روز نو

به روز شده در: ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۳
کد خبر: ۳۰۸۶۶۸
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۱ - ۲۰ اسفند ۱۳۹۶
سلفی از پول های سرقتی تنها یادگارم ادزدی های میلیونی بود.
 اگر به حرف های برادرم که هم اکنون در زندان است گوش می‌کردم امروز برای هفتمین بار دستگیر نمی شدم. برادرم می‌گفت: پلیس  آن قدر مسلط است که سرقت در مشهد عاقبتی جز دستگیری ندارد اما من ...

جوان 25 ساله ای که پس از ارتکاب چندین فقره سرقت Stealing از مشتریان بانک  دستگیر شده است در حالی که از گذشته خود ابراز ندامت می کرد در تشریح ماجرای زندگی اش گفت: اولین بار در اهواز به زندان Prison رفتم. آن زمان 18 سال بیشتر نداشتم اما به خاطر این که بیشتر بستگان ما از راه سرقت زندگی خود را می گذراندند من هم پس از آزادی Freedom از زندان نتوانستم سرقت را کنار بگذارم و دوباره به کارهای خلافم در اهواز و دیگر شهرهای کشور ادامه دادم به طوری که تعداد زیادی از نزدیکانم هم اکنون در زندان هستند. سال گذشته وقتی که برادرم به همراه بستگان دیگرم برای سرقت به اینجا آمده بودند پلیس Police آن ها را دستگیر کرد که همان روز در روزنامه مطلبی درباره سرقت های آنان با عنوان «پلیس بال دزدان پروازی را شکست» چاپ شد .مدتی بعد وقتی به ملاقات برادرم رفتم مرا از سرقت کردن در این شهر منع کرد. برادرم که با رمز صحبت می کرد به من گفت: پلیس  4 نفر از اعضای خانواده ما را دستگیر کرده است و همه ما زیر ذره بین پلیس قرار داریم بنابراین هیچ وقت برای سرقت به مشهد نیایید اما گوش من به این حرف ها بدهکار نبود قبلا شش بار دستگیر شده بودم و با خودم می گفتم این بار طوری سرقت می کنم که اثری از خودم بر جای نگذارم. حدود 20 روز قبل بود که با دختری به نام سهیلا ازدواج کردم. به خاطر مخارج عروسی و پول هایی که قرض کرده بودم در وضعیت سختی قرار داشتم . این بود که با خودم گفتم «یا اقبال یا شانس» چهره ام را تغییر دادم و به پیشنهاد یکی از دوستانم از اهواز عازم مشهد شدیم. تصمیم داشتیم با همان شیوه پنچر کردن خودروها پول های مشتری های بانک ها را سرقت کنیم، بنابراین ابتدا سوئیتی را  اجاره واز ساعت سه صبح روز بعد دزدی theft از مشتری های بانک را آغاز کردیم. طی 2 روز 25 میلیون تومان پول گیرمان آمد. آن قدر خوشحال بودم که پول های دزدی را به هوا پرتاب می کردم و عکس سلفی می گرفتم اما باز هم وسوسه شدیم تا چند سرقت دیگر برای به دست آوردن پول بیشتر  انجام بدهیم و بعد به شهرهای دیگر برویم. آخرین سرقت از پیرمردی کشاورز بود که پس از گرفتن 16 میلیون تومان از بانک خارج و سوار وانت خودش شد. در همین لحظه یکی از همدستانم به او گفت: ماشین ما خراب شده اگر امکان دارد کمک کنید آن را هل بدهیم وقتی پیرمرد مشغول هل دادن پژوی ما بود ناگهان پول هایش را از داخل وانت برداشتیم و فرار Escape کردیم. هنگامی که لبخند زنان وارد مخفی گاهمان شدیم در یک لحظه کارآگاهان را پشت در دیدیم و این گونه تنها چند عکس سلفی با پول های سرقتی برایمان باقی ماند اما ای کاش ...

ركنا
برچسب ها: عروسي ، مسير كثيف
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز
خبر های روز