روزنو

به روز شده در: ۰۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۱
کد خبر: ۳۷۱۲۳۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۱ - ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸
 پسر علاقمند به بازیگری که 8سال قبل یک پیرمرد را کشته بود دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه شد.وی در دادگاه از سختی هایی که در این مدت او و خانواده اش متحمل شده بودند گفت و از قضات دادگاه خواست به حرمت ماه مبارک رمضان در مجازات وی تخفیف قائل شوند تا در شبهای احیا پیش خانواده اش باشد. ماساژ در خانه مجردی یک مرد راز پلیدی داشت! + عکس و جزییات
 مجتبی  32 ساله بیست و نهم مرداد ماه سال 90 وقتی که 25 سال داشت یک مرد 65 ساله به نام جواد را در خانه ای در خیابان ستارخان تهران با ضربه های چاقو کشت و گریخت.
 
 
وی دو ماه بعد از طریق کارت سوخت مقتول که آن را دزدیده بود ردیابی و بازداشت شد و به قتل در دفاع از خودش اعتراف کرد. مجتبی محاکمه و به قصاص محکوم شد ولی قضات دیوان عالی کشور رای صادره را تایید نکردند و او برای دومین بار پای میز محاکمه ایستاد.
 
وی در دادگاه گفت: من عاشق بازیگری بودم و به خاطر بی کاری و بی پولی خام حرف های پیرمرد شدم و به ذوق بازی در یک فیلم معروف به خانه مجردی او رفتم. اما در دفاع از خودم او را کشتم .قضات دادگاه این بار نیز او را به قصاص محکوم کردند. حکم صادره در شعبه 24دیوان عالی کشور مهر تایید خورده بود که اولیای دم با گذاشتن دو شرط اعلام کردند حاضر به گذشت هستند. آنها گفتند مجتبی باید به دو روانشناس به نام معرفی شود تا آنها درباره سلامت وی اظهار نظر کنند. بعد از اظهارنظر دو روانشناس انها حاضرند با دریافت 3 دیه کامل از قصاص گذشت کنند.
 
مجتبی این دو شرط را پذیرفت و به دو روانشناس معرفی شد. روانشناسان پس از معاینات تخصصی اعلام کردند وی از سلامت روان برخوردار است بعد از این اظهارنظر قرار بود مجتبی به دومین شرط عمل کند ولی او در پرداخت دیه ناتوان بود. در حالی که 8 سال از جنایت گذشته بود مجتبی با کمک خیرین و در مراسم گلریزان توانست مبلغ یک دیه کامل را جمع کند. در این میان اولیای دم با توجه به شرایط خاص خانوادگی مجتبی پذیرفتند با دریافت یک دیه از قصاص گذشت کنند. به این ترتیب مجتبی از قصاص رهایی یافت و دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد.
 
در این جلسه که به ریاست قاضی قربان زاده و با حضور یک مستشار برگزار شد مجتبی رو به روی قضات ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: وضع مالی خوبی نداشتم و چون به تازگی نامزد کرده بودم دنبال یک کار خوب می گشتم. عصرها به کلاس بازیگری می رفتم و در پارک دانشجو تئاترهای خیابانی نگاه می کردم که با پیرمرد آشنا شدم. او می گفت با یک کارگردان آشناست و می تواند مرا به او معرفی کند تا در یک فیلم خوب بازی کنم. وقتی پیرمرد سر صحبت را باز کرد و گفت می تواند کاری کند که یک بازیگر معروف شوم از ذوقم سوار ماشین او شدم و به خانه ای در ستارخان رفتم.
 
وی ادامه داد: جواد می گفت خانه متعلق به دوستش است که به سفر خارج از کشور رفته و کلید را به وی سپرده تا به خانه اش سرکشی کند. وقتی به خانه مجردی رفتم جواد به من مشروب داد و از من خواست تا او را ماساژ دهم. آنجا بود که فهمیدم اسیر وسوسه های شیطانی شده و می خواهد مرا آزاد دهد که مقاومت کردم. اما او به رویم چاقو کشید و من هم برای دفاع از خودم چاقو را از او گرفتم و چند ضربه به او زدم.
 
وی ادامه داد: چون در هفت سالگی شاهد قتل دایی ام به دست پدرم بودم همیشه از چاقو وحشت داشتم. باور کنید اگر قصد کشتن پیرمرد را داشتم می توانستم چاقو را به سینه او فرو کنم .اما از ترسم فقط چند خط روی بدن او کشیدم ولی وقتی دیدم مقاومت می کند برای نجات خودم ضربه ای به گردنش زدم.
 
این متهم در حالی که اشک می ریخت درباره قتلی که به دست پدرش رقم خورده بود گفت: سالها پیش پدرم مقابل چشمان من دایی ام را کشت و پای چوبه دار رفت. پدربزرگم طناب دار را به گردن پدرم انداخته بود که با گریه های من و مادرم از خون دایی ام گذشت و اعلام رضایت کرد. من همیشه این تصاویر را در ذهن داشتم. به همین خاطر وقتی جواد به رویم چاقو کشید نفهمیدم چه کار می کنم. من بعد از قتل پیرمرد برای فرار از محل جنایت سوار ماشین او شدم و خودم را زیر پل حافظ رساندم. ماشین را همانجا رها کردم و فقط سه قطعه کارت سوختی را که در داشبورد ماشین بود برداشتم و از همین طریق هم شناسایی شدم.
 
مجتبی درباره نحوه جلب رضایت اولیای دم گفت: ما وضع مالی خوبی نداریم و من خرج مادر و خواهرم را تامین می کردم. در مدتی که در زندان بودم خواهرم به بیماری سرطان مبتلا شد و مادرم نمی توانست خرج مداوای او را بپردازد. اولیای دم که از طریق وکلا متوجه اوضاع و احوال خانوادگی ام شده بودند اعلام کردند با دریافت یک دیه حاضر به گذشت هستند. نزدیک عید چند نفر از وکلای دادگستری از طریق کانال اینترنتی خیرین ، برایم مراسم گلریزان برگزار کردند و توانستند مبلغ دیه را فراهم کنند. من و خانواده ام در این سالها سختی زیادی کشیدیم. من که زمان بازداشتم سیکل داشتم در زندان در رشته کامپیوتر درس خواندم و چندین حرفه آموختم. من قرآن را حفظ کردم و نگاهم به زندگی تغییر کرد. حالا از قضات دادگاه تقاضا دارم به حرمت ماه مبارک رمضان در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا بتوانم در شبهای احیا پیش خانواده ام باشم.در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند
برچسب ها: خانه مجردی ، راز پلید
عکس روز
خبر های روز