نكوهش تخريب

با ورود چهرههاي برجسته نظام به ميدان يازدهمين دوره انتخابات رياستجمهوري بار ديگر شاهد به وجود آمدن موجي از تخريبها و اتهامات زشت و بياساس هستيم كه لازم ميدانم اينجا نكاتي را متذكر شوم. قبل از هرچيز بايد بدانيم كه اظهارات زشتي كه اين روزها شاهد هستيم چندمين بار درباره حضرت آيتالله هاشميرفسنجاني مطرح ميشود، طبق آموزههاي ديني ما گناه كبيره است و متاسفانه در جامعه ما كه چند سال است به اين آلودگيها مبتلا شده كسي پيدا نميشود نهي از منكر و از ادامه اين رفتارها جلوگيري كند. اين سخنان درباره هر مسلماني ناروا است و با توجه به شرايط حساس كشور ما آن هم در آستانه برگزاري انتخابات رياستجمهوري توجه به اين مساله اهميت چند برابر يافته است. متهم كردن افراد به اتهامات زشت و ناروا باعث ميشود كه ديگر دلسوزان نظام و كساني كه از قابليتهاي بالايي براي نظام برخوردارند نتوانند در صحنه حاضر شوند و از بيم تهمتهاي بياساسي كه به آنها وارد ميشود و از ترس حفظ آبرو و حيثيت خود مجبور به كنار كشيدن از صحنه ميشوند. توجه به اين نكته ضروري است. اگر هر چه زودتر جلوي اين رفتارها گرفته نشود متاسفانه به ديگران هم سرايت ميكند و روزي ميرسد كه دامان همه را خواهد گرفت. اينكه افرادي برخلاف آموزههاي اخلاقي و ديني سخناني را عليه اشخاص و نكوهش تخريب كساني كه كانديداي انتخابات رياستجمهوري هستند مطرح ميكنند تنها به همين حد محدود نميداند و باعث ميشود كانديداهاي ديگر هم عليه رقباي خود شروع به بيان اظهارات ناروا كنند. اين مساله يك بيماري است كه چند سالي است توسط برخي جريانهاي سياسي در كشور ما آغاز شده و اگر جلوي آن گرفته نشود خدا ميداند چه بلايي بر سر كشور و نظام ما خواهد آمد. بنده قصد ندارم وارد جزييات شوم و به رفتارهايي كه توسط برخي افراد و جريانها طي اين سالها انجام شده اشاره و تبعاتي كه تاكنون به خاطر آن بر نظام ما تحميل شده است را احصا كنم كه حقيقتا قابل احصا هم نيست. همچنين به هيچوجه بنا ندارم اينجا از شخص خاصي جانبداري يا عليه افرادي اظهارنظر كنم. به گمان من كشور ما در سالهاي اخير از اتهامات تند و بياساسي كه برخي افراد در كشور رواج دادهاند به اندازهيي آسيب ديده كه معتقدم حتي كساني كه ميخواهند اينگونه رفتارها را نقد كنند بايد دقت وافي داشته باشند تا مبادا سخني بگويند كه بيشتر طرف مقابل را تحريك كند. براي همين است كه سعي ميكنم از بيان سخنان تحريكآميز پرهيز كنم. اما واقعيت اين است كه بزرگان نظام و كشور بايد نسبت به اين مساله احساس خطر و سعي كنند هرچه زودتر جلوي اين رفتارها را بگيرند. آنچه در اين ميان اهميت مضاعف دارد اين است كه كساني كه چنين رفتارهايي را انجام ميدهند و اتهاماتي را عليه شخصيتهاي مطرح نظام بيان ميكنند متاسفانه به آن رنگ ديني و اسلامي ميدهند. حتي گاهي ميگويند آنها احساس تكليف كردهاند كه اين رفتارهاي خلاف شرع را داشته باشند و سخناني را بر زبان بياورند يا منتشر كنند، از نظر شرعي مسلما گناه كبيره است. به نظر من اين افراد خودشان بهتر از هر كسي ميدانند كه با اين رفتارها فعل حرام انجام ميدهند و مرتكب گناه ميشوند اما براي فريب ديگران ادعاي ديني را مطرح ميكنند. به اعتقاد من كساني كه با آبرو و حيثيت افراد بازي ميكنند نه از خداوند و نه از معاد هيچ واهمهيي ندارند. توجه داشته باشيم جامعهيي كه به اين درد مبتلا باشد والله قسم، نميتوان آن را جامعهيي ديني و اسلامي خواند و به همين دليل است كه معتقدم بايد از ترويج يافتن اين رفتارهاي خلاف شرع در جامعه جلوگيري كرد. خدا شاهد است اگر اين رفتار ادامه پيدا كند هيچ فردي از آن مصون نخواهد ماند. به گمان من جلوي اين افراد را نميتوان با موعظه و نصيحت گرفت. بلكه به باور من لازم است بزرگان نظام با اين مساله برخورد كنند و اجازه ندهند كشور و نظام ما بيش از اين از اين ناحيه آسيب ببيند. نكته ديگري كه بايد در اينجا اشارهيي به آن داشته باشم اينكه درباره مساله تهمتها اساسا صدق و كذب اتهاماتي كه به افراد وارد شده مهم نيست. بلكه مساله اساسي اين است كه از نظر شرعي تا قبل از اينكه اين اتهامات در يك دادگاه صالحه اسلامي ثابت نشود كسي نميتواند آنها را در جامعه مطرح كند. در آيات و روايات و احاديث پيشوايان ما نيز به صراحت نسبت به اين مساله هشدار داده شده است اما متاسفانه برخي با زير پا گذاشتن اين دستورات قرآني و آموزههاي نبوي و علوي فرياد وا اسلاما سر ميدهند.