
نتانياهو و خودكشي سياسي
روزنو :مذاكرات در حال رسيدن به ايستگاه پاياني است و هر چقدر به ايستگاه پاياني نزديكتر ميشود التهابها نیز افزایش مییابد
مذاكرات در حال رسيدن به ايستگاه پاياني است و هر چقدر به ايستگاه پاياني نزديكتر ميشود التهابها نیز افزایش مییابد؛ چراكه اضطرابها براي رسيدن به خط پايان و هدف نهايي در مسير زیاد میشود. همين معنا نه به عنوان سفر از يك مبدا به مقصدي مشخص، بلكه به عنوان الگويي در تحليل بايد مورد توجه قرار گيرد. اگر ديپلماسي هستهاي و مذاكرات را در مقام تمثيل به يك سفر سياسي و ديپلماتيك تعبير نماييم، رسيدن به كيلومترهاي نهايي تا مقصد تعيين شده التهابزاست و امكان خطا را افزايش میدهد. لذا بايد در اين كيلومترهاي نهايي مديريت ديپلماسي هستهاي در دو طرف ميز براي رسيدن به نقطه پايان در اين مسیر پرپیچوخم بيش از گذشته فعال باشد. بالطبع بايد پذيرفت كه برخي پارامترهاي غيرقابل پيشبيني، كنترل شده اما هنوز پارامترهاي غيرقابل كنترل وجود دارند. سخنان اخير اوباما و جان كري در واقع مديريت يك پارامتر قابل پيشبيني غيرقابلكنترل از منظر دولت ايالات متحده آمريكاست و آن هم شخص «نتانياهو» است. رژيم صهيونيستي به خوبي ميداند كه حل و فصل پرونده هستهاي ایران اگر براساس قاعده برد- برد و ضمن احترام متقابل انجام شود، اسرائيل بايد در سال جاري ميلادي و سال آينده خورشیدی به هر تقدير يك سونامي دردناك را تحمل خواهد کرد. سوناميای كه در آن بالطبع بايد پذيرنده يك كشور مستقل فلسطيني و كاهش جايگاه این رژیم در نظام منطقهاي و بينالمللي حتي نزد اروپاييها و آمريكا شود. اين موضوع موجب شده است نتانياهو با وجود اينكه میداند ممکن است حضور او در كنگره آمريكا با افتضاح نيامدن بسياري از نمايندگان دموكرات يا حتي جمهوريخواه روبه رو شود که اين مسئله ميتواند بر آينده انتخاباتي او موثر باشد، بازهم ميخواهد قهرمان راديكاليسم يهودي در جهت مبارزه با مهمترين چالش تاريخي در حوزه سياست خارجي منطقهاي آمريكا شناخته شود. لذا به نوعي به خودزني و خودكشي سياسي روي آورده است و با اين افتضاح سعي ميكند قهرمان امروز براي راديكاليسم يهودي و قهرمان فردا براي عقده حقارت ناشي از شكست در برابر تحركات ديپلماتيك ايران باشد. از اين روست كه او وارد آمريكا ميشود و تلاش ميكند اين معنا را به گونهاي مطرح كند كه تندروهای لايههاي گوناگون حوزه سياست داخلي، منطقهاي و بينالمللي را فعال كرده و به گونهاي رسيدن به يك توافق نهايي را با چالش جدي مواجه سازد. از طرف ديگر به اين سناريوي مطلوب خود دل بسته است كه امكان دارد با مطرح كردن مقوله ايران در سياست خارجي، ضعف نخستوزيري خود و دولت رژيم صهيونيستي را در پاسخگويي به نيازهاي اقتصادي و چالشهاي داخلي، از متن به حاشيه ببرند و تا حدودي بتواند در انتخابات آينده با تاكيد بر موضوع سياست خارجي و مقابله با ايران تا اندازهاي زمينههاي ايجاد نوعي پيروزي يا حداقل شكست آبرومندانه را براي خود در انتخابات مدنظر قرار دهد.
* كارشناس مسائل بين المللي