زندگي پياده در شهر
پيشنهادي درباره خيابان 17 شهريور و وضعيت ترافيكي آن داريم كه بد نيست در جاي خود به آن پرداخته شود. تاريخ شهرهاي ما نشان ميدهد عموما فعاليتهاي آييني شهرها در كنار يك خاستگاه و جايگاه خاص شكل ميگيرد. اين جايگاه مانند امامزادهها، يا فضاهايي از اين دست، هميشه نگين فعاليتهاي آييني در شهرها بوده و هستند. در تهران نيز مانند بسياري از شهرهاي ايران، در هر محله قديمي، يك امامزاده وجود دارد، يعني اگر تاريخ شكلگيري محلات را بررسي كنيم ميبينيم زماني كه امامزادهيي در يك مكان مدفون ميشد، محلهيي در فضاي پيراموني آن شكل ميگرفت، از جمله امامزادههاي يحيي، زيد، اسماعيل، و صالح و قاسم كه برخي از محلات معروف تهران در فضاي پيراموني آنها شكل گرفته است. مردم هم اكنون نيز براي كارهاي آييني خود مانند برگزاري عزاداري در ايام محرم، سراغ اين امامزادهها ميروند. پيشنهادي كه براي ميدان امام حسين(ع) و خيابان 17 شهريور، داريم، راهاندازي يك موزه هنرهاي عاشورايي و آييني است. اين موزه هنرهاي آييني و ظرفيتهاي عظيم عاشورايي را در طول تاريخ ما مطرح ميكند. در سابقه تاريخي تهران نيز در زمان قاجار، تكيه دولت را داشتيم كه به لحاظ معماري و هنري بينظير بود و حتي در نقاشيهاي كمالالملك نيز شكوه آيينهاي برگزار شده در آن را ميتوان ديد. مايه افسوس است كه در دوره پهلوي دوم اين مكان را از بين بردند. پيشنهاد ميكنم در فضايي كه در ميدان امام حسين(ع) و حوالي آن به وجود آمده، مانند تكيه «دولت»، تكيه «شهر» ساخته شود. در اين تكيه، موزه آييني عاشورا را نيز ميتوان احداث كرد و حتي هنرهاي خاصي كه در فضاي آييني ما شكل گرفته مانند نقاشيهاي آييني، مانند نقاشي قهوهخانهيي و مقتلخواني را در اين فضا احيا كنيم. يعني ميشود در فضايي كه به وجود آوردهايم فضاي ميراثي جديدي را تعريف كنيم. ميبينيم فضاهاي جديد شهري را نيز ميتوان ساخت و آنها را به عنوان فضاي ميراثي به ثبت رساند. مانند برج ميلاد كه با طراحي امروزي ساخته شد، ولي به ثبت رسيد. واقعيت اين است كه آن ميدان، با آن معماري و ساختار نامناسب، تناسبي با نام بزرگ امام حسين(ع) نداشت. براي همين بر آن شديم به جهت پاسداشت عظمت اين اسم، فكري كنيم. وضعيت جديدي كه شاهد آن هستيم نيز متاثر از اين تصميم است. درباره ميدان شهدا نيز سندي در شوراي شهر تهيه شده كه به شهرداري مجوز داده تا درباره ميدان شهدا نيز كار مشابهي را به انجام برساند.
اين ميدان، نقطه تلاقي چند منطقه شهرداري در تهران محسوب ميشود و به همين دليل سامان و تكليف درستي نداشت. طرح جديدي كه در حال اجراست ميتواند تكليف اين ميدان را روشن كند. فضاي پيراموني اين ميدان نيز به تاسي از خود ميدان، تغييراتي خواهد كرد و فضاي تنفسي جديدي را در اين بخش از تهران، براي مردم فراهم ميكند. در اين فضا نيز ميتوان از ظرفيت آييني بزرگي كه در اين منطقه است، استفاده كرد و طبيعي است كارهاي مذهبي و آييني مردم نيز در اين فضا انجام شود. مردم در اين فضا روضه ميگيرند، نذر و نياز ميكنند و اين فضا ايجاد شده براي تهرانيها تا در مناسبتهاي عمومي مانند عزاي محرم و عاشورا و همچنين جشنهاي عمومي مانند نوروز، از آن استفاده كنند. اميدواريم با اين فعاليتهاي جنبي و پيراموني، اتفاق ويژهيي درباره ساماندهي به آيينهاي عمومي مردم بيفتد. از طرف ديگر نفس اينكه در تهران فضاي تنفسي و آرامش ايجاد كنيم بسيار ارزشمند است. واقعيت اين است كه تهران، خودرو زده است و اولويت هم با خودروسوارهاست. وقتي تعارضي بين سواره راه و پياده راه پيش ميآيد، بلافاصله پياده راه را قطع ميكنند. يعني اولويت با فردي است كه سوار خودرو شده و فردي كه به صورت پياده تردد ميكند، اولويتي ندارد. در تهران اين مساله، آزاردهنده است. حتي ميبينيم سرمايهگذاري نيز روي انسانهاي سواره صورت ميگيرد. يعني آدمي كه در خودرو نشسته است، بيشتر مخاطب قرار ميگيرد نه آدمي كه جداي از خودرو تردد ميكند. به عنوان مثال نوع تبليغات شهري را اگر دقت كنيد متوجه ميشويد مخاطب آن سوارههاست. نفس پرداختن به زندگي پياده و پيادهراه، براي شهري مانند تهران كه مردم بتوانند فضاي فراغت و مكث و تنفس داشته باشند، از اصول اوليه و پذيرفته شده است. اين موضوع در سياستهاي شوراي سوم با اولويت بوده و زندگي پياده مردم در شهر سياستگذاري شده است. نگاه فرهنگي در اين شورا تقويت زندگي پياده در شهر است.