به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۱۲۹۹۵۳
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۰ - ۳۰ فروردين ۱۳۹۴

هیاهوی بسیار برای هیچ

روزنو :در هالیوود به عنوان عظیم‌ترین کارخانه تولیدات تصویری تا به حال چند فیلم و سریال در سطحی جهانی پخش شده‌اند که چهره پلیس و قاضی و دادستان فاسد را در کنار نیروهای فعال و مسئولیت‌پذیر‌‌ همان گروه به نقد کشیده و یا حتی در مواقعی رئیس جمهور کشور هم از تیغ تیز انتقادات در امان نبوده است؟
در هالیوود به عنوان عظیم‌ترین کارخانه تولیدات تصویری تا به حال چند فیلم و سریال در سطحی جهانی پخش شده‌اند که چهره پلیس و قاضی و دادستان فاسد را در کنار نیروهای فعال و مسئولیت‌پذیر‌‌ همان گروه به نقد کشیده و یا حتی در مواقعی رئیس جمهور کشور هم از تیغ تیز انتقادات در امان نبوده است؟

به گزارش روز نو، تلویزیون به عنوان عضوی در خانواده‌های امروزی، بی‌تردید بزرگ‌ترین و موثر‌ترین رسانه عمومی جهان است.

چه در شکل اطلاع رسانی و خبررسانی و چه در عرصه سرگرمی و آموزش و فرهنگ سازی.

در این میان یکی از آیتم‌های مهم و قابل توجه در هر کانال تلویزیونی. مجموعه‌های نمایشی و سریال‌های تلویزیونی است که علاوه بر بحث آموزش و سرگرمی و نیز فرهنگ سازی می‌تواند با درایتی هوشمندانه در جهت نقد و بررسی عوامل اجتماعی و جامعه‌شناسی نیز وارد شود.

طی سال‌های اخیر فیلم‌ها و چند مجموعه تلویزیونی درگیر مسائلی از جنس حاشیه و اعتراض گروهی شدند که در آخرین مورد سریال کمال تبریزی به دلیل اعتراض قومیتی عملا پخشش متوقف شد و از سرنوشت آن خبری در دست نیست.

به راستی چه چیزی باعث می‌شود که در سینما و تلویزیون سایر ملل روزانه هزاران موضوع نمایش داده می‌شود، با عده‌ای شوخی می‌شود و حتی به هجو گرفته می‌شوند اما هیچ‌گونه اعتراضی صورت نمی‌گیرد.

در هالیوود به عنوان عظیم‌ترین کارخانه تولیدات تصویری تا به حال چند فیلم و سریال در سطحی جهانی پخش شده‌اند که چهره پلیس و قاضی و دادستان فاسد را در کنار نیروهای فعال و مسئولیت‌پذیر‌‌ همان گروه به نقد کشیده و یا حتی در مواقعی رئیس جمهور کشور هم از تیغ تیز انتقادات در امان نبوده است؟

این آستانه بالای درک و تحمل از کجا آمده که در فرهنگ ما اندک است و همواره ما با این مسائل روبرو می‌شویم؟

در مرحله اول می‌توان به‌‌ همان بحث فرهنگی اشاره کرد اینکه مردم عادی در آن جوامع پذیرفته‌اند که تلویزیون و سریال و فیلم نمایانگر یک پخش از جامعه با چاشنی تخیل است و به نوعی قرار است با نشان دادن عیوب جامعه در واقع راه را برای پیشگیری بگشاید.

در مرحله دوم اگر درفیلمی وکیلی فاسد نشان داده شود (همانند شخصیت سالی در سریال پر بیننده برکینگ بد) در مقابل نیرویی قانون‌مدار قرار دارد که در خاتمه پاسخ این هنجارشکنی و قانون شکنی را بدهد و در دید عموم این به خوبی نهادینه شده که در مقابل این وکیل فاسد هزاران وکیل خوب قرار دارد.

ضمن آنکه در خصوص سریال‌های طنز و یا کمدی به مراتب قضیه آسان‌تر برگزار می‌شود چرا که چاشنی کمدی خود به تنهایی از این حکایت دارد که بیننده گرامی این آدم‌ها واقعی نیستند و تو با یک جهان خیالی و فانتزی روبرو هستی.

این مقدمه ما را به سریال در حاشیه می‌رساند:

مهران مدیری و گروه تلویزیونی‌اش پس از چند سال دوری از خانه اصلی خود و حضور در شبکه رسانه‌های تصویری با مجموعه‌ای دیگر به تلویزیون بازگشته است.

همچنان دیگر آثارش مثل شب‌های برره، مجموعه پاورچین و نقطه چین و...

باز هم انتقاداتی به این مجموعه وارد شده است که نه از بعد فنی و هنری که باز هم بر سر محتواست.

و این بار اعتراضات از سوی بخشی از جامعه است که در اذهان عمومی همواره جایگاه اجتماعی بالایی داشته است.

مهران مدیری، این بار هم برای نیش و نوش‌های طنازانه‌اش جهانی دیگر را ساخته و پرداخته و این بار یک بیمارستان درحاشیه تهران.

بیمارستانی خصوصی که اتفاقا بر خلاف تصورات خیلی هم غیر واقعی نیست و به جز غلو‌ها و اغراق‌های ناشی از کمدی در شاکله اصلی آینه‌ای از اتفاقات جامعه و فضای درمانی جامعه ماست.

مگر در واقعیت اکثر بیمارستان‌های خصوصی ما توسط هیات مدیره‌های مالی اداره نمی‌شود که اکثرا حتی از پزشکی هم چیزی نمی‌دانند؟

البته هستند بیمارستان‌هایی خصوصی که توسط پزشکان حاذق و یک هیات مدیره متخصص اداره می‌شوند.

در مرحله بعد مگر جا گذاشتن بیماران در کنار خیابان به دلیل نداشتن پرداخت هزینه‌ها در همین بغل گوشمان اتفاق نیافتاده؟

مگر در همین بیمارستان‌ها در کنار پزشکانی متعهد و کاربلد که به سوگندنامه بقراط پایبندند همانند نقشی که در همین سریال رسول نجفیان به عنوان استاد و سیامک انصاری به عنوان کسی که می‌خواهد جا پای استادش بگذارد حضور ندارند؟

و آیا در همین بیمارستان‌ها نیستند پزشکانی که تنها به ویزیت و درآمد مالی می‌اندیشند؟

تمامی بینندگان این سریال حتما گذرشان به بیمارستان افتاده و یقین بدانیم اگر این سریال مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرد مسلما به دلیل تشابه‌هاتی است که بیننده با زندگی واقعی می‌یابد.

اصولا تعریف طنز همین است که با برجسته کردن یک بخش از یک ماجرا و اغراق در یک بخش واقعیت مثل یک کاریکاتور همزمان که مخاطب را به خنده و شادی وا می‌دارد او را متوجه ضعف‌هایی می‌کند که در او وجود دارد.

به زعم نگارنده اعتراض بخشی از پزشکان به این سریال هم ناشی از همین تلنگر است اینکه آن‌ها هم باور کرده‌اند بخشی از ماجرا واقعیت دارد که اگر جز این بود دلیلی برای اعتراض وجود نداشت. پس مسلما چیزی هست که بخشی را به تفکر وا داشته است.

در همین شیراز که قطب پزشکی کشور محسوب می‌شود به جرات ۹۰ درصد پزشکان اخلاقی حرفه‌ای دارند و جز به بهبود بیمار نمی‌اندیشند در همین شهر فعالیت‌های بسیاری برای تکریم بیماران و نظارت بر عملکرد پزشکان پدید آمده است، همانند مرکز‌ام سی‌ام سی که پل ارتباطی بیمار و جامعه درمانی است.

با این‌همه نمی‌توان منکر شد که همانند هر شغل دیگری هستند کسانی که از کسوت پزشکی سو استفاده می‌کنند و حتی باعث لکه‌دار کردن حیثیت پزشکان شده‌اند.

از منظری دیگر، هر سریال و مجموعه نمایشی در برگیرنده بخشی از جامعه است و اگر قرار باشد در پس هر سریالی شاهد اعتراضات صنفی و گروهی و قومیتی باشیم که عملا کاری انجام نمی‌شود.

اگر قرار باشد، از همه چهره‌ای روحانی و قدیس‌وار ترسیم کرد پس تکلیف باورپذیری چه می‌شود و اصولا مگر ما در بهشت زندگی می‌کنیم؟

بی‌تردید در هر صنف و شغل و گروه و دسته و قومیتی آدم‌ها به دو دسته سفید و سیاه تقسیم نمی‌شوند و ما با جهانی خاکستری روبرو هستیم که ترکیبی از خوبی‌ها و بدی‌هاست.

و بر خلاف تصورات عده‌ای سینما و تلویزیون آینه جامعه است و متاثر از فضای کلی آن، نه اینکه جامعه متاثر از سینما و تلویزیون و این حاشیه‌ها به بیشتر دیده شدن این مجموعه یاری رسانده است و نقد تکنیکی و هنری اثر را در درجه دوم اهمیت قرار داده است در حالی که به زعم نگارنده این سریال در دسته ضعیف‌ترین آثار مهران مدیری قرار دارد و این هیاهوی بسیار برای هیچ باعث شده ضعف‌های هنری و نمایشی اثر فراموش شود.

در این میانه این قبیل اعتراضات در بلند مدت به جای آنکه به بهبود بستر فرهنگی ما از طریق رسانه بی‌انجامد تنها و تنها باعث خودسانسوری سازندگان می‌شود و تصور کنید وقتی مجالی برای شوخی با خودمان و گوشزد کردن ایرادات ریزو درشت اطرافمان نباشد،

گریزی جز کاهش مخاطبان رسانه ملی و هجوم به سمت سایر رسانه‌ها باقی نمی‌ماند؛ همانگونه که به دلیل عملکرد بد بخشی از مدیران میانی در سال‌های گذشته این اتفاق رخ داده و بخشی از مخاطبان از دست رفته‌اند.

نکته آخر انکه در هر جامعه‌ای وظیفه اصلی فرهنگ سازی بر دوش قشر تحصیل کرده و با دانش‌تر است که با درک خوداز مسائل روز و بالا بردن آستانه تحملشان به بهبود طنز و فضای نقد و بررسی در جامعه یاری رسانند.

فراموش نکنیم اذهان عمومی خاطره ضعیفی دارند و عمر یادآوری اکثر مجموعه‌ها در حد یکی دو ماه پس از پخششان خواهد بود.

پس مسیر انتقاد و بررسی را مسدود نکنیم.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار