روزنو

به روز شده در: ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۹
دستاوردهای روند آستانه تحت الشعاع تجاوز آنکارا
بهرام امیر احمدیان در گفت وگو دیپلماسی ایرانی پیرامون بررسی تبعات حمله ترکیه به شمال سوریه بر این نکته تاکید دارد: روند امور نشان می دهد که اردوغان با چالشی جدی در صحنه داخلی و منطقه ای و بین المللی مواجه است. رویگردانی از غرب و اتصال به روسیه نیز نشان از تزلزل در ارکان سیاست خارجی ترکیه دارد. ناکامی ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا و تغییر نظام سیاسی از پارلمانی به ریاستی و رفتارهای رادیکالی او در حذف مخالفان به بهانه هم دستی با جنبش عبدالله گولن در کودتای ترکیه، لشگری از مخالفان برای خود درست کرده است که صدها هزار استاد دانشگاه، مقامات عالی رتبه نظامی و غیر و نظامی، قضات، روزنامه نگاران، فرهنگیان و دیگر قشرها را تشکیل می دهد که به اندازه یک دولت نیرو در اختیار دارند که یقینا با تبعات تجاوز به کردهای سوریه روند و نیروی مخالفان علیه رئیس جمهوری ترکیه تشدید می شود.
بهرام امیر احمدیان در گفت وگو دیپلماسی ایرانی پیرامون بررسی تبعات حمله ترکیه به شمال سوریه بر این نکته تاکید دارد: روند امور نشان می دهد که اردوغان با چالشی جدی در صحنه داخلی و منطقه ای و بین المللی مواجه است. رویگردانی از غرب و اتصال به روسیه نیز نشان از تزلزل در ارکان سیاست خارجی ترکیه دارد. ناکامی ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا و تغییر نظام سیاسی از پارلمانی به ریاستی و رفتارهای رادیکالی او در حذف مخالفان به بهانه هم دستی با جنبش عبدالله گولن در کودتای ترکیه، لشگری از مخالفان برای خود درست کرده است که صدها هزار استاد دانشگاه، مقامات عالی رتبه نظامی و غیر و نظامی، قضات، روزنامه نگاران، فرهنگیان و دیگر قشرها را تشکیل می دهد که به اندازه یک دولت نیرو در اختیار دارند که یقینا با تبعات تجاوز به کردهای سوریه روند و نیروی مخالفان علیه رئیس جمهوری ترکیه تشدید می شود.

به گزارش روز نو : - 6 روز از تجاوز ارتش ترکیه به خاک سوریه می گذرد. اگرچه در این میان تحلیل ها و گمانه زنی های مختلفی در خصوص دلایل و اهداف اردوغان در حمله به مواضع کردهای سوریه مطرح شده است، اما هنوز در رابطه با اقدام آنکارا و تبعات این تجاوز، بحث و بررسی های جدی وجود دارد؛ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسائل، گفت و گویی را با بهرام امیراحمدیان، استادیار جغرافیای سیاسی، دانشکده مطالعات جهان در دانشگاه تهران، کارشناس ارشد مطالعات اوراسیا و تحلیلگر مسائل ترکیه، روسیه و قفقاز انجام داده است که در ادامه می‌خوانید:

از نگاه شما رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه با چه دلیل و اهدافی حمله و تجاوز به شمال شرق سوریه را در دستور کار ارتش این کشور قرار داده است و این تجاوز چه تبعاتی برای ترکیه، سوریه و کل منطقه در پی خواهد داشت؟

در وهله اول یقیناً این اقدام اردوغان به عنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوای ترکیه در خصوص حمله به شمال شرق سوریه از یک استراتژی و راهبرد غلط سرچشمه می گیرد. چون اکنون جامعه جهانی بعد از گذشت ۷ سال از جنگ داخلی در سوریه به این نتیجه رسیده است که هر گونه راه حل برون رفت از چالش در این کشور باید در چارچوب مرزهای رسمی و شناخته شده سوریه با در نظر گرفتن نظر و موافقت دولت قانونی دمشق انجام شود. لذا اگر چه کردهای شمال شرق سوریه تعارضات و اختلاف نظرهایی با دولت مرکزی داشته و دارند، اما به دلیل این که در یک ساختار واحد به نام کشور سوریه جا گرفته‌اند، این منازعات در قالب مناسبات سوری – سوری و بدون دخالت بازیگری خارج از این کشور قابل حل خواهد بود. در این شرایط که جامعه جهانی این اصل را اکنون پذیرفته، در چند سال گذشته تنها همسایه کشور سوریه که حق حاکمیت مرزهای بین المللی این کشور را نقض کرده، ترکیه بوده است. یعنی اکنون ارتش ترکیه مانند نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا نقش بازیگر مخرب را در تحولات سوریه بازی می کند. چون نیروهای ترکیه مانند نظامیان آمریکایی بدون موافقت دولت قانونی سوریه حاکمیت دولت مرکزی دمشق بر مرزهای خود را نقض و عملاً خود را وارد تحولات این کشور کرده است. در صورتی که حضور ایران و روسیه با درخواست رسمی دولت مرکزی دمشق خود را وارد جنگ داخلی این کشور شده اند. از این رو در شرایطی که ترکیه از شمال و رژیم صهیونیستی از جنوب به کرات مرزهای زمینی و هوایی سوریه را نقض کردند و تجاوزات خود را به سوریه داشته اند، تنها پیچیده تر شدن شرایط منطقه را درپی خواهد داشت. آن هم با وجود آنکه ترکیه به بهانه ایجاد یک منطقه امن برای یک و نیم میلیون آواره سوری به حمله در مناطق شمالی سوریه اقدام کرده است، اما عملاً انجام این اقدامات، هم امنیت ترکیه، هم امنیت سوریه و هم امنیت کل منطقه را تحت الشعاع قرار خواهد داد. ترکیه ادعا کرده است که نواری به عرض 30 کیلومتر و طول 450 کیلومتر را در شمال شرقی سوریه برای ایجاد امنیت در داخل سوریه ایجاد خواهد کرد. نگهداری این نوار بسیار پر هزینه و دشوار و در عین حال غیر ممکن خواهد بود.
از طرف دیگر چون ترکیه در کنار روسیه و ایران ضامنین آتش بس در سوریه هستند، اگر هر کدام از این کشورها بخواهند آتش بس سوریه را نقض کنند و تمامیت ارضی این کشور را نادیده بگیرند مطمئنا از هم گسیختگی اتحاد وائتلاف سه ضامنین آتش بس سوریه در پی خواهد داشت چون که تداوم آتش بس و صلح در سوریه با حملات چند روز اخیر ترکیه به کردها عملا کنار گذاشته خواهد شد و به تبع آن دستاوردهای نشست های آستانه با محوریت تهران، مسکو و آنکارا نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.  
در آن سو به واسطه مواضع متشتت کاخ سفید در قبال حمله ترکیه به شمال سوریه و محکومیت های بین المللی که هیچ گونه تاثیری بر تحولات میدانی نخواهد داشت، یقیناً آنچه در شرق فرات می گذرد می تواند دوباره مناقشات در این کشور را احیا کند، چون بسیاری از کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای از ابر قدرت های فرامنطقه ای مانند روسیه و آمریکا تا دیگر کشورهای اروپایی و بازیگران منطقه ای به صورت مستقیم یا غیر مستقیم درگیر پرونده کردهای سوریه هستند و هرکدام در سایه اقتضائات خاص خود به دنبال بهره برداری از این منطقه هستند. پس می بینید حمله چند روز اخیر ارتش ترکیه به شمال سوریه دارای چه ابعاد و تبعاتی برای ترکیه، سوریه و کل منطقه خواهد داشت.

مواضع جمهوری اسلامی ایران در برابر این اقدام ترکیه از ابتدا تا کنون را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من منطقی ترین مواضع تا اکنون از سوی جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شده است. چون از یک سو مخالفت های تهران به گونه ای نیست که حساسیت جدی در ترکیه را به همراه داشته باشد و از آن سو مواضع، بیانیه ها و اقدامات ایران در مخالفت با هرگونه حمله و تجاوز ترکیه به خاک سوریه نیز در یک چارچوب و منطق دیپلماتیک پی گرفته شده است. در این راستا از بیانیه های وزارت امور خارجه تا پیشنهاد رسمی رئیس دستگاه دیپلماسی برای آمادگی جمهوری اسلامی ایران به منظور میانجیگری میان ترکیه و سوریه و حتی اقدام رئیس مجلس در لغو سفر به ترکیه در سایه حمله این کشور به شمال سوریه کاملاً درست بوده است.

اما علیرغم ذکر این نکات عملکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال تجاوز دولت ترکیه به کردها سوریه چندان جدی نیست، چون با وجود بیانیه 16 مهر دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و دیگر مواضع، مصاحبه ها و بیانیه های سران و مقامات داخلی مخالفت چندان جدی از سوی تهران در رابطه با حمله ارتش ترکیه به شمال شرق سوریه در دستور کار نیست؛ آیا به واسطه ترس از تحت الشعاع قرار گرفتن اقتضائات دیپلماتیک با ترکیه، ایران از برخورد جدی والبته عملی سرباز می زند؟

نکته اساسی که در خصوص این سوال مهم شما باید به آن اشاره کرد به این واقعیت بازمی‌گردد که فارغ از مسئله کردها، اساساً نکته مورد تاکید جمهوری اسلامی ایران حفظ تمامیت ارضی کشور سوریه و عدم تجاوز به حریم هوایی، زمینی و دریایی این کشور است. لذا تهران اصرار دارد این اصل به عنوان سرلوحه هرگونه اقدام بازیگران در تحولات سوریه مد نظر قرار گیرد. پس همان گونه که گفتم ذیل این واقعیت، مسئله کردها در شمال سوریه نیز می تواند به عنوان یک امر داخلی سوریه مد نظر قرار گیرد که ایران در آن دخالت نمی کند. اگر تهران در این سال ها دخالتی در سوریه داشته است به واسطه نگرانی از حملات صهیونیست ها به جنوب سوریه و تحت الشعاع قرار گرفتن منافع محور مقاومت در منطقه بوده وگرنه ایران در مسئله شیعه، سنی، علوی، عرب، کرد و اقتضائات دیگر اقوام و فرهنگ های سوریه دخات نمی کند.
در این رابطه اگر چه برخی عنوان می کنند که ایران تلویحاً از کردهای سوریه حمایت می کند، اما این گونه نیست. پس در مجموع مسئله مورد تاکید جمهوری اسلامی ایران عدم نقض حاکمیت و تمامیت ارضی کشوری مانند سوریه است. چون اقدام ترکیه در حمله و تجاوز به خاک سوریه در آینده می‌تواند به یک رویه بدل شود، به خصوص که ما قبل تر نیز شاهد تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به خاک سوریه بوده ایم و در کنار آن عربستان سعودی و امارات متحده عربی نزدیک به ۵ سال است که یمن را آماج تجاوزات خود قرار داده اند و همین دست اقدامات بوده که امنیت منطقه خاورمیانه را به شدت تحت الشعاع قرار داده است.
پیرو این نکات تهران برای جلوگیری از پررنگ شدن این رویه غلط، سعی دارد بدون آن که حساسیتی در هر کدام از طرفین منازعه کردها و دولت آنکارا ایجاد کند، مواضعی منطقی و در چارچوب عقلانیت دیپلماتیک به کار برد. در این خصوص محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه در مصاحبه ای عنوان داشته که ایران حاضر است در چارچوب موافقتنامه آدانا به عنوان میانجی بین سوریه و ترکیه عمل کند. چون تمام تلاش های جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای ابتدایی جنگ در سوریه برای عدم تجزیه این کشور بودهکه اکنون با حمله و تجاوز ارتش ترکیه به شمال شرق سوریه دوباره زمزمه های آن مطرح شده است. از این رو فارغ از اینکه طرفین این منازعه دولت ترکیه و کردها هستند، جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد در چارچوب منطق دیپلماتیک، شرایط را برای کاهش تنش در پیش گیرد.
پس تمام مواضع و رفتارهای ایران به اصطلاح شما محتاطانه و نه چندان جدی ایران، نه به واسطه سایه سنگین روابط دیپلماتیک ایران و ترکیه، بلکه به دلیل تلاش برای متقاعد کردن آنکارا از تداوم و تشدید حمله و تجاوز به سوریه بوده است. البته در کنار این مسائل جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن است که یک مصالحه و مذاکراتی را بین کردهای سوریه با دولت مرکزی دمشق انجام دهد تا حمایت رسمی دولت این کشور از کردها صورت بگیرد. اگرچه اکنون برخی معتقدند که به واسطه شرایط، احتمالاً دولت سوریه در کوتاه مدت و موقت با کردها به مصالحه خواهد رسید، اما در صورت تثبیت قدرت، دولت دمشق در آینده کردها را قربانی خواهد کرد، اما این مسئله یک قضاوت زودهنگام است که در شرایط کنونی سبب شده تا کردها از بیم آینده، اکنون خود را قربانی شرایط کنند.

سوالی که در اینجا پیش می آید ناظر به همین نکته پایانی شما است. اگر جمهوری اسلامی ایران به سمت مصالحه بین کردهای سوریه و دولت دمشق حرکت کند باعث افزایش حساسیت در دولت ترکیه و تحت الشعاع قرار گرفتن مناسبات تهران - آنکارا نخواهد شد؟

چنان که گفتم تمام مواضع و بیانیه های وزارت امور خارجه و دیگر مقامات کشور تنها مربوط به محکومیت حمله و تجاوز ارتش ترکیه به خاک سوریه باز می گردد. چون تهران ذیل نقش خود به عنوان ضامن صلح و آتش بس در سوریه وارد مناسبات این کشور و حمایت از کردهای سوریه نخواهد شد که از آن سو بخواهد حساسیتی در طرف ترکیه ایجاد کند و یا تهران محکوم به حمایت از گروهای کردی شود. پس تنها مخالفت ایران صرفا به محکومیت و مخالفت با اقدام ترکیه باز می گردد، چرا که این اقدام آنکارا نقض صریح تلاش برای حفظ و تداوم صلح و آتش بس در سوریه است. با این نگاه ایران اگر سعی دارد تا کردها را به دولت دمشق نزدیک کند برای آن است که از حاکمیت سوریه، عدم تجزیه این کشور، کشته شدن و آواره شدن زنان، کودکان و سالمندان حاضر در شمال سوریه و جابه جایی مرزها در این کشور جلوگیری کند تا تبعات سنگین و مخرب آن دامنگیر کل منطقه نشود. لذا با این منطق باید به تلاش های تهران نگاه کرد.

اگر چه دونالد ترامپ با اقدام خود در خصوص خروج نیروهای نظامی از شمال سوریه، عملاً پشت کردهای این کشور را خالی کرد، اما برخی معتقدند به واسطه اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک کردها برای ایالات متحده آمریکا، خروج این نیروها لزوما به معنای پایان نقش آفرینی ایالات متحده در تحولات سوریه و تداوم حمایت کاخ سفید از کردها نیست. نگاه شما در این خصوص چیست؟

من چنین نگاهی را تایید نمی کنم. چون ایالات متحده آمریکا هیچ گاه عنوان نکرده است که کردها متحد استراتژیک و راهبردی کاخ‌سفید هستند. بلکه واشنگتن از کردها، به خصوص کردهای سوریه به واسطه توانایی بالای آنها در جنگ های چریکی برای مبارزه و سرکوب داعش استفاده ابزاری کرده است و در این راستا آن را مسلح کرد. ولی این مسئله لزوما به معنای آن نیست که کردها یک متحد راهبردی برای ایالات متحده آمریکا هستند و به تبع‌ آن کاخ سفید هیچگاه آنها را کنار نخواهد گذاشت.
البته باید گفت که دستور دونالد ترامپ برای خروج نیروهای نظامی از سوریه پرونده حضور آمریکا در تحولات سوریه را به طور کامل نخواهد بست. چون به هر حال تحولات منطقه خاورمیانه هیچگاه برای کاخ سفید کم اهمیت نبوده است و همواره به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در آن دخالت می‌کند، ولو آن که نیروهایی در آن منطقه داشته باشد یا نداشته باشد.
از طرف دیگر اگر دقت کرده باشید دولت ترکیه در طول سال های متمادی میلیاردها دلار برای مبارزه مسلحانه و نظامی با نیروهای کُرد ترکیه و اخیراً سوریه خرج کرده و از آن طرف هم علاوه بر دستگیری و زندانی کردن رهبران کرد ترکیه، هم در دوره صدام حسین و هم در دوره جمهوری عراق به کرات نقض حاکمیت هوایی و زمینی عراق را در دستور کار آنکارا بوده که موجب خسارت های جدی به عراق شده است. در کنار آن بارها شاهد حمله و تجاوز به خاک سوریه از سوی ارتش ترکیه بوده ایم، اما هیچ کدام از این اقدامات با مخالفت و واکنش جدی ایالات متحده آمریکا همراه نبوده است. پس می بینید که اکنون برای آمریکایی ها، دولت ترکیه به مراتب مهمتر از کردها هستند.

در کنار این نکات برخی معتقدند که با افزایش زمان حضور نیروهای نظامی ترکیه در شمال سوریه، احتمال کاهش و تعدیل تنش و عقب نشینی ترکیه با پررنگ شدن نقش بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای مانند فرانسه وجود دارد. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

من تصور نمی کنم که به واسطه برنامه ها و اهدافی که دولت آنکارا و شخص رجب طیب اردوغان به واسطه حمله به خاک سوریه دارد، در روزهای آتی از شدت تجاوزات ارتش ترکیه به شمال سوریه کاسته شود. اتفاقا به نظر من ترکیه تا زمان رسیدن به اهداف مورد نظر خود این حملات را به صورت زمینی و هوایی و با شدت ادامه خواهد داد، ولو آنکه محکومیت ها و حملات دیپلماتیک علیه آنکارا صورت گیرد.
اکنون جامعه جهانی علیه ترکیه است. با وجود تهیه پیش نویس قطعنامه ای در محکومیت سوریه در شورای امنیت، متاسفانه روسیه از تصویب آن جلوگیری کرده است. اتحادیه اروپا و ایالات متحده درصدد تحریم ترکیه هستند و آلمان و فنلاند در کنار فرانسه نیز  ترکیه را تحریم تسلیحاتی کرده اند. در اغلب کشورهای جهان از جمله برخی شهرهای ایران علیه اقدامات ترکیه تظاهرات انجام داده اند. برخی خبرها حاکی از وخامت اوضاع انسانی در سوریه و همچنین فرار زندانیان داعش در اختیار کردهای سوریه است. پس مجموعه شرایط نشان از کاهش تنش و عقب نشینی ترکیه ندارد.
 البته با این وجود هدف ترکیه از حمله به شمال شرق سوریه و اتهام همکاری نیروهای دموکراتیک کردهای سوریه با پ.ک.ک توهمی بیش نیست و بیشتر به سبب جنبش خودمختاری کردهای سوری در چارچوب دولت سوریه است که در صورت تحقق به گمان و باور اردوغان جنبش استقلال خواهی و خودمختاری طلبی کردهای ترکیه را به دنبال داشته است و موضع آنها را تقویت خواهد کرد. چرا که دولت ترکیه از دهه 80 قرن بیستم میلادی در پی محو هویت کردی جمعیت ساکن در شرق ترکیه است، حال آنکه این جنبش، نه تنها تضعیف نشده، بلکه در انتخابات شهرداری های ترکیه، شهرهای بزرگی چون استانبول، پایتخت اقتصادی و فرهنگی ترکیه و آنکارا، پایتخت سیاسی آن و چند شهر مهم دیگر از دست حزب حاکم خارج شده است و کردها در این تغییرات نقشی کلیدی داشته اند.
مضافا این که در درون حزب عدالت و توسعه (حزب حاکم) نیز انشقاق جدی ایجاد شده است و مهره های اصلی حزب، اردوغان را رها کرده اند و در پی تاسیس حزبی جدید هستند. اینها خطراتی است که اردوغان را به چالش و عصبانیت وادشته و حاضر نیست به هیچ عنوان از موضع تجاوزکارانه خود عدول کند. روند امور نشان می دهد که اردوغان با چالشی جدی در صحنه داخلی و منطقه ای و بین المللی مواجه است. رویگردانی از غرب و اتصال به روسیه نیز نشان از تزلزل در ارکان سیاست خارجی ترکیه دارد. ناکامی ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا و تغییر نظام سیاسی از پارلمانی به ریاستی و رفتارهای رادیکال او در حذف مخالفان به بهانه همدستی با جنبش عبدالله گولن در کودتای ترکیه، لشگری از مخالفان برای خود درست کرده است که صدها هزار استاد دانشگاه، مقامات عالی رتبه نظامی و غیر و نظامی، قضات، روزنامه نگاران، فرهنگیان و دیگر قشرها را تشکیل می دهد که به اندازه یک دولت نیرو در اختیار دارند.

برچسب ها: ترکیه ، شمال روسیه
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز
خبر های روز