
مبارزه با فساد
آیا «مبارزه با فساد» خوب است، چگونه میتوان باور داشت؟ پرسش در اینباره مانند این است که از کسی بپرسند آیا «هوای معتدل و سالم» خوب است؟ آیا «غذای خوشمزه و بیزیان» خوب است؟ آیا «خانه زیبا و راحت و جادار» خوب است؟ آیا «کار محترمانه با حقوق مکفی» خوب است؟ آیا «همسری مهربان و دوست و یاور» خوب است؟ آیا «مدرسه دلباز با شاگردان شاد و معلمهای مهربان و آموزش عالی» خوب است؟ آیا «فرزند خوب» خوب است؟! هفته گذشته همایش مبارزه با فساد در تهران برگزار شد. برگزارکنندگان قطعاً میدانستند فساد چیست، چه زیانهایی دارد و چرا باید با آن مبارزه شود. حداکثر این است که میخواهند ببینند بهترین و مؤثرترین راه مبارزه با فساد چیست؟ دنیا برای این کار چه راههایی را پیموده است و ما باید چه راههایی بپیماییم که آن هم امر کارشناسانه و داخلی دولت است و نیاز به سمینارگسترده ندارد. برگزاری چنین سمیناری میتواند تبلیغ و اعلام به ملتی باشد که خواهان این مبارزه است. میخواهند بگویند که این بار دولت متشکل از کارشناسان است و عزم جدی دارد و دولت کارشناسانه باید در درجه نخست باید دولت قانونمدار باشد. وقتی صحبت از دولت قانونمدار میشود، تبعاتی دارد! فساد از بیقانوی آغاز میشود. نه اینکه قانون کمبود داشته باشد، نه! قانون هست. اما قانونشکنی نباید نوعی افتخار و نشانه قدرتمندی و قدرتنمایی تلقی شود. قانونمداری یعنی دولت ساختار و سامانهای قانونی دارد. یعنی برای تکمیل کادرهای این سامانه باید گزینش قانونی با امتحان ورودی توسط سازمانی بیطرف انجام شود. در هر بخش این سامانه اشخاص در شرایط قانونی مساوی باید مراحلی را طی کنند و مدارجی را بپیمایند تا با ابراز لیاقت و کاردانی و بدون هیچ گونه تبعیضی به مراحل تصمیمگیری و مدیریت برسند. کسی که چنین مراحلی را پیموده باشد طی زمان کسب حیثیت و آبرو میکند، حیثیت و آبرو ارزشی دارد که به سادگی قابل گذشت نیست. خصوصا در برابر سر و همسر! خصوصا در برابر شاگرد و استاد. این ارزش با هیچ مالی قابل تعویض نیست. قانونمداری یعنی وقتی قانون مراعات نشود، خواه تقدیم به موقع بودجه باشد یا فساد در شرایط مناقصه مزایده، تعقیب و پیگیری و مجازات در پی داشته باشد. فساد از بیقانونی و تبعیض آغاز میشود که موجب کسب منافع نامتناسب و نامشروع برای کسانی میشود که واجد آن شرایط قانونی نبودهاند. فساد از به حاشیهراندن نهادی قانونی آغاز میشود که مثلا وظیفهاش برنامهریزی و تنظیم بودجه و نظارت بر هزینه شدن آن است و وقتی نباشد میلیاردها تومان در مسیرهای غیرمسئولانه هزینه میشود! فساد از گروکشیهای نامشروع «از قبل نگو تا نگویم» آغاز میشود. فساد از خویشاوندسالاری و به کار گماردن همسر و فرزند و همشهری با حقوقهای دولتی و در کارهای نامتناسب و پیشهنگام آغاز میشود. فساد از ریاست دادن غیرضابطه به نزدیکان از راه نرسیده صرفا به اعتبار فامیلی آغاز میشود. فساد از اشتباه گرفتن بیتالمال با کیسه خلیفه و راه اندازی دستههای صد نفره و بیشتر شامل اشخاص نامربوط در سفرهای بینالمللی آغاز میشود. تا برسد به آنچه در ایران رانت دادن و رانت گرفتن و رانت خواری معنا شده است. فساد با مصون بودن و مصون ماندن مجرمان و مرتکبان ادامه مییابد و این مصونیت است که مردم را در برابر برخی ادعاها سختباور کرده است لذا باید فهرستها را از جیبها درآورد و دادگاههای مفاسد اقتصادی را علنی کرد. این محکوم شدن یا تبرئه است که تکلیف را روشن میکند! تا وقتی این حقوق احصاء نشود و روزنامهها بتوانند به عنوان وکیل تسخیری مردم این مفاسد را با رعایت اصل بیطرفی بنویسند و مسئولان را آگاه کنند و قانونگریز را نگران سازند تا از آن مفاسد جلوگیری شود، تا زمانی که مجرمان و قانونگریزان فکر کنند در پناه عدم شفافیت میتوانند به انباشت مال نامشروع دست بزنند، تا وقتی که مظاهر نمایشی اینگونه ثروتاندوزیهای نامشروع نوکیسهها با تاخیر برملا شود، تا زمانی که تناسب میان ثروتها و مالیاتهای پرداختی صاحبان آن اموال ملاک فساد و استرداد ثروت ملی نباشد، مبارزه با فساد اقتصادی در پیچوخمها گرفتار میشود و به نتیجه میرسد اما فرصت را برای دیگر مفسدان فراهم میکند. باید این پیچوخمها را شناخت تا مسیر مبارزه با فاسدان اقتصادی سریعتر هموار شود و دست آنها از بیتالمال کوتاه شود.
* کارشناس مسائل سیاسی