روزنو

به روز شده در: ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۹
کد خبر: ۳۷۶۰۰۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۸ - ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
دانشجویان از جنبش سیاسی به سمت جنبش اجتماعی شیفت کرده‌اند
غلامرضا ظریفیان، معاون وزیر علوم دولت اصلاحات با رد این ادعا که دانشجو و فضای دانشگاه دچار رخوت سیاسی شده، تغییر کنش سیاسی دانشجویان را ناشی از تغییر پارادایم و شیفت کنش‌های دانشجویی از سیاسی به اجتماعی دانست.
غلامرضا ظریفیان، معاون وزیر علوم دولت اصلاحات با رد این ادعا که دانشجو و فضای دانشگاه دچار رخوت سیاسی شده، تغییر کنش سیاسی دانشجویان را ناشی از تغییر پارادایم و شیفت کنش‌های دانشجویی از سیاسی به اجتماعی دانست.
 
به گزارش روز نو :- دانشگاه‌ها و بدنه دانشجویی اگرچه همواره به عنوان محفلی جریان ساز در کنش‌های سیاسی مطرح بوده اند اما طی سال‌های اخیر تغییراتی را در رفتار سیاسی دانشگاه ایجاد شده است، تغییراتی که گفته می‌شود از فعالیت‌های سیاسی صرف به سمت تحرکات اجتماعی شیفت شده است، موضوعی که غلامرضا ظریفیان نیز تایید کرده و آن را تابع تغییرات جهانی می داند.
 
ظریفیان اگرچه رکود و رخوت  سیاسی در دانشگاه ها را رد می کند اما بر این باور است رفتار دانشجویان در سال های اخیر دچار تحولاتی شده است که عوامل متعددی را می توان برای آن برشمرد.
 
با معاون وزیر علوم دولت اصلاحات درباره تغییر رفتار سیاسی دانشجویان به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانید.
 
*************
 
* آقای ظریفیان! گفته می شود که دانشگاه و در واقع بدنه دانشجویی طی سال های اخیر  دچار رخوت سیاسی شده، این در حالیکه است که فعالیت سیاسی دانشجویان همواره به عنوان یک کارویژه اصلی البته بعد از فعالیت های علمی مطرح بوده و هست؛ شما چقدر با این موضوع موافقید و علت این تغییر رفتار بین دانشجویان را ناشی از چه می‌دانید؟
 
برای تغییراتی که در رابطه با کنش سیاسی در دانشگاه رخ داده عوامل متعددی قابل طرح است که از جمله آن می‌توان به دلایل تاریخی فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه، نوع برخوردهای سیاسی با فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه‌ها، سلایق و ذائقه‌های نسل جدید و همچنین گسترش فناوری‌های اطلاعات و به تبع آن تامین نیازهای سیاسی از مسیر شبکه های اجتماعی اشاره کرد.
 
البته در این میان حرفه ای تر شدن جریان های سیاسی به طوریکه از شکل آماتوری خارج شده و به سمت فعالیت های حزبی موثر در حرکت هستند نیز در تغییر نگاه سیاسی دانشگاه ها بی تاثیر نبوده است. اما عامل دیگری که در تغییر رفتار سیاسی دانشجویان موثر بوده را می توان ناشی از تغییر پارادیم دانست به طوریکه از فعالیت‌های سیاسی صرف به سمت جنبش های اجتماعی شیفت پیدا کرده است؛ جنبش هایی که بسیار گسترده تر از جنبش های سیاسی بوده و طیف وسیع تری از ذائقه و تعلقات نیازهای نسل جوان را پاسخ می دهد. در واقع شمولیت جنبش های اجتماعی تا جایی است که فعالیت سیاسی یکی ازریز فاکتورهای جنبش اجتماعی محسوب می شود. اما در اینکه کدام یک از این عوامل اثرگذاری بیشتری بر تغییر در کنش سیاسی دانشجویان داشته نیازمند پیمایش های جدی در فضای دانشگاهی است.
 
* برخی معتقدند ضعف عملکرد جریان های سیاسی و استفاده مقطعی این جریان‌ها از فضا و پتانسیل دانشگاه و دانشجو برای تامین منافع جناحی منجر به دلزدگی دانشجویان و دور شدن دانشگاه از نشاط سیاسی شده است؟
 
عامل اصلی این نیست، اگرچه که ضعف و قوت جریان‌های سیاسی در کشور سایه خود را بر فعالیت‌های سیاسی دانشجویان می گذارد که معطوف به امروز هم نیست، ببینید در واقع جنبش دانشجویی ما که از دیرینه ترین جنبش‌ های سیاسی – اجتماعی بوده و از دهه 20 به بعد پررنگ تر ظاهر شد یک جنبش حزبی و حرفه ای نیست بلکه جنبشی آماتوری است که به طور طبیعی از فراز و فرودهای فعالیت های سیاسی بیرون دانشگاه تاثیر پذیرفته و می پذیرد.
 
با این حال اگرچه جنبش دانشجویی تلاش کرده جنبشی نسبتا مستقل باشد ولی به شدت به لحاظ گفتمانی تحت تاثیر جریانات بیرون دانشگاه بوده به طوریکه در دوره‌ای متاثر از گفتمان  چپ، زمانی تحت تاثیر گفتمان اسلامی و در مقاطعی هم از گفتمان ملی گرایی و مباحث ناسیونالیستی تاثیر پذیرفته است، بر همین اساس زنده بودن جریان های سیاسی در بیرون دانشگاه در گذشته تا دهه 80 تاثیر مستقیمی بر فضای دانشگاه داشته و فضای پرطراوت و فعال دانشگاه نیز بر زنده ماندن فضای بیرون دانشگاه تاثیر متقابل می گذاشته است.
 
اما با همه این تاثیر و تاثرهای متقابل، مساله شیفت کنش دانشجویان طی سال های اخیر از جنبش سیاسی به جنبش اجتماعی صرفا به این مساله بر نمی گردد اگرچه این موضوع یکی از ریز فاکتورهای آن است، واقعیت این است که تا دهه 80 فعالیت های سیاسی نقش اصلی را در فعالیت‌های غیرعلمی دانشگاه به خود معطوف کرده بود که یکی از دلایل هم آن بوده که جمعیت دانشجویی هم در جهان و هم در ایران جمعیتی کاملا محدود بوده و تعداد کسانی که وارد دانشگاه می شدند به نسبت جمعیت کل کشور تعداد خاصی بوده و اصطلاحا به این دانشگاه ها دانشگاه نخبگان اطلاق می‌شد، به طور طبیعی در چنین شرایطی وقتی نخبه وارد دانشگاه می‌شده کار ویژه غیرعلمی او در عرصه سیاست رقم می خورده و در قالب فعالیت های سیاسی بروز و ظهور پیدا می کرده است.
 
اما از یک دوره ای به بعد هم در دنیا و هم در ایران، با ورود چند برابری دانشجویان از اقشار مختلف به دانشگاه ها و شکل گیری دانشگاه توده ای (Mass unibersity) روبرو هستیم، در این شرایط است که طبیعت دانشگاه به طبیعت جامعه نزدیک می‌شود؛ ببینید شما اگر از جامعه نظر سنجی کنید اگرچه همه اقشار از سیاست متاثر می شوند اما به دلیل نوع سلیقه ها، نوع تربیت و نوع علایق خیلی میل به سیاست ندارند، خب وقتی ما با دانشگاه توده ای روبرو هستیم دقیقا همین تفاوت را در دانشگاه ها می بینیم.
 
زمانی در ابتدای انقلاب 175 هزار دانشجو در دانشگاه پذیرش می شد اما امروز 4 و نیم میلیون دانشجو با مناطق مختلف کشور و با دیدگاه‌ها و سلایق مختلف برای مقاطع تحصیلی مختلف راهی دانشگاه می‌شوند در چنین شرایطی طبیعت دانشگاه به طبیعت جامعه بسیار نزدیک می شود بنابراین شاهدیم که تغییر و شیفت از فعالیت سیاسی دانشجویی به فعالیت اجتماعی اتفاق می افتد، بنابراین بخشی از تغییر رفتار دانشجویان به طبیعت تغییری که در دانشگاه رخ داده بر می گردد به طوریکه امروز دانشگاه‌ ها را مجموعه ای از افراد در سطوح مختلف تشکیل داده که تنها نیاز سیاسی ندارند اگرچه که بخشی از آنها علاقمند به کنش سیاسی روشن هستند که در انجمن های اسلامی یا سایر تشکل های دانشجویی شاهد آن هستیم.
 
* شما به شیفت فعالیت های سیاسی به اجتماعی در بین دانشجویان اشاره کردید، این فعالیت ها بیشتر چه محورهایی را در بر می گیرد، در واقع دغدغه مندی دانشجویان در مباحث اجتماعی حول چه محورهایی است؟
 
همان طور که عرض کردم ما بعد از دهه 80 شاهد این تغییر بودیم به طوریکه در پی همین تغییر کنش دانشجویان، انجمن های صنفی، کانون های فرهنگی و زیست محیطی  و همچنین مجامع ورزشی در دانشگاه ها شکل گرفت و بعد هم نشریات دانشجویی در اشکال و با محتواهای مختلف منتشر شد، بنابراین بخشی از رکود و فعال بودن فضای سیاسی دانشگاه اگرچه نسبت مستقیمی با رکود احزاب و جناح ها در بیرون دانشگاه دارد اما شیفت پارادایمی از جنبش سیاسی به جنبش اجتماعی برمی گردد به تحولاتی که در عرصه دانشگاه رخ می دهد به طوریکه رویکرد دانشجویان نسل یک، دو، سه با نسل چهار متفاوت است که البته این هم ابعاد جهانی دارد زیرا ما در دنیا هم این شیفت پارادایم را در دانشگاه ها شاهد هستیم.
 
*آقای ظریفیان خبرهایی مبنی بر نفوذ تفکرات کمونیستی بین دانشجویان شنیده می‌شود، این موضوع را چقدر می‌توان ناشی از شیفت پارادایمی از فعالیت های سیاسی به فعالیت های اجتماعی دانست؟
 
ببینید این نوع از تفکرات به معنای سنتی آن، به تفکراتی تاریخی تبدیل شده و در واقع از صحنه اصلی جوامع خارج شده اند، اما سوال این است که بروز و ظهور اندیشه‌های سوسیالیستی محصول چه شرایط اجتماعی است؟ به عبارتی چه زمانی  اندیشه‌های برابری خواهانه رشد پیدا می کند؟ پاسخ این است، زمانی که جامعه به شدت طبقاتی شده و محرومیت در جامعه به شدت گسترش پیدا می کند، در واقع این‌ها زمینه هایی برای رشد برخی جریانات برابر خواهانه در از اشکال سوسیالیستی و کمونیستی است، اما تاکید می کنم که موتور کمونیسم به معنای کلاسیک آن در جهان به شدت افول کرده با این حال رگه های بسیار کوچک از آن در جاهایی قابل مشاهده است، در دانشگاه های ایران هم نه به عنوان یک جریان هژمونیک یا عمده بلکه در برخی دانشگاه ها و در برخی گرایش های تحصیلی علوم انسانی گزارش هایی از فعالیت های محدود سوسیالیتی و کمونیستی داریم، البته این گرایش ها در دانشگاه بیشتر معطوف به افراد است تا یک جریان.  
 
تاکید می کنم تصورم این نیست که ما در دانشگاه با یک جریان اصیل و مجموعه ای سازمان یافته کمونیستی روبرو هستیم ولی گزارش هایی داریم که به دلیل فضای مشکلات اقتصادی و فاصله طبقاتی در درون دانشگاه در اندک مواردی نگاه کلاسیک مارکسیتی و البته بیشتر در قالب جنبش های عدالت خواهانه با گرایش های سوسیالیستی قابل مشاهده است؛ البته در عین حال می بینیم تشکل های اسلامی هم با همین پسوندها و پیشوندهای تشکل‎های عدالت خواه هم در دانشگاه ها در حال شکل گیری هستند.
برچسب ها: ظریفیان ، دانشگاه
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز
خبر های روز