روزنو

به روز شده در: ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۰
کد خبر: ۳۷۰۵۷۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۳ - ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸
ابراهیم منیر، می گوید: امروز اخوان‏ المسلمین مرکز واحدی ندارد. تلاش می‏ کنیم زمینه را برای همگرایی فراهم کنیم. اخوان المسلمین یک ساختار و سازمان نیست بلکه ایدئولوژی فرامرزی است، از همین رو به واسطه رویکردهای متفاوتی که این جریان از آن پیروی می ‏کند، مدیریتش ساده نیست.
ابراهیم منیر، می گوید: امروز اخوان‏ المسلمین مرکز واحدی ندارد. تلاش می‏ کنیم زمینه را برای همگرایی فراهم کنیم. اخوان المسلمین یک ساختار و سازمان نیست بلکه ایدئولوژی فرامرزی است، از همین رو به واسطه رویکردهای متفاوتی که این جریان از آن پیروی می ‏کند، مدیریتش ساده نیست.
 به گزارش روز نو : ترامپ می ‏خواهد نام اخوان‏المسلمین را در لیست گروه‏ های تروریستی قرار دهد. این مهم با توجه به فعالیت برخی از شاخه ‏های وابسته به این جریان فکری در راستای منافع واشنگتن معادلات را پیچیده‌تر خواهد کرد چرا‌که مشخص نیست رئیس‏جمهوری امریکا می‏خواهد کدام‌یک از این گروه‏های وابسته به اخوان ‏المسلمین را تحت فشار قرار دهد؛ متحدان یا منتقدانش را. نیویورک‌تایمز در ادامه گزارش تفصیلی خود درباره اخوان‏المسلمین می‏نویسد: اخوان‏المسلمین در کویت حامی اصلی آمریکا هستند. در عراق شاخه سیاسی این جریان به شکل مستمر از فرآیند سیاسی دیکته شده توسط ایالات متحده حمایت می‏کند و علاوه بر این نیز در چارچوب ائتلاف حاکم تعریف می‏شوند. در یمن نیز شاخه‏ای از اخوان از متحدان واشنگتن یعنی عربستان و امارات حمایت کرده و در راستای منافع ایالات متحده فعالیت می‏کنند. در ساختار چنین چینشی پیشنهاد ترامپ معادله را بر هم زده و حل آن را دشوارتر می‏کند. سازمان اخوان‏المسلمین برای نخستین‌بار سال ۱۹۸۲ در مصر ایجاد شد و پس از آن هزاران گروه سیاسی و اجتماعی سراسر جهان بدان پیوستند و همین مهم یکپارچگی این جریان فکری را به چالش کشید. این گروه‏ها انجمن‏هایی را در اروپا و ایالات متحده شکل داده و بخشی از آنها به عنوان متحدان سیاسی واشنگتن در مراکش تا اندونزی فعالیت‌شان را آغاز کردند. با این حال این حقیقت را نمی‏توان نادیده انگاشت که اکثریت احزاب و جریان‏های وابسته به اخوان‌المسلمین یکی از منتقدان جدی برنامه‏های واشنگتن در عرصه سیاست خارجی بوده و هستند. با این حال به‌واسطه همان واگرایی بخشی از بدنه این گروه در کشورهایی چون عراق، کویت و یمن از اهداف امریکا حمایت می‏کنند.  
 
جنگ سرد دیگری در راه است
 
به باور ناظران، آمریکا به دلیل فشار بازیگرانی چون عربستان سعودی، مصر و امارات متحده عربی (متحدان منطقه‏ای واشنگتن) که اخوان‏المسلمین را تهدید جدی علیه امنیت و ثبات‌شان تلقی می‏کنند می‏خواهد چنین تصمیمی را اجرایی کند. به گفته ابراهیم منیر، یکی از رهبران فعال این جریان فکری، «اخوان‏المسلمین بیش از آنکه یک سازمان باشد یک ایدئولوژی است. برخی از ایدئولوژی اصلی این جریان منحرف شدند، اما این به معنای آن نیست که اخوان تنها است؛ ما متحدانی چون ترکیه، قطر و اردن را کنار خود داریم. بازیگرانی که تلاش دارند تا سیاست‌هایشان را با برنامه‏های نخبگان جریان فکری‌مان هماهنگ کنند». کارشناسان می‏گویند فارغ از معیارهایی که بر اساس آنها جریان و گروهی در لیست تروریست‏ها تعریف می‏شوند باید گفت این ماجراجویی واشنگتن را درگیر چالشی ناخواسته خواهد کرد. کریستین کوتس اولریچسن، یکی از محققان ارشد موسسه سیاست عمومی دانشگاه ریس در گفت‏وگو با نشریه نیویورک تایمز درباره این مهم گفت: «جنگ سرد جدیدی در منطقه آغاز خواهد شد. در چشم‌انداز آمریکایی‏ها بازیگر خوب و بد وجود ندارد. بسیاری از کشورهای درگیر این نبرد از متحدان اصلی واشنگتن هستند؛ همان متحدانی که به خودشان اجازه دادند با تحت فشار قرار دادن ایالات متحده منافع این بازیگر را درگیر چالشی جدی کنند». اگر ترامپ اخوان‌المسملین را در لیست گروه‏های تروریستی قرار دهد، آن زمان اعضای این جریان نه‌تنها حق ورود به خاک آمریکا را ندارند بلکه از حمایت‏های مالی و سیاسی نیز محروم خواهند شد. مشکل این است که اخوان‏المسلمین ساختاری واحد نیست، از همین رو با اتخاذ چنین تصمیمی واشنگتن متحدانش را قربانی خواهد کرد.
 
چالش ترامپ
 
 ابراهیم منیر با اشاره به سرکوب اخوان در مصر می‏گوید: «امروز اخوان‏المسلمین مرکز واحدی ندارد. تلاش می‏کنیم زمینه را برای همگرایی فراهم کنیم. با این حال تحقق این مهم و ایجاد هماهنگی مشکل است. اخوان المسلمین یک ساختار و سازمان نیست بلکه تفکر و ایدئولوژی فرامرزی است، از همین رو به واسطه رویکردها و رهیافت‏های متفاوتی که این جریان از آن پیروی می‏کند، مدیریتش ساده نیست. شاید باید گفت غیرممکن است. ترامپ به تصور خود می‏خواهد ایده ساخت دیوار در مرز آمریکا و مکزیک را درباره اخوان بازتعریف کند، اما این مهم، نشدنی است. نمی‏توان تفکر و ایدئولوژی را مرزبندی کرد.» ایالات متحده برای تروریست قلمداد کردن اخوان‏المسلمین با یک مانع اصلی روبه‏رو است. این جریان اتمیزه شده نیست. علاوه بر این واشنگتن زمانی می‏تواند چنین تاکتیکی را اجرایی کند که این گروه منافع ملی ایالات متحده را به چالش کشیده یا تهدیدی جدی علیه آن قلمداد شود. فقدان داده یا شواهدی برای اثبات تهدید‌آمیز بودن اخوان چالش واشنگتن برای اجرای این تصمیم است. به گزارش نیویورک تایمز وزارت دفاع و وزارت خارجه آمریکا نیز با استناد به دلایلی که بدان‏ها اشاره شد با تصمیم ترامپ مخالفت کرده‌اند.  
 
تروریستی خواندن اخوان اعلان جنگ است
 
این نخستین‌باری است که دولت آمریکا می‏خواهد یه یک جریان مردمی برچسب زده و آن را تروریستی قلمداد کند؛ جریانی که در سراسر جهان از حمایت میلیون‏ها نفر برخوردار است؛ خواه چهره‏های میانه‌رو و خواه رادیکال. در میان متحدان آمریکا نیز ترکیه به‌سان پسرعموی فکری اخوان تلقی می‏شود. ملک عبدالله، پادشاه اردن مدت‏ها است در قامت حامی این گروه تلاش دارد تا مانع از اعمال هرگونه محدودیت و محرومیتی علیه این جریان شود. در این میان قطر نیز بیش از سایر شرکای واشنگتن در صدد گسترش پهنای همکاری‌هایش با اخوان‏المسلمین است. از منظری دیگر متحدان دیگر آمریکا، بازیگرانی چون بحرین، مراکش، تونس، اندونزی، مالزی و کنیا نیز حامی احزابی هستند که به لحاظ فکری از ایدئولوژی اخوان‌المسلمین پیروی می‏کنند. تاکنون تمامی این متحدان در برابر پیشنهاد ترامپ سکوت اختیار کرده‌اند. شاید در انتظار نتیجه کارزار ۲۰۲۰ هستند. با این حال اتخاذ این تصمیم زمینه‌ساز تنش خواهد شد. یاسین اکتای، فعال سیاسی ترک و یکی از چهره‏های نزدیک به رجب طیب اردوغان معتقد است اتخاذ چنین تصمیمی، هم ضربه‏ای جدی به اعتبار ایالات متحده خواهد زد و هم اعلان جنگ است، نه علیه یک جریان فکری، علیه اسلام.  
 
پیامی علیه متحدان آمریکا  
 
داده‏ها حاکی از آن است که ملک عبدالله، پادشاه کشوری که اخوان در ساختارش ۱۶ کرسی پارلمان را از آن خود کرده از ریاض و ابوظبی خواسته تا ترامپ را منصرف کنند. عامر سبله، ستون‌نویس یکی از نشریه‏های عمان در این باره نوشت: «‌با اتخاذ چنین تصمیمی طبیعتا اردن در تقابل با واشنگتن قرار خواهد گرفت». اخوان‏المسلمین فعال در کویت مواضع مثبتی در ارتباط با سیاست‏ها و برنامه‏های آمریکایی‏ها دارند. در عراق نیز این جریان از زمان حمله آمریکا به عراق تحت سلطه سنی‏ها در ائتلاف حاکم مشارکتی جدی دارند. در یمن نیز اخوان به واسطه اتحادی نامیمون با عربستان و امارات با انصار‌الله می‏جنگد. اخوان‌المسلمین فعال در بحرین، کشوری که یکی از پایگاه‏های اصلی نظامی واشنگتن در خاورمیانه قلمداد می‏شود متحد خاندان حاکم است و بازوی حمایتی سلطان‌نشین این کشور برای سرکوب اکثریت شیعه. مشل دانف یکی از محققان ارشد موسسه بین‌المللی صلح کارنگی در این باره نوشت: «طبیعتا تروریستی خواندن اخوان پیام روشنی دارد، دست از راهکارهای مسالمت‌آمیز کشیده و به خشونت متوسل شوید. ترامپ با اتخاذ این تصمیم صرفا دامنه تنش‏ها را گسترده‌تر کرده و هم منافع خود و هم متحدانش را به خطر می‏اندازد». بیش از ۹۰ سال است اخوان‌السملمین در خانه‌اش (‌مصر) تحت فشار قرار دارد. هم‌اکنون این گروه به‌واسطه سیاست‏های سرکوب‌گرایانه عبدالفتاح السیسی در موضع ضعف قرار گرفته و مشارکت سیاسی‏اش در قاهره کاهش چشم‌گیری داشته. رئیس‏جمهوری منتخب وابسته به این جریان در حبس است و بسیاری از فعالان برجسته، کشته شده یا محبوس‌اند. ابراهیم منیر با تایید موج خشونت‏ها علیه این جریان می‏گوید: «هفت سال پیش یکی از مقام‏های ارشد اخوان‏المسلمین با اوباما مذاکره‏ای ۴۰ دقیقه‏ای داشت؛ آن هم در مورد آینده مصر و صلح در این کشور. حالا شش سالی است که به اتهام جاسوسی در زندان است. سکوت مقام‏های آمریکایی شوکه‌کننده است. آیا دیدار اوباما با مشاور امنیت ملی مرسی یک شوخی بود یا بازی بی‏شرمانه آمریکا با ما؟».
 
یادداشت
دموکراسی اخوانی در محاق
 
احمد موثقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران: تصمیم دونالد ترامپ مبنی بر قرار دادن نام اخوان‌المسلمین در لیست گروه‏های تروریستی در پیوند با سیاست کشورهای حاشیه خلیج فارس، بازیگرانی چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی است. بازیگرانی که از آغاز بهار عربی با پدیده‏ای به نام «دموکراسی اخوانی» (حضور جریان‏های وابسته به اخوان در ساختار سیاسی) مخالف بوده و هستند. با این حال ایالات متحده پیش از ریاست ترامپ، در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما و بیل کلینتون تلاش داشت تا زمینه را برای مشارکت اخوانی در ساختار کشورهایی چون تونس و مراکش هموار کند، چراکه این مهم مانع از تبدیل شدن اخوان به جریانی خشونت‌طلب می‏شد و زمینه را برای حفظ رویکرد معتدل‌شان هموار می‏کرد. اصوالا ایالات متحده بعد از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی و از بین رفتن خطر کمونیسم برای جذب گروه‏های فکری- دینی در ساختارهای سیاسی تلاش بسیاری کرد، با این حال بعد از حادثه یازده سپتامبر سیاست خارجی واشنگتن چرخشی جدی را تجربه کرد. بدین معنا که بعد از این حادثه تروریستی، ایالات متحده بر مقابله با گروه‏های رادیکالی چون القاعده متمرکز شد. با این حال اوباما تلاش کرد تا سیاست پیشین واشنگتن درباره گروه‏های فکری را بازتعریف کند. اصولا گروه اخوان‌المسلمین تحت تاثیر رشید رضا و حسن بنا چندان محافظه‌کار و سلفی نبودند، با این حال این گروه بعد از سرکوب جمال عبدالناصر به کشورهای حاشیه خلیج فارس فرار کرده و پیوندهایی را برقرار کردند. در برهه ریاست انور‌سادات بار دیگر اخوان‌المسلمین به مصر بازگشت. سادات تلاش داشت تا با حمایت آنها از کشور در برابر جریان‏های فکری چپ استفاده کند، هرچند صلح میان مصر و رژیم اسرائیل همه معادلات را بر هم ریخت. به‌طور کلی جریان اخوان‌المسلمین را می‏توان دسته‌بندی کرد؛ گروهی وابسته به این جریان اصولا سیاسی نیستند و به فعالیت‏های خیریه مشغول‌اند. گروهی دیگر تحت تاثیر نوآوری‏های مصطفی سباعی در سوریه، حسن ترابی در سودان و ابو‏الاعلی مودودی در هند و پاکستان از سیاست‏های رادیکال پیروی کردند. در میان رادیکال‏ها نیز طبقه‌بندی وجود دارد؛ برخی از جریان‏های اخوان تحت تاثیر سید قطب جریان‏هایی چون داعش را بنا کرده و همچون مهره‏هایی در دستان عربستان برای تحقق اهداف این بازیگر در عرصه‏های منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای مورد استفاده قرار گرفتند. بخشی دیگر چون القاعده تحت رهبری بن لادن و ایمن الظواهری با سر دادن شعارهای ضد‌آمریکایی در جست‏وجوی بازگشت به جنگ‏های صلیبی و شکست کفار هستند. با این همه ایالات متحده سال‏ها تلاش کرد تا بدنه اخوان را که معتدل است، با تکیه بر دموکراسی اخوانی از خشونت و تکیه به راهکارهای خشونت‌آمیز دور نگاه دارد. تاکتیکی که توسط ترامپ و مشاورانش یعنی بن سلمان و حتی بنیامین نتانیاهو که هدفش تحت فشار قرار دادن حماس (یکی از شاخه‏های معتدل اخوان) در نوار غزه است به چالش کشیده شده است. هرچند در این میان نباید تنش‏های میان ترکیه و قطر با امریکا را از قلم انداخت، دو بازیگر حامی اخوان که هم اکنون رودرروی سیاست‏های ترامپ قرار گرفته‏اند.  
 
نگاه
سیاست خشنودسازی دیکتاتورهای خاورمیانه  
 
مکس بوت، عضو ارشد مطالعات امنیتی شورای روابط خارجی: ترامپ درگیر پارادوکس است، تصمیم‏های ضد و نقیضی که اتخاذ می‏کند گواهی برای اثبات این ادعا است. حالا گوش دادن به توصیه‏های دیکتاتورها و تعریف اخوان‌المسلمین در لیست گروه‏های تروریستی، برنامه‌هایش در حوزه ژئوپلتیک را به بن‌بست خواهد رساند. ژوئن ۲۰۱۷ پس از دیدار با ملک‌سلمان، پادشاه عربستان و دیگر رهبران ریاض از تصمیم این کشور مبنی بر تحریم قطر حمایت کرد، مساله‏ای که موجب شد تا امیرنشین قطر رابطه‏اش را با بازیگرانی چون ترکیه و ایران مستحکم‌تر کند. ماه بعد از دیدارش با پوتین در هامبورگ از تصمیم دو طرف برای ایجاد ارتش سایبری جهت حراست از داده‏ها در فضای مجازی خبر داد. این تصمیم تا سال ۲۰۱۸ که دو رهبر در هلسنیکی با یکدیگر دیدار داشتند، فراموش شد. دسامبر ۲۰۱۸ بعد از گفت‏وگو با اردوغان تصمیم گرفت نظامیانش را از خاک سوریه خارج کند تا میدان برای حملات آنکارا علیه کردهایی که زمانی متحد ایالات متحده بودند، هموار شود. ماه پیش بعد از رایزنی با عبدالفتاح السیسی و عبدالله بن زائد حمایتش از ژنرال حفتر را اعلام کرد، تصمیمی که صرفا موجب اوج‌گیری تنش‏ها در طرابلس خواهد شد. حالا نیویورک‌تایمز خبر داده که ترامپ بعد از دیدار با السیسی در کاخ سفید تصمیم گرفته نام اخوان‌المسلمین را در لیست گروه‏های تروریستی تعریف کند. این ایده بسیار نادرستی است آن هم بنا به دلایلی که همکارم اشان دارور اوایل سال ۲۰۱۷ زمانی که برای نخستین بار این موضوع مطرح شد بدان‏ها اشاره کرد. اخوان سازمانی پراکنده است که شاخه‏های وابسته بدان در سراسر خاورمیانه فعالیت می‏کنند. بسیاری از این گروه‏ها از رویکردهای مسالمت‌آمیز پیروی می‏کنند و حتی در ساختار سیاسی برخی بازیگران، کشورهایی چون اردن، تونس، مراکش و کویت مشارکت دارند. در این میان ترکیه و قطر، دو متحد واشنگتن نیز حامی این جریان‌اند. ممکن است که برخی از این گروه‏ها از سیاست‏های رادیکال پیروی کنند، اما نمی‏توان آنها را با جریان تروریستی چون القاعده در یک سطح تعریف کرد. اخوان از منظر نظری مخالف خشونت است. درست است که تعهد این جریان به دموکراسی روشن نیست، با این حال به نظر می‏رسد تلاش برای نزدیک کردن آنها به اصول دموکراسی بهتر از راندن‌شان است. خشونت بازتولید می‏شود و این تصمیم می‏تواند زمینه را برای تبدیل شدن گروه‏های معتدل اخوان به جریان‏های رادیکال هموار کند. جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار مقتول سعودی پیش از مرگ درست نوشته شده بود که «تحقق اصلاحات سیاسی و دموکراسی در کشورهای عربی بدون پذیرفتن اسلام سیاسی امکان‌پذیر نیست». طبیعتا افراد و سیاستمداران معقول می‏توانند تفاوت سیاست درست و غلط را از یکدیگر تشخیص دهند. با این حال آمریکا فاقد سیاست منسجمی است. سیاست‏های توئیتری ترامپ بیش از آنکه قابلیت اجرایی شدن داشته باشد برای خشنودی دیکتاتورهای خاورمیانه تعریف شده است. 



سازندگی

برچسب ها: جنگ سرد ، تبعات
عکس روز
خبر های روز