صعود به قله تفتان دراستان سيستانوبلوچستان

روزنو-ایستادن بر فراز تفتان و نگریستن به سرزمین سیستان و بلوچستان یکی از زیباترین تجربههاي یک کوهنورد ميتواند باشد. از این رو در این شماره ویژهنامه پایان هفته دنیایاقتصاد، گزارشی از برنامه صعود به تفتان را برای شما تدارک دیدیم.
ساعت 23 با یک دستگاه مینی بوس از چابهار عازم خاش شدیم. صبح زود روز بعد در مسجد ابوالفضل این شهر با نوشیدن یک استکان چای داغ در هوای خیلی سرد به راهمان ادامه دادیم. در 30 کیلومتری شهر به تابلویی در سمت راست جاده برخوردیم که روی آن نام کوه تفتان نوشته شده بود. وارد جاده شديم و پس از عبور روستای کوشه به روستای تمندان رسیدیم. فرعی سمت راست قبل از روستای تمندان را طی کردیم تا به مسجد جمچن برسیم. تابلوی خانه سرایداری قله تفتان در آنجا نصب شده است و کوهنوردان ميتوانند با هزینهاي معادل پنج هزار تومان به ازای هر نفر در آنجا اقامت داشته باشند. هماهنگیهای لازم جهت استفاده از پناهگاه را انجام دادیم و به آخر مسیر فرعی رفتیم. در این مسیر محلی به نام دره گل وجود دارد که محل مناسبی برای گردشگری خانوادههاست و پارکی نیز در اطراف آن تاسیس کردهاند که دارای امکانات لازم برای اقامت شبانه و اسکان مسافران و کوهنوردانی است که ميخواهند شب خود را در طبیعت بگذرانند. زمان برای ما اندک بود، بنابراین از تفرج در دره گل چشم پوشیدیم و به سمت پناهگاه حرکت کردیم. ابتدا در چشمه پونه قمقمهها و بطریهایمان را آب کردیم و بلافاصله به راهمان ادامه دادیم. در مسیر صعود تا پناهگاه، رودخانه گوگردی نظرمان را جلب کرد. گلهای زرد گوگردی چنان در اطراف رودخانه روییده بودند که زینتی برای آن محسوب ميشدند. همچنان که پاکوب را ادامه ميدادیم، در مسیر سمت چپ به تنگهاي (به نام بندگلو) رسیدیم. در این بخش باید از دستها کمک ميگرفتيم تا بتوانیم از سنگها عبور کنیم. گروهی از کوهنوردان چهارمحال و بختیاری و خراسان جنوبی نیز همین مسیر را طی ميکردند، گفتن خسته نباشید و خداقوت، انرژی مثبتی بود که میان ما پخش ميشد. ناچار بودیم در ادامه راهمان شیب خسته کننده منتهی به پناهگاه (کتل) را بالا برویم. پس از گذشت ساعتی، در بالای شیب کتل، ناهار را با کنسروجات و تخممرغ آبپز صرف کردیم و ساعت 16 بعدازظهر به پناهگاه 2 رسیدیم. پناهگاه دارای دو ساختمان است که شامل يك پناهگاه قدیمی و یک پناهگاه نوساز ميشود. چنانچه پناهگاه نوساز تکمیل و مورد رسیدگی قرار بگیرد، در آیندهاي نه چندان دور تبدیل به بزرگترین و زیباترین پناهگاه کوههاي ایران خواهد شد. ما در طبقه اول پناهگاه قدیمی مستقر شده و کولهبارمان را بر زمین گذاشتیم. هنوز ساعتی تا غروب باقی مانده بود، از این رو از چشمه آب گرم بازدید کردیم و در شب سرد کوهستان آتشی روشن کرده و چاغ داغ آتشی و کباب سیبزمینی را برای شام تدارک دیدیم. ساعت به 21 که رسید، خوابیدیم تا برای صعود روز بعد آماده باشیم. صبح روز بعد ساعت شش با تجهیزات بیشتر و ملبس به پوشاک گرمتر پناهگاه را به قصد قله زیبای تفتان ترک کردیم، از پناهگاه، گازهای گوگردی که از دهانه قله به هوا بلند ميشود، به خوبی قابل رویت است. مسیر شرقی با شیب بسیار تندی ارتفاع گرفته وپس از عبور از منطقهاي بنام سیاه سنگ به محلی ختم ميشود که شبیه بام برفی دماوند است. پس از عبور از این منطقه به کاسه آتشفشانی قله رسیدیم که دارای پاکوب مشخصی است و تردد کوهنوردان در آن بسیار زیاد است. تا قله راهی باقی نمانده بود، بنابراین پس از رسیدن به کاسه کمی استراحت کردیم. با آغاز حرکت و گذشت 15 دقیقه پا برقله تفتان نهادیم. مناظر کویری در اطراف بسیار زیبا بود و خستگی صعود را از تن به در ميبرد. در قله تفتان دو دهانه گوگردی بر روی قله وجود دارد که در اطراف آن دوزکهاي زیادی زندگی ميکردند و منظره حیرتانگیزی را به وجود آوردهاند. دهانه دوم فصلی است و گاهی اوقات تشکیل ميشود. در شمال قله نر کوه دیده ميشود که با صعود به آن میتوانید عکسهاي بسیار زیبایی از قله تفتان بگیرید. در مسیر بازگشت استراحتی در اردوگاه دره گل داشتیم و سپس به شهر چابهار بازگشتیم. سفر ما به اتمام رسید سفری که کامل بود، کوهنوردی وطبیعت زیبا داشت، خنده داشت، اشک داشت و جمع دوستانهاي که سختیهای صعود را تحمل کرده و مقاومت کردند و موفق به صعود به تفتان زیبا شدند.