به جاي همه اينها

برخلاف دولتهاي پيشين كه چند ماه مانده به پايان دوره آنها معمولا كابينه از تكاپو و افت و خيز ميافتد و دچار نوعي رخوت ميشود اما اين فرمول درباره دولت دهم صدق نميكند و رييسجمهور در حال وعدههاي تازه و تاكيد بر اصلاحات آن هم با شيب تند است. با اين حال نگاهي گذرا به محتواي پيامهاي صادر شده در كلام محمود احمدينژاد اين مساله را هويدا ميكند كه ادبيات و روش مواجهه او با برخي مسائل كه به صورت مشترك در جريان اصلاحات نيز به عنوان دغدغه مطرح بود همسان و نزديك شده است. دليل اين تكاپو و استارت غيرمنتظره دولت اما چيزي نيست جز در پيش بودن يازدهمين دوره انتخابات رياستجمهوري و تمايل دولتيان براي معرفي كانديدا. اما اين همه موضوع نيست و دولتيها علاوه بر داشتن كانديداي مورد نظرشان تمايل دارند اين كانديدا پيروز انتخابات شود و دولت با همين روش و منش به كار خود ادامه دهد. آنها در اين روزها دست به هركاري ميزنند تا بتوانند كسب راي كنند تا جايي كه رييس دولت در مجموع بيش از آنچه رييس دولت باشد به عنوان دبيركل يك حزب سياسي به وعدههاي تبليغاتي ميپردازد و فراموش كرده كه به عنوان رييس دولت دو دوره كشور را در دست داشته و اكنون زمان ارائه بيلان كاري است. آقاي احمدينژاد بايد به همه ملت ايران بگويد در طول هشت سال گذشته چه اتفاقي افتاده است؟ آزادي سياسي، احزاب، مطبوعات و ميدان دادن به آنها در چه جايگاهي قرار دارد و به چه ميزان رشد كرده است؟ در عرصه اقتصادي كشور چه اتفاقي افتاد؟ تورم و بيكاري به كجا رسيده؟ ارزش پول ملي چه شد و راندمان توليد كشور به چه ميزان است؟ در عرصه سياست خارجي چه دستاوردهايي داشتيم؟ دوستان و دشمنان خارجي ما چقدر كاسته يا افزوده شدهاند؟ رابطه با كشورهاي ديگر در چه سطحي قرار دارد و آيا توانستيم در راستاي منافع ملي و چشمانداز بيست ساله، حركت كنيم يا خير؟ همه اينها سوالاتي هستند كه بهتر است آقاي احمدينژاد به جاي وعدههاي جديد به آنها پاسخ دهند. از سوي ديگر يك نوع چرخشهاي فكري در ايشان ميبينيم كه به نوعي تمايل به طرح ايدههاي اصلاحطلبانه دارند. آيا احمدينژاد اصلاحطلب شده و در نتيجه ناتواني گفتمان اصولگرايي به اين نتيجه رسيده كه بايد اصلاحطلب باشد؟ طبيعي است كه تفكرات انسانها سيال است و تغيير ميكند و اگر چنين است و احمدينژاد دريافته كه نقصانهاي جريان اصولگرايي براي كشور ايجاد مشكل ميكند بهتر است آنها را بازگو كند و مردم هم ميپذيرند. در مجموع رييس دولت بايد با مردم شفافتر صحبت كند و درباره عملكرد و چرخشهاي فكري بهويژه در اواخر دوران دولتداري خود واضحتر سخن بگويد. توجه به اين نكته ضروري است كه سكاندار بعدي كشور قبل از هر مانعي با يك خزانه تهي مواجه است؛ وضعيتي كه در طول تاريخ ما با وجود درآمدهاي هنگفت نفتي بيسابقه بوده است تا جايي كه براي نخستين بار در تاريخ بودجهبندي سالانه كشورمان، بودجه سر وقت به تصويب نرسيد و به جاي بودجه سال 92 يك تنخواه سه ماهه داريم كه نشاندهنده يك وضعيت خاصي است.