جلال طالبي:براي صعود به جامجهاني نياز به معجزه داريم

روزنو-جلال طالبي، بازيكن شاخص دهههاي 40 و 50 دارايي و تيم ملي خيلي زود به جرگه مربيان بينالمللي درآمد آن چنان كه پس از بازگشت به كشورمان، سرمربيگري تيم ملي در جام جهاني 1998 فرانسه را عهدهدار شد، اما حضور ناموفق اين تيم در رقابتهاي جام ملتهاي آسيا (2000 لبنان) نقش مهمي در كناررفتن او از سطح اول فوتبال ايران ايفا كرد. او سالهاست از چرخه مربيگري در فوتبال ايران خارج شده و شايد بهتر باشد كه بنويسيم خارجش كردهاند تا ديگر نتواند در تيمي ايراني مشغول باشد. با او كه چند هفتهيي است به ايران آمده گفتوگو كرديم.
پرونده ليگ دوازدهم با برگزاري ديدارهاي هفته سيوسوم و سيوچهارم بسته ميشود، نظرتان را درباره كيفيت ليگ دوازدهم بگوييد؟
من نيمفصل اول ليگ را به دليل اينكه در ايران نبودم، نتوانستم به طور دقيق پيگيري كنم اما چهار ماه است كه در ايران هستم و مسابقات را دنبال ميكنم. به نظرم ليگي نداريم كه بتوان به آن اميدوار بود. ليگ برتر ما كيفيت لازم را نداشت و ليگ پويايي نبود. ما مدعي هستيم كه ليگ كشورمان يكي از ليگهاي برتر در آسياست اما من واضح ميگويم كه اصلا اينگونه نيست و ما در آسيا برتر نيستيم.
نقطه قوت ليگ دوازدهم چيست؟
تنها نقطه قوت ليگ دوازدهم، حساس بودن بازيها تا ثانيه آخر مسابقات است. ليگ دوازدهم نسبت به ليگهاي گذشته حساستر بود. رقابت بين پنج تيم بالاي جدول و پنج تيم پايين جدول خيلي حساس است.
نقطه ضعف ليگ دوازدهم چيست؟
تيمها تعادل لازم را نداشتند. تيمها در چند ديدار خوب بازي ميكردند و در چند ديدار ضعيف بودند. تزلزل در تيمها و عدم نظم تيمي ضعف تيمها بود.
در چندين هفته مانده به پايان ليگهاي معتبر اروپايي، قهرمانانشان مشخص شدهاند. چرا ليگ ما تا روزهاي پاياني طول كشيده است؟
به دليل اينكه تيمهاي ما به هم نزديك هستند و تفاوت بازيكنان با يكديگر زياد نيست. در زمان ما بازيكنان خوب كه توانايي تاكتيكي و تكنيكي داشتند، مشخص بودند اما در حال حاضر بازيكنان ما متوسط هستند و در تيمهاي پايين جدولي بازيكنان ضعيف هستند.
قرار است ليگ سيزدهم شانزده تيمي برگزار شود. آيا موافق شانزده تيمي شدن ليگ برتر هستيد؟
مهم نيست كه ليگبرتر 16، 18 يا 20 تيمي باشد، مهم اين است كه شرايطي را براي تيمها فراهم كنيم كه تيمها امكانات اوليه را داشته باشند. در كدام كشور بازيكنان و كادرفني ميآيند و مدعي ميشوند كه پولم را نگرفتهام، زمين تمرين نداريم، توپ نداريم و بودجه نداريم. ابتدا بايد امكانات اوليه را تهيه كنيم. مشكل فوتبال ما با شانزده تيمي شدن ليگ حل نميشود.
در گذشته تيمهاي عربي در برابر تيمهاي ايراني متحمل شكست ميشدند يا اينكه با روشهاي غيرفوتبالي برنده ميشدند اما در مسابقات اين دوره آسيايي و در مرحله مقدماتي؛ تيمهاي عربي تيمهاي صبا، تراكتورسازي و سپاهان را فوتبالي و با گلهاي زياد از گردونه خارج كردند. دليل اين ضعف چيست؟
اين شكستها دلايل زيادي ميتواند داشته باشد. عدم برنامهريزي دقيق از سوي سازمان ليگ و فشردگي بازيها خيلي در نتايج تيمهاي ما تاثير داشت. سپاهان در ليگ برتر و جامحذفي مدعي قهرماني است و خيلي بازيهاي فشردهيي داشت. تيم تراكتورسازي نيز نخستين حضور آسيايي خود را تجربه ميكرد و در اين رقابتها بسيار كمتجربه بود. در فوتبال ما كار اصولي انجام نميشود و تيمهاي ما نتيجهگرا شدهاند. از طرف ديگر عربها خيلي پيشرفت كردهاند، آنها به اين نتيجه رسيدهاند كه ديگر نميشود همانند قديم با روشهاي غيرفوتبالي برنده شد. عربها در حال حاضر اصولي روي تكنيك و تاكتيكشان كار ميكنند و ديديد كه فوتبال اصولي را به نمايش گذاشتند و نتيجه گرفتند.
در روزهاي گذشته تباني در ليگ يك و دو آزادگان تبديل به سوژه داغ مطبوعات شده است و 94درصد مربيان تيمهاي ليگ يك و دو آزادگان نيز اين موضوع را تاييد كردهاند. دليل اينكه تيمها ميتوانند به راحتي تباني كنند، چيست؟
بايد ليگ يك و دو آزادگان سازمان جداگانه، نظارت، بودجه و نفرات بيشتري داشته باشد. باشگاههاي ما زير ذرهبين نيستند و افراد مسوول از جرياناتي كه در در ليگ يك و دو آزادگان اتفاق ميافتد دور هستند. اهميت ندادن به ليگ يك باعث شده است كه تيمها براي نتيجه گرفتن دست به هر كاري بزنند. از همه مهمتر وقتي تباني تيمي مشخص ميشود با آن تيم برخورد جدي نميكنند. در اروپا تيم يوونتوس را به دليل تباني به دسته پايينتر ميفرستند اما متاسفانه در ايران جريان را سرپوش ميگذاريم و مدارا ميكنيم. من نيز معتقدم تباني وجود دارد. تيمها همه دنبال اين هستند كه به دسته بالاتر بيايند و بگويند كه ما نيز حضور داريم.
چرا برخي بازيكنان، مربيان و مديران حاضر ميشوند كه تباني كنند؟
در درجه اول مساله مالي و در درجه دوم مشهور شدن مطرح است. بازيكنان، مربيان و مديران ليگ يك و دو آزادگان به چشم نميآيند. در تيمملي هيچ بازيكني از ليگ يك و دو آزادگان وجود ندارد. بازيكنان، مربيان و مديران دنبال اين هستند كه به ليگبرتر بيايند تا خودشان را مطرح كنند و پول بيشتري دريافت كنند. متاسفانه جامعه فوتبال ما فاسد شده است و بيشتر افراد به دنبال زدوبند هستند. در حال حاضر بعضي از مديران وقتي ميبينند كه كارشان با نادرستي پيش ميرود و كسي جلوي آنها را نميگيرد خب معلوم است كه دست به اين كار ميزنند.
درباره افشاگريهايي كه در برنامه 90 رخ داد، چه نظري داريد؟
با اين روش كه افراد ميآيند و پس از مدت طولاني صحبت از پيشنهاد تباني ميكنند مخالف هستم. به نظرم افراد زماني كه پيشنهاد تباني را دريافت كردند بايد همان لحظه اين مساله را بازگو كنند. اين افراد همديگر را ميشناسند كه به يكديگر پيشنهاد ميدهند. در ورزش ما همه منتظر هستند آب گلآلود شود تا ماهي بگيرند.
علي كفاشيان و فدراسيون فوتبال چه مقدار در اتفاقات پيش آمده، مقصر هستند؟
به نظرم موجي كه ايجاد شده موجي خارج از سيستم است كه همه را تحت تاثير قرار داده است. آقاي كفاشيان مقصر است كه نتوانسته افرادي را بياورد كه بتوانند اوضاع را كنترل كنند و توانايي بيشتري داشته باشند. بايد افرادي را روي كار ميآورد كه بيشتر دقت ميكردند و تخصص بيشتري در كار داشتند.
آيا غيرتخصصي بودن دستگاههاي نظارتي فوتبال، تاثيري در عدم پيشرفت فوتبال ايران داشته است؟
بله، حتي غيرتخصصي بودن مديران در عدم پيشرفت فوتبال تاثير داشته است. مثلا دستگاههاي نظارتي فوتبال ميآيند و ميگويند آقاي ايكس منشوري است و او را از ليگبرتر به ليگيك آزادگان ميفرستند، بعد آن شخص ميرود در ليگ يك به كارهايش ادامه ميدهد. اگر فردي تخلف كرده است بايد محروم و مجازات شود چرا او را به جاي ديگر ميفرستيد تا آنجا را خراب كند.
نظرتان را درباره وضعيت اقتصادي باشگاههاي ايران بگوييد. . .
فقط بدهكاري ميبينيم، از بالا تا پايين همه بدهكارند. ميبينيم كه باشگاهها به شركتهاي هواپيمايي، هتلها، بازيكنان، كادر اداري و غيره بدهكار هستند. اگر كمك دولت نبود همين فوتبال را هم نداشتيم. ما هنوز بلد نيستيم كه چگونه ميتوان از فوتبال درآمدزايي كرد. هيچ شركتي هم نميآيد اسپانسر شود.
چرا شركتها اسپانسر تيمها نميشوند؟
به دليل اينكه اگر سرمايهگذاري كنند هيچ سودي نميبرند. باشگاههاي ما ورزشگاه ندارند. شبكه ندارند كه از حقوپخش تلويزيوني درآمد داشته باشند. تبليغات دور زمين ندارند. وقتي نصف جمعيت كشور ما خانم هستند و از آمدن به ورزشگاه محروم هستند و وقتي هيچ سودي وجود ندارد، به چه دليل بيايند اسپانسر شوند؟ اينجا براي اسپانسر فقط ضرر است. تا زماني كه براي اسپانسر سود وجود نداشته باشد اسپانسر وارد كار نميشود. تا باشگاهها هم خودكفا نشوند اسپانسر نميآيد.
نظرتان درباره نتايج و عملكرد تيمملي در مرحله مقدماتي جامجهاني 2014 برزيل چيست؟
خواسته مردم برآورده نشده است اما نبايد نااميد بود، تيمملي سه بازي سخت پيشرو دارد و اگر روحيه داشته باشد ميتواند موفق شود. با وجود آنكه براي صعود مستقيم به جامجهاني نياز به معجزه داريم اما در حال حاضر تنها بايد تيمملي را كمك كنيم. به نظرم اگر به جامجهاني برويم چند ماهي از غم مردم كم ميشود.
ارزيابي شما از عملكرد كيروش چيست، آيا ايشان توانسته خواستههاي فوتبال ايران را بر آورده كند؟
به دليل اينكه من خودم هم مربي تيمملي بودم نميتوانم نظر دهم اما در كل ناموفق بوده است. باخت در برابر لبنان كار را براي صعود به جامجهاني خيلي سخت كرد.
دليل ناموفق بودن كيروش چيست؟
نداشتن بازيكن و امكانات ميتواند از دلايل ناموفق بودن تيمملي باشد.
نظرتان درباره دستيارهاي كيروش چيست؟
مربي در سطح كيروش به دستياران خود توجهي نميكند و بيشتر به دنبال تفكر خودش است.
نبود دژاگه در بازيهاي مقدماتي جامجهاني 2014 برزيل چه مقدار به ضرر تيمملي است؟
خيلي تاثير دارد اما بازيكنان بايد بجنگند تا كمبود دژاگه احساس نشود.
فكر ميكنيد مسوولان براي آينده فوتبال ايران چه برنامهيي دارند؟
اين فوتبال بيحساب و كتابي كه من ميبينم هيچ برنامهيي براي آينده ندارد يا اگر هم برنامهيي داشته باشد تخصصي نيست. آينده خوبي براي فوتبال ايران نميبينم مگر اينكه از پايه شروع كنيم و آدمهاي عاشق فوتبال را بياوريم.