روحانی حامی مشایی:احمدینژاد گفت معاونم را نمیتوانید برای بازجویی ببرید
روزنو-محمود احمدینژاد از ابتدای تبلیغات ریاستجمهوریاش در سال 84، از وجود مافیا و مفسدانی سخن گفته و میگوید که او میخواهد ماهیت آنها را افشا کند، هر از گاهی تلاش میکند با دادن کدهایی به مردم آنها را به این باور برساند که او میخواهد افشا کند، اما دیگران نمیگذارند. حجتالاسلام بهمن شریف زاده، از روحانیان نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی و مدیرمسوول روزنامه الوفاق و عضو موسسه ایران است. وی در گفتوگو با «شرق» به دفاع از روش محمود احمدینژاد میپردازد و میگوید از همان ابتدای دولت، احمدینژاد قصد افشای این مفسدان را داشت که با «استدعای» برخی از اعلام عمومی این مفسدان منصرف شد. البته مدیر گروه مطالعات دینی مرکز ملی جهانی شدن، اعلام برخی از موارد که احمدینژاد مدعی شده بود این افراد مفسد اقتصادی هستند را به نوعی از سرناچاری و به دنبال تعلل سایر قوا در رسیدگی به پرونده این فسادها میداند. شریفزاده همچنین به دفاع از پافشاری احمدینژاد بر جلوگیری از بازداشت معاون اول رییسجمهور در جریان رسیدگی به برخی اتهامات اقتصادی میپردازد و بر پاکی حلقه اطراف احمدینژاد و مشایی تاکید میکند. او میگوید احمدینژاد قرار بوده بسیاری از موارد درباره مفسدان اقتصادی را با خود به «گور» ببرد اما اخیرا برای گفتن برخی از آنها مصمم شده و اگر بگوید مردم به این گفتههای رییس دولت اطمینان خواهند کرد.
آقای احمدینژاد از همان سال 84 که تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرد صحبت از برخی ناگفتهها از مفاسد اقتصادی کرده و تاکید داشت که اسامی را در موقع خودش خواهد گفت. اینکه فهرست300 نفره یا مافیاهایی در زمینه فساد وجود دارد. یکی از دلایلی که بخشی از پایگاه رای وی را شکل داد این بود که شاید از نظر مردم بالاخره یکی پیدا شد که میخواهد یکسری حقایق را بگوید. در هشت سال گذشته آقای احمدینژاد به جز دو سه مورد، خیلی چیز خاصی نگفت و الان دوباره با نزدیکی انتخابات، ایشان وعده میدهد که یکسری حرفها را خواهد زد یا میخواهد بزند و نمیگذارند، آیا اساسا حرفی وجود داشته و اگر داشته چرا بیان نشد؟
همانطوری که گفتید یکی از مطالبات مهم مردم از آقای احمدینژاد، افشای مفاسد اقتصادی بوده است. مردم با همین باور به آقای احمدینژاد رای دادند که ایشان تلاش کرد جامعه را به سمت آرمان عدالت پیش ببرد، شعار محوری ایشان هم همین بود، عدالت! البته برای حرکت به سمت عدالت تلاشهای گوناگونی باید صورت میگرفت، آقای احمدینژاد هم از آغاز کوشید با شیوههای گوناگون به سمت عدالت حرکت کند. کانالهای خروج نادرست پول از بیتالمال را مسدود کند و بکوشد کانالهای صحیح پول را به روی مردم باز کند. اگر بیتالمال ثروت عمومی است، باید این کانالها رو به مردم گشوده میشد، تلاشهای گوناگونی برای نزدیک شدن به این اهداف انجام شد. کاهش سود بانکی یکی از شیوههای مسدود کردن خروج نادرست پول از بیتالمال بود، هدفمندی یارانهها یکی از شیوههای گشودن صحیح برای سرازیر شدن پول بر روی مردم بود.اما آنچه شما گفتید درست است، یکی از روشهای مسدودساختن کانالهای خروج نادرست پول، افشای مفاسد و مفسدان است.تلاش آقای احمدینژاد از آغاز این بوده است، همچنان که این وعده را به مردم داد که برخی مسایل را افشا و در این زمینه تلاش جدی خواهد کرد. من درباره وعده آقای احمدینژاد و گفتن برخی از این مفاسد، نکاتی را میخواهم عرض کنم. در همان سالهای نخست دولت نهم ایشان فهرستی را آماده کرد تا حتی برای مردم در رسانهها قرائت کند اما با استدعای برخی برای افشا نکردن روبهرو شد. این استدعا طبیعتا کار را به یک معنا به داوری میکشاند که آیا این اسامی افشا بشود یا نشود؟ منتها آن قوهای که تقاضا کرد که آقای احمدینژاد این نامها را برای مردم افشا نکند دلیل داشت و دلیلش این بود که تا جرمی در محاکم قضایی ثابت نشده نامی اعلام نشود.
این دلیل، از نظر شما قابل قبول نیست؟ هر کاری روال قانونی خودش را دارد و قوهقضاییه هم بر همین اساس عمل میکند.
شاید این دلیل، دلیل غیرمنطقی نباشد و درست باشد که تا جرمی ثابت نشده، اعلام آن ممکن است موجب هتک آبروی افراد شده و بعدا معلوم شود که فرد مجرم نبوده است. همچنان که امکان دارد جرم فرد بعدا ثابت شود و معلوم شود این اعلام نام، به حق بوده و هیچ ایرادی بر آن وارد نبوده است. ما شاهد هستیم که این دلیل که میتواند دلیل منطقی باشد از سوی رهبر معظم انقلاب هم تصریح شد که آبروی افراد تا پیش از اثبات جرم حفظ شود و حتی تا پس از اثبات جرم لازم نیست اعلام آن به گونهای باشد که خانمانسوز باشد.اینها همه درست است، آقای احمدینژاد به همین دلایل مجبور شد که فهرست را در اختیار مقامات قرار دهد.
همان فهرست 300 نفره؟
خیر، من دولت نهم را عرض میکنم چون در دولت دهم هم با آنکه مقامات قضایی یک یا دوباره اعلام کردند چیزی به ما نرسیده اما در سایت رسمی دولت و بعد هم در شبکههای گوناگون مجازی، نامه ریاست محترم جمهوری با تاریخ و مهر منتشر شد که تقاضای رسیدگی به اتهامات نفراتی که به پیوست است را داشتند البته بدون آن پیوست که اسامی در آن بود.
میخواهم بگویم این فهرستها در نوبتهایی به قوهقضاییه داده شده است. طبیعتا قوهقضاییه چه در دوران دولت نهم و چه در دولت دهم باید به این آمار رسیدگی میکرد. من الان نمیخواهم داوری کنم که قوهقضاییه در این دو دوره چه اندازه رسیدگیکرده است. آنچه که از آقای احمدینژاد مطالبه شد، سیر قانونی و بعد توصیهای خودش را طی کرد اما آن توقعی که مردم از رسیدگی به جرم و اثبات و نفی آن دارند، هنوز موجود است یعنی مردم احساس نمیکنند که این توقع برآورده شده و مردم مطالبه اعلام و افشای مفسدان و مفاسد را از همان فرد نخست یعنی آقای احمدینژاد دارند، درحالیکه این سیر طی شده و باید در انتظار سیر تحقیقات قضایی بود. یکبار آقای احمدینژاد آن هم به عنوان بررسی، موضوعی را در مجلس مطرح کرد که همان بلوای اخیر و انتقاد از بیان برخی نکات قبل از اثبات جرم، مطرح شد. شاید مدارکی که آقای احمدینژاد ارایه کرد مدارک کافیای بود. حداقل میتوان گفت برای قطعی شدن جرم یا لااقل بخشی از آن، تصویر و صوتی که در آن فیلم نشان داده شد که نوعی ارتشا در حال انجام بود، کفایت میکند. درست است که این پرونده به محکمهای داده نشده و جرمی اثبات نشده، ولی پیش از این نام این فرد به قوهقضاییه داده شده است.
یعنی آن اسم جزو همان فهرستی بود که شما اشاره کردید؟
بله، اسم ایشان قبلا در فهرست پیوستی که اشاره کردم بود ولکن هنوز حکمی در این رابطه داده نشده است.
در فهرست دولت نهم اسم ایشان بود یا دهم؟
دهم، نهم را نمیدانم شاید هم بوده باشد. میدانید که نسبت به برخی افراد درباره زمینهای ورامین و امثالهم که در سایتهای خبری هم منتشر شده است، مراجع دیگری هم اعلام نظر کردهاند. هنوز هم راجع به این جریان بررسی صورت نگرفته است که نمیخواهیم وارد این مقوله شویم. نکته اینجاست که شما دارید از نزدیک به هشت سال یاد میکنید که هیچ فهرستی قرائت نشد اما من تاکید میکنم که ممانعت شد. البته فشار مطالبات مردم باقی است. آقای احمدینژاد یک جا نام یک نفر را برد آنهم در محکمه مجلس که بحث سر داوری درباره یک وزیر بود؛آن هم نه به خاطر خودش بلکه به خاطر فردی که زیر پوشش او کار میکرد و در ماجرای بیمه تامین اجتماعی به آن فرد اتهاماتی زده شد. همچنین موضوع اتهامات کهریزک مطرح شد و به همین دلیل به آقای احمدینژاد میگفتند باید او را کنار بگذاری و وزیر وقت این کار را نمیکرد. حتی آن روز یادم هست که اگر اشتباه نکنم آقای حسینیان گفت اینجا جمهوری اسلامی است و هنوز جرمی برای آقای مرتضوی ثابت نشده و اتهام است، شما چطور وقتی برای او جرمی ثابت نشده میخواهید وزیری که او را به کار گرفته استیضاح کنید و کنار بگذارید؟ آقای احمدینژاد هم گفت شما براساس اتهام فردی که در مجموعه یک وزیر قرار دارد، میخواهید درباره یک وزیر داوری کنید و به این موضوع انتقاد داشت. به هر حال این مساله یک چهره دیگر هم دارد که قابل بررسی است. استیضاحکنندگان در مقام پاسخ گفتند مقولهای دیگر هم درباره آقای مرتضوی وجود دارد، یعنی آنچه که موجب شده درخواست عزل آقای مرتضوی مطرح شود بحث پرونده کهریزک نیست، بلکه بحث مالی است که از ایشان در تامین اجتماعی که صاحب اموال بسیاری است خواسته شده است. پس از انتشار آن فیلم در صحن مجلس، با آقای احمدینژاد برخوردی صورت گرفت و گفتند چرا موضوعی که ثابت نشده مطرح شده است؟ درحالیکه همین مساله درباره مرتضوی هم مطرح بود. خوب جرم ایشان هم هنوز ثابت نشده اما بر آن اساس، وزیری که خود مجلس میگفت پرکار است را عزل کردند. دوباره آن تذکر به آقای احمدینژاد داده شد که پیش از اثبات جرم اسمی را مطرح نکنید، بنابراین شما نباید این پرسش را مطرح کنید که چرا آقای احمدینژاد فهرستی را افشا و قرائت نمیکند؟ ایشان این فهرست را از هشت سال پیش تهیه کرد وهر بار که خواست قرائت کند، مانع شدند اما چه زمانی میخواهد به این اتهامات رسیدگی شود تا معلوم شود که چه کسی مجرم است و چه کسی مجرم نیست؟ این باید مطالبه مردم شود. آقای احمدینژاد گاهی پرده را بالا زده و چیزهایی را نشان داده و گفته است، مثلا درباره عزل وزیر خارجهاش گفت که چرا وزیر خارجه باید به سفرهای بیرویه خارجی بدون هیچ علت منطقی و نادرست برود، البته این نکات را درجلسه حامیانش گفت که بعدا در بیرون هم منتشر شد. ما باید این را بدانیم که از چه کسی توقع داریم؟ یقین داشته باشیم که اسمها و مسایل مختلفی برای گفتن وجود دارد و این را هم میدانیم که خود همین موضوع، عامل مهمی در معادلات سیاسی بوده است اما آقای رییسجمهور به همان دلیل که گفتم از گفتن موضوعات منع شده و این منع را در آخر دولت دوباره مشاهده میکنیم. من یک مثال نقض برای صحبتهای شما میآورم و آن مناظرههای انتخاباتی سال 88 است که آقای احمدینژاد مشخصا از چند نفر در این مناظرهها اسم آورد و آنها را متهم به فساد مالی کرد.بله، خب است گفتید، آقای احمدینژاد یکبار در اول، یکبار در وسط و یکبار در آخر دولت نهم نام فردی را برد و هر سهبار هم با منع جدی روبهرو شد. مثلا نسبت به مساله فرزندان آقای هاشمی. تحلیلگران میگویند یکی از علل افزایش رای آقای احمدینژاد همین سخن بود چون تابویی شکست؛ چه تابویی؟ مردم در بین خودشان در تاکسی و اتوبوس و اینور و آنور پیوسته از خانواده آقای هاشمی میگفتند اما هیچ مسوولی تا آن روز که آقای احمدینژاد گفت، از این مطلب چیزی نگفته بود در حالیکه میدانستیم و شنیده بودیم.
این گفتهها ثابت هم شده بود؟ حداقل برای خود شما؟
(کمی مکث)، خب بله بماند! (خنده) من دیده بودم. من یک چیزهایی دیده بودم، حالا فرزندان ایشان را کار ندارم، کلا از همین قبیل مفاسد را دیدم، بله دیدم، اما نام نمیبرم که کجا دیدم و از چه کسانی دیدم. اما میدانم این ولوله بین مردم بود. آقای احمدینژاد که این موضوع را گفت، گویی عقده گشایی شد، تابویی شکست، گویی مردم حرف دلشان را یک مسوول برای اولین بار زده.
چرا در آستانه انتخابات؟
من اصلا کاری ندارم کجا این را گفت که آیا استفادهای از این صحبتها شد یا نشد، چون من خودم گفتم یکی از عواملی که موجب افزایش رای آقای احمدینژاد شد همین بوده است. اینکه در نیت ایشان چه بود و چه نبود اصلا کاری نداریم. من میگویم وقتی برخی موضوعات را گفت متهم شد که چرا گفتی؟ گفتند تا جرمی ثابت نشده، نباید بیان شود. سخن من با شما بر سر مطالبات مردم است. مردم چگونه باید مطالبه کنند و از که باید مطالبه کنند؟ همه حرف من این است، آقای احمدینژاد در سه مورد - محدود اما مشخص- از فرد یا افرادی نام برد ولی هر سه دفعه از ادامه آن ممانعت شد. نقطه ثقل پرسش من این است که این جرمها چه زمانی میخواهد ثابت شود؟ قوهمجریه که نمیتواند اثباتکننده جرم باشد، قوه مجریه که حاکم نیست و داوری نمیکند، قوه مجریه فقط پروندهها و نامها را ارایه میکند آنی که باید به پروندهها رسیدگی کند قوه دیگری است. خوب کی؟ چه زمانی؟
به بحث مطالبات مردم اشاره کردید، دو سه سالی است همینطور که به قول شما درباره خانواده آقای هاشمی صحبتهایی مطرح بود، راجع به آقای مشایی، راجع به فرزندان آقای احمدینژاد، راجع به آقای رحیمی و... سخنانی بارها و بارها شنیده شده، پرونده بیمه فلان، حلقه فلان...
البته این دو خیلی با هم متفاوت بوده، یعنی بار نسبت اتهام به آقای مشایی یا آقای احمدینژاد قابل مقایسه نیست با بار اتهامی که به خانواده آقای هاشمی میزنند، من درباره فرزندان آقای احمدینژاد هنوز چیزی نشنیدم!
قضیه کیش و تحصیل فرزند ایشان، بیشتر بحث من درباره آقای رحیمی است البته.
بله درباره رحیمی زیاد گفتند.
و درباره پرونده آریا که میگویند آقای مشایی هم با آنها ارتباط داشته.
درباره آقای مشایی میدانید که بارها بهتان زدهاند، سه سال است به گونههای مختلف، اتهاماتی بر روی دوش ایشان گذارده شده است. از رمالی، ساحری، جنگیری، ارتباط با چی، اومانیست بودن، پولاریست بودن، سکولار بودن، فراماسونر بودن، ناسیونالیست بودن. اما اینها چرت است و او این مشکلات را ندارد و من عذر میخواهم اینطور میگویم. گفتند مشکل اصلی ایشان امنیتی است و ایشان را به جاسوسی و ارتباط با اسراییل متهم کردند، بعد از این هم گذشتند و گفتند قابل اثبات نیست، بعد گفتند ایشان مشکلش اقتصادی است، یعنی آخرین پرده اتهامات، اتهامات اقتصادی به آقای مشایی بود که آن در عرض شش ماه بود و هیچ چیز هم اثبات نشد! اتهامی که به فرزندان آقای هاشمی میزدند چندین ساله بود اما اتهام اقتصادی به آقای مشایی در سال 91 مطرح شد و بعد از اثبات نشدن قبلیها، از اول آمدند یک جوری اعلام کردند.
در همان جلسه استیضاح وزیر کار، این بحث مطرح شد که آقای احمدینژاد نمیگذارند به پرونده نزدیکانشان رسیدگی شود.
آقای رحیمی را میگویید؟
بله!
آقای احمدینژاد بارها گفت و من از دهان خود ایشان شنیدم که گفتند اگر توانستید یک ریال فساد اقتصادی از آقای رحیمی اثبات کنید، بیایید و ایشان را ببرید، آن وقت اگر مقاومتی دیدید. ایشان گفتند که میآیند و میگویند ما که هنوز نمیتوانیم اثبات کنیم اما بگذارید ایشان را ببریم. از این اتفاقات زیاد افتاده است. البته نمیخواهم کسی را محکوم کنم، اما از نظر بازپرس، فرد را بیش از ده روز نمیتوان نگه داشت ولی ما داریم افرادی را که 90 روز و 60 روز در بازداشت بودند و هیچ چیز هم در انتها ثابت نشده است.
به هر حال این روال قضایی است و باید تحقیقات کامل شود.
آقای احمدینژاد گفت، معاون رییسجمهور را نمیتوانید برای بازجویی ببرید زندان و چیزی هم اثبات نشود و بعد بیاید بیرون. مگر آقای ملکزاده را نبردند؟ برای ایشان چیزی ثابت شد؟ ملکزاده که از رحیمی بیشتر متهم بود و متهمترین فرد در میان حامیان دولت به مسایل اقتصادی بود ولی هیچ چیز اثبات نشد.
میخواهم بگویم هیچ چیز برای آقای ملکزاده اثبات نشد، آقای رحیمی به طریق اولی! پرونده این آقایان باز بود. آقای احمدینژاد گفتند اثبات کنید، نه رقمی که شما میگویید، حتی یک ریال اثبات کنید من آقای رحیمی را تحویل شما میدهم و واقعا ایشان این کار را میکرد، منتها اگر بتوانند ثابت کنند، مدارک هم که دست آقایان است. حرف آقای احمدینژاد این بود، چون خیلیها گفتند نمیگذارند. آقای احمدینژاد گفت نمیگذارم رحیمی را ببرید و او را به زندان بیندازید، بعد هم بگویید: نه هیچ چیزی نبود، این خودش خلاف بود. گفت جرم را ثابت کنید من خودم او را تحویل میدهم، ثابت نکنید نمیگذارم به زندان ببرید. آخر معاون رییسجمهور را به زندان ببرند و بگویند هیچ چیز ثابت نشد.
بازجویی شدند؟
سوال که ایراد ندارد، حرف دولت سر بازداشت است. آقای رحیمی که فرار نمیکند، من را بگیرند، نه 10 روز که ممکن است 60 روز نگه دارند و آخر هم بگویند شما آدم خیلی خوب و نورانی هستید و فقط خواستیم دور موتور شما کند شود؛ چنانکه به برخی دوستان ما گفته بودند! هر روز که دوست دارند، بروند و آقای رحیمی را در دفترشان بازجویی کنند، هیچ ایرادی ندارد. آقای بقایی هم گفت لااقل یک مدرک درباره من ارایه بدهید، یک مدرک!
صحبتهای اخیر آقای احمدینژاد دو مساله را در جامعه ایجاد کرده است یکی رایج شدن فرهنگ «بگمبگم»...
این از مجلس آغاز شد.
نه! از مناظرههای انتخاباتی 88 شروع شد.
نه من میگویم اخیرا اینطور مطرح شد. آقای احمدینژاد چندبار قصد این کار را کرد، خود ایشان گفت من یکبار در مسالهای خواستم بیایم جلو و دوباره آنطور عمل کنم، آقا به من گفتند این کار را نکن، به این سبکی رفتار نکن، چون آقا مصالح را میسنجند، یک کشور است با دهها مصلحت، نباید به هم بریزد و تشنج در آن ایجاد شود، بالاخره مساله مجلس تشنج ایجاد کرد و یک وزیر عزل شد آن هم بدون گناه! بیاینکه هیچ گروهی بگوید این گناهکار است. میدانید که آقای مرتضوی فورا بعد از آن ماجرا بازداشت شد البته هنوز نمیدانیم به آن پرونده دیگر رسیدگی میشود یا نمیشود؟ لااقل در پرونده همان که مطرح شد یک بررسی صورت بگیرد و در اختیار مردم قرار داده شود که مردم بفهمند آن فرد گناهکار است یا بیگناه؟ چون مطالبه مردم همین است. مردم میگویند الان این اسامی مطرح شده است حالا معلوم کنید که مجرم هستند یا خیر؟ اگر نیستند اعلام کنید تا خیال مردم راحت شود و اگر هستند مجازات شوند. البته رییس قوهقضاییه هم تلاش خود را در این مسیر میکند.
به هر حال شما جدای از موقعیت سیاسی چند ساله اخیرتان در حوزههای علمیه، چهره ناشناسی نیستید، میخواهم از نظر دینی افشاگری در اسلام را به صورت خیلی خلاصه نقد و بررسی کنید، آیا «بگمبگم»ها خوب است یا نه؟
من دقیقا همین را میخواهم بگویم. حرف همانی است که رهبری گفتند و آقایان بر آن صحه گذاشتند، یعنی تا پیش از اثبات جرم آبروی کسی در جامعه ریخته نشود، ولی مطالبه مردم این است که اثبات شود و گفته شود، اینجا یک اشکالی وجود دارد. من میخواهم بگویم آقای احمدینژاد در فشار قرار دارد؛ از طرفی اسمها را آماده کرده و از آن طرف، مقامات دیگر باید این اسمها را از آقای احمدینژاد بگیرند و جلو ببرند. از شما سوال میکنم اگر جلو نرفت چه کار باید کرد؟ اصلا خود شما به عنوان یک روشنفکر به من جواب بدهید، اگر یک بخشی کارش را کرد و بخش دیگر کارش را نکرد به هر دلیل چه باید کرد؟ شما افشا را تجویز میکنید یا میگویید ولش کن؟ به هر حال مقام معظم رهبری گفتند که به تجملگرایی در ارکان نظام رسیدگی کنید. من حتی یادم است که بعد از مدتی ایشان نهیب زدند و گفتند که تا الان اقدامی ندیدم و اگر اقدامی نشود خودم به میدان میآیم. فکر نکنید صرف خواستن آقای احمدینژاد و رهبر انقلاب کار را تمام میکند، نه، کار لازم و واجب میشود اما بحث تبعیت مطرح میشود، اینکه چقدر کارها طبق منویات ایشان انجام میشود، من خواستم جهت مطالبه را مشخص کنم.
نکته آخر اینکه به هر حال عمر دولت در حال اتمام است و در هفتههای اخیر آقای احمدینژاد میگوید مسایلی را میخواهم بگویم اما نمیگذارند...
بله، اما ایشان گفت برخی از مسایل را خواهم گفت.
بعد از هشت سال مردم حرفهای ایشان را در این زمینه قبول دارند؟
بله، چون من میدانم حرفها حرفهایی است که وقتی گفته شود خیلی چیزها روشن خواهد شد، خیلی چیزها! یعنی کاملا تطابق دارد با واقعیت و مردم خوب میتوانند این را درک کنند، چون خیلی شفاف است. حرفهای آقای احمدینژاد معمولا موثر است. یکی از دلایلش این است که وقتی ایشان بازگو میکند، میبینند که منطبق با واقعیت است، چون میگوید به این دلیل و این دلیل، این جریان است و ایشان نکات بسیار زیادی دارد.
همه را خواهد گفت؟
یادم است زمانی ایشان گفتند برخی از این نکات را من به گور میبرم و نمیتوانم بگویم چون به صلاح نظام نیست که برخی از این موارد گفته شود اما امیدوارم بخشهایی از آنها را بتوانم بگویم. اخیرا دیدم که در گفتن مصمم شدهاند و اگر بگویند مردم کاملا میپذیرند.
و این گفتنها در انتخابات و رای مردم تاثیر میگذارد؟
من اصلا به انتخابات کار ندارم. چون ایشان در این ماههای اخیر خیلی لطمه دید، خیلی طرحها جلو نرفت. مثلا ایشان مساله هدفمندی یارانهها را میخواست پیش ببرد، رهبری تاکید کرده بودند که برای فاز دوم، برنامه ریخته شود، خیلی مقابله شد و جلو نرفت. با اینکه ایشان اعلام کرد که دولت توانایی این را دارد که به مردم اینقدر پول در ماه پرداخت کند و در این فشارهای اقتصادی که عامل اصلی آن تحریم بوده است، این تزریق، در حکم آرامبخش و مسکنی بود اما این مسکن تزریق نشد. به هر حال فشار تحریم تا اندازهای ادامه پیدا میکند چون همانطور که به ما فشار میآید به آنها هم فشار میآید. وقتی از ما نفت نمیخرند و با ما کار نمیکنند، قیمتهای خود آنها هم بالا میرود اما چون به صورت واحد عمل میکنند و ما تنها هستیم طبیعتا فشارها روی ما چندبرابر میشود. آقای احمدینژاد میخواستند با یکسری تزریق مسکن این دوره را رد کنیم، چون این دوره را رد کنیم دیگر مشکلی برای اقتصاد کشور پیش نمیآید، اما عدهای نگذاشتند. من با گوش خودم شنیدم که برخی آقایان با این مضمون گفتند رهبری فرمودند که مساله فاز دوم به یک صورتی معتدل اجرا شود ولی نشد دیگر.
به هر حال دوره آقای احمدینژاد تمام خواهد شد اگر یکی از یاران ایشان رای بیاورد، بعد از این هم با شناختی که از ایشان دارید، باز هم این راه را ادامه میدهند که بخواهند دنبال افشای مفسدان و... باشند؟
ایشان که هیچ وقت دست از تفکرش بر نمیدارد چون به این تفکر ایمان دارد، حامیان آقای احمدینژاد هم گروههای مختلفی هستند اما گروهی از آنها واقعا معتقد و باورمند هستند و اینها قطعا این باور و تفکر را ادامه میدهند، این به صورت یک جریان فکری درآمده و آن چیزی که باید میشده، شده و آن عزم و فکر به وجود آمده است. این تفکر به صورت نسبی به وجود آمده اما قابل تعطیلی نیست، مثلا نمیشود هدفمندی را تعطیل کرد، سفر استانی را تعطیل کرد و...
افشاگری هم تعطیل نمیشود؟
افشاگری بستگی به مطالبه مردم دارد، مردم مطالبه کنند، منتها بدانند که باید از چه کسی مطالبه کنند؟ اگر مطالبه آنها جدی باشد به جواب خواهند رسید انشالله.