
اوباما و اظهارات جديد
بيش از ١٥ ماه است ايران و امريكا درگير مذاكرات هستهيي هستند و تلاشهاي گوناگوني ميشود كه اين مذاكرات قبل از مواجه شدن با هر توفان ممكن، به سرمنزل مقصود رسيده و با افتخار براي طرفين به پايان رسد. بيشك اگر چنين شود موفقيت در مذاكرات هستهيي دستمايه خوبي براي هردو كشور خواهد بود كه اعتماد بيشتري به يكديگر كرده و بتوانند وارد پروژه بعدي شوند كه «چگونگي روابط دوجانبه» توصيف ميشود. سياست رفتاري ايران نشان ميدهد حتي در اين پروژه اول هم با حزم و احتياط و نوعي محافظهكاري گام برميدارد، به طوري كه بياعتمادي و ناباوري در آن كاملا مشهود است. شايد چنين سياست رفتاري از سوي ايران طبيعي باشد زيرا ٣٥ سال خصومت و انديشه توطئه بين ايران و امريكا اجازه نميدهد فضاي بهتري بر انديشههاي مسوولان دو كشور حاكم باشد. اما به نظر ميرسد در مورد امريكا شرايط قدري فرق دارد. دولت دموكرات آقاي اوباما در راستاي دستاوردهاي خود در زمينه مصالحه و تعامل با جهان قصد دارد ابتكارات بعدي خود را بهتر به جهان نشان دهد.اين دولت در زمينه اعطاي حقوق استثنايي به ١٥ ميليون مهاجر داخل امريكا گامي شجاعانه برداشت و انعطاف خود را در برابر مسايل انساني در مقايسه با منافع اقتصادي نشان داد. آنگاه به تابوي ٥٠ ساله پروژه انزوا سازي و تحريم كوبا پرداخت و با اقرار به اينكه ٥٠ سال انزوا و تحريم كوبا نه نتيجهيي براي امريكا داشته و نه نظام سياسي كوبا را تصحيح كرده، درصدد عبور از تابوي ديرينه برآمد و در هالهيي از ناباوري به فراموش كردن گذشته سياسي با كوبا و ايجاد روابط ديپلماتيك با اين كشور پرداخت. اكنون دموكراتها توانستهاند توجه همگان در داخل و خارج از امريكا را به سوي خود جلب كنند. دو پروژه ناتمام ديگري براي آقاي اوباما در اين دو سال باقيمانده است: پروژه ايجاد ارتباط دوستانه با ايران و پروژه خنثيسازي رابطه خصمانه با كره شمالي. مهار روابط خصمانه با كره شمالي اگرچه از نظر امنيت همپيمانان امريكا در شبهجزيره كره و اطراف آن مهم است وليكن براي منافع و امنيت ملي امريكا آنچنان حياتي ناميده نميشود، درحالي كه پروژه ارتباط دوستانه با ايران مستقيما با منافع و امنيت ملي امريكا مربوط و مرتبط ميباشد. رييسجمهور امريكا به وضوح برداشت خود را نسبت به اين پروژه بيان ميدارد. اوباما در مصاحبه با راديو امتيآر اگرچه با حزم و احتياط، وليكن ميگويد «ايران كشوري بزرگ و تاثيرگذار است و ميتواند يك قدرت منطقهيي موفق باشد». او برخي ليت و لعلها هم در كنار اين جمله خود قرار ميدهد كه هم تندروهاي داخلي امريكا را آرام و مهار كند و هم درصورتي كه ايران به اين پيشنهاد و ابتكار رييسجمهور امريكا بداقبالي نمود، از قبل نوعي تعادل در سخنانش ايجاد كرده باشد. بارها تشريح شده كه بعد از ٦٨ سال يك جابهجايي اساسي در استراتژي جهاني امريكا مبني بر حضور مستقيم در خاورميانه و تكيه بر نفت خليج فارس به وجود آمده است. انتقال مركز قدرت امريكا از خاورميانه به خاوردور ممكن است حداقل دو دهه به طول انجامد، همچنانكه اكنون از طرح اين استراتژي نوين يك دهه ميگذرد ولي تا زماني كه امريكا از سامان يافتن شرايط در خاورميانه اطمينان حاصل نكند اقدام عملي براي اين جابهجايي مركز قدرت نميكند. در اين راستا امريكا روي ايران به عنوان بزرگترين پتانسيل براي ايجاد صلح و ثبات در خاورميانه حساب ميكند؛ نقشي كه در دهه ١٩٥٠ براي ايران براساس واقعيات كارشناسي ترسيم شد و توصيه امريكا به ايران در مورد هستهيي شدن در دهه ١٩٧٠ در همين راستا صورت گرفت. ايران بايد اطمينان حاصل كند كه دشمنيها ابدي نيستند و درسايه منافع ملي هركشور ترسيم ميشوند. ايران همچنين بايد اطمينان حاصل كند صرفا در سايه دوستي و همكاري ميتواند قدرت برتر منطقهيي خود را كسب كند. كافي است نيم نگاهي به استراتژي جهاني چين براي قرن بيست و يكم انداخته شود كه چين پرواز به سوي قدرت جهاني شدن را صرفا در سايه عدم تحريك قدرتهاي بزرگ و قدرتهاي منطقهيي ميداند و آن را در گرو همكاري و صلح سازي با همه كشورهاي پيراموني خود ترسيم ميكند. دوسال باقيمانده رياستجمهوري آقاي اوباما براي ايران در صورت استفاده بهينه از آن ميتواند يك فرصت تاريخي محسوب شود. يادمان نرود جهت اتخاذ تصميمات بزرگ و تاريخي براي هر ملت نياز به كلان نگري و عبور از جزييات دست و پاگير و شكستن تابوهاي دست ساخته است.
٭ استاد دانشگاه – حقوق بين الملل
٭ استاد دانشگاه – حقوق بين الملل