او را مورد تاخت و تاز خود قرار دادهاند به دنبال «وحدت ملي» است تا شايد با حضور دوباره خود در دولت و كنار هم نشاندن چهرههاي دلسوز ايران و ايراني فارغ از خطكشيهاي سياسي، آرامش و ثبات را به تودههاي اجتماعي بازگرداند. هاشمي بيشك آمده است تا راه را بر افراطيون و متحجران مشتاق مونولوگ و نه ديالوگ ببندد و اعتدال و منطق را جايگزين خشونتهاي گفتاري و رفتاري كند. او همانگونه كه بارها طي سالهاي گذشته اعلام كرده است ديگر مجسمه تمام نماي وضع موجود نيست و ميخواهد با اصلاح اشتباهات ديگران، حب نظام را در دل ايرانيان باقي بگذارد. هاشمي آمده تا نقطه اتصال اصلاحطلبان و اصولگرايان باشد و بر همين اساس اصولگراياني كه چشم تحمل او را ندارند بايد پاسخگوي اين پرسش باشند كه هاشمي ستيزي به چه اندازه با شرع و قانون و كلام امام و رهبري منطبق است؟