ارزیابی اهمیت انتخابات یازدهم

شرایط یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بهگونهای رقم خورد که در نهایت به حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ختم شد. جریانهای سیاسی اصلاحطلب و برخی از جریانهای اصولگرا مدتها در انتظار بودند تا یکی از دو کاندیدای اصلی اصلاحطلب وارد صحنه شوند و خوشبختانه آیتا... هاشمی با ثبتنامشان پاسخ مثبتی به درخواستهای آحاد جامعه دادند. مطمئنا حضور آیتا... هاشمی اعتبار انتخابات یازدهم را دوچندان خواهد کرد چراکه ایشان اعتبار و حرمتی فراجناحی داشته و در سطح بینالملل و منطقه هم جایگاهشان تثبیت شده است بنابراین نمیتوان حضورشان را تنها مختص اصلاحطلبان دانست. این دلایل کافی است تا جریانهای موجود اصلاحطلب به حمایتهای قاطع از آقای هاشمی بپردازند. طی روزهای آینده نظرات رسمی گروهها و احزاب مختلف انتشار خواهد یافت اما بر اساس اطلاعاتی که از شرایط موجود وجود دارد، باید گفت در جبهه اصلاحات اجماع کامل و جدی روی آقای هاشمی است. مشکلات معیشتی، اقتصادی، بینالمللی و مسائلی از این دست موجب شده تا همه اصلاحطلبان در پی آن باشند که بتوانند مدیری کارآمد در عرصه انتخابات داشته باشند که درنهایت به رفع مشکلات داخلی و تهدیدهای خارجی منجر شود. طبیعی است اصولگرایان در مقابل جریان اصلاحات و کاندیدای آنها صفآرایی کنند و نخواهند صحنه را بهراحتی ترک کنند اما مشکلی که با آن دست به گریبان هستند، تعدد کاندیداهای آنهاست که به نحوی شاید ناشی از عدم وحدت آنها یا خودباوری بیشترشان بعد از ریاستجمهوری آقای احمدینژاد باشد. در یک سمت، اصولگرایانی قرار گرفتهاند که متعادلتر و خردگراتر از دسته دیگر هستند و مشی میانهای دارند. جریان دیگری هم البته از دل اصولگرایان خارج شده که آنها هم تقریبا قرابت فکری با اصولگرایان میانه ندارند و درحال حاضر مدعی دیگری هستند. بنابراین وجود حداقل سه یا چهار طیف در جبهه اصولگرایی مسالهای است که آنها باید با آن روبهرو شوند و بعید است بتوانند از پس آن برآیند کماآن که ثبتنام کاندیداهای ریاستجمهوری هم بهگونهای بود که این افتراق بیشتر از گذشته خودش را نشان داد چراکه تاکنون عرف و رسم نبوده است که رئیسجمهور به حمایت از یک کاندیدا بخواهد وارد شود و در لحظه ثبتنام کنار او بایستد و بهطور رسمی از او حمایت کند. این رفتار در وهله نخست انتقاد خود اصولگرایان را در پی داشت و نشان داد طیفها و جریانهای اصولگرا تا چه حد از یکدیگر فاصله دارند. آنچه مسلم است از جهت عرف چنین رفتاری مرسوم نبوده است و از لحاظ قانونی شبهه دارد و تا آنجا که در اخبار منتشر شد، شورای نگهبان نیز گزارش آن را به قوه قضائیه ارسال کرده است. آقای احمدینژاد با هویت رئیسجمهور در صحنه حاضر است و نمیتواند رفتار خودش را به عنوان شخص حقیقی تلقی کند. مادامی که رئیسجمهور قانونی کشور هستند، هر صحبت، هر حضور و هر موضعگیری و... ایشان از هویت رئیسجمهوری تفکیکناپذیر است و نمیتواند از امکانات عمومی و دولتی به نفع شخصی استفاده کند. قانون هم در این مساله صراحت دارد که عوامل اجرایی و نظارت نباید از کاندیدای خاصی حمایت کنند. البته رفتار دولت از اولینهای خلاف عرف در دولتهای نهم و دهم نبوده است و پیش از این هم اینگونه مسائل دیده شده که با برخورد جدی اصولگرایان مواجه نشده است اما در آستانه انتخابات تلاش میکنند جدیتر با آن روبهرو شوند ولی باید پذیرفت که زمان برای این کار دیر شده است. اینگونه مسائل بیشتر از آن که انتقاد اصلاحطلبان را در پی داشته باشد، نقدهای اصولگرایان را برانگیخت بنابراین باید قبول کرد که تشتت جناح راست در انتخابات پیش رو چیزی نیست که بتوانند به سادگی از پس آن بربیایند. اگر بنا باشد جمع شرایط موجود را درنظر بگیریم و یک ارزیابی کلی از انتخابات پیشرو داشته باشیم، باید بگوییم که با توجه به سخنان مقام معظم رهبری درخصوص ایجاد حماسه سیاسی و درک موقعیت حساس کنونی چه در عرصه مدیریت داخلی و چه تعاملات خارجی، شاهد انتخاباتی پرنشاط خواهیم بود و امیدوارم انتخابات بهنحوی باشد تا فضا برای همه سلایق فراهم شود و نتیجه نهایی انتخابات فارغ از بحث جناحها به کام تمام ملت ایران باشد.