خانم "جانسون" که یک ماه بعد از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن وحشیانه توسط دوستش،تصمیم به افشای عکس ها و اثرات جنایات او گرفت در فسیبوک خود نوشت؛ همه چیز از آنجایی شروع شد که من، اقای "بوند" 38 ساله را در شب اول کارم در کافی شاپ ملاقات کردم، او که کاملا مست بود مکررا اصرار میکرد که نیم ساعت زودتر شیفتم را تحویل دهم اما من نپذیرفتم.وی که بعد از رسیدن به خانه در حالیکه از دست من عصبانی بود، شروع به ضربه زدن با مشت به صورت من کرد.

وی نوشت؛ من وانمود به مردن میکردم تا او مرا رها کند اما در عوض گلوی مرا فشار میداد و میگفت راحت تر بمیر، او با زنجیر به شکم من شلاق میزد و من چندین بار بیهوش شدم.


جانسون برای پرت کردن هواس "بوند" لیوان آبی را که در کنارش بود به طرف صورت او پرت میکند و سپس به سمت نزدیک ترین ایستگاه مترو فریاد کمک سر میدهد.
اگر چه "جانسون" از صورت زخمی و غیر قابل شناسایی اش عکس گرفت اما قصد افشای آنها را نداشت.اما وقتی این جانی روانی به تهدیدات خود ادامه داد و قصد ورود به خانه او را داشت، "جانسون" را به افشای رفتارهای بیشرمانه این روانی ترقیب کرد.
