کد خبر: ۲۵۷۶۲۱
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
روز نو :

محمد نصیری؛نام او از لحاظ کسب افتخار به تنهایی می تواند در یک کفه ترازو قرار بگیرد.وزنه برداری که سه برابر وزن خودش آهن سرد را بالا برده است.مردی که "صابون پز خانه ی"تهران به جایی رسید که فیدل کاسترو به او لقب اسطوره کوبا را داد.به جایی رسید که حالا عکس هایش درفدراسیون کشورهای صاحب نام در دنیای وزنه برداری روی دیوار است و همه به او می گویند اعجوبه دوست داشتنی.نصیری آنقدر خاکی و با ریا است که در شرایطی که بیمار بود پاسخگوی سوالات ما شد.

چه خبر آقای نصیری؟

خبر خاصی که نیست.تازه از اهواز برگشته ایم.مسابقات جام فجر بود که همه چیز در حد عالی برگزار شد.

نظرتان درباره این میزبانی های ایران چیست؟

خوشبختانه از زمانی که آقای مرادی آمده اند اتفاقات خوبی در وزنه برداری افتاده است.همه کسانی که در وزنه برداری حضور دارند می دانند که چه تلاش هایی برای بهتر شدن شرایط شده است.

دوست دارید به 40 - 50 سال قبل برگردیم؟

چرا که نه.بروید عقب تر.

مثلا؟

17 سالگی.جایی که وارد دنیای وزنه برداری شدم.انگار همین دیروز بود.همه چیز خیلی زود شروع شد و زود هم تمام شد.من بچه محله صابون پز خانه تهران بودم.بدون تعارف محله ای فقیر نشین.17 سالگی وارد وزنه برداری شدم و 17 سال هم در وزنه برداری حضور داشتم.

محمد نصیری در کافه خبر

اصلا چطور شد که وارد دنیای وزنه برداری شدید؟

من اول ژیمناستیک کار بودم اما دوست داشتم کارهایی را انجام بدهم که با زور انجام می شود.آن زمان در محله منیره باشگاهی بود به نام کیان.یادش بخیر.خدا رحمت کند مربیان من را.خیلی برای من زحمت کشیدند.واقعا هر چه در وزنه برداری دارم و به دست آورده ام مدیون آنهاست.

افتخاراتی که شما آورده اید در کارنامه هیچ وزنه برداری دیده نمی شود.

از خودم تعریف کنم؟(با خنده).من سه مدال طلا، نقره و برنز المپيك،چهار مدال طلاي جهان، يك مدال نقره و سه مدال برنز جهان،سه مدال طلاي بازي‌هاي آسيايي و ...را دارم.هفت - هشت بار هم رکوردهای مختلف را شکسته ام.البته این را بگویم که جوانان بدانند.قبل از من خیلی ها بودند که برای این مملکت افتخار آوردند.فکر نکنند قبل از نصیری وزنه برداری چیزی نداشته است.سلماسی،نامجو و ...قبل از من زحمات زیادی برای وزنه برداری کشیده اند.

این خروس وزن بالاخره مربوط به رشته شماست یا بوکس؟

ما هم خروس وزن داریم و هم مگس وزن.ابتدا من خودم مگس وزن بودم که بنا به دلایلی مجبور شدم بیایم در خروس وزن.

اولین مسابقه ای که در آن شرکت کردید یادتان هست؟

در باشگاه که زیاد بوده.اما اولین مسابقه بین المللی در ژاپن بود.آنجا هیچ اتفاقی نیفتاد تا اینکه آمدیم تهران و در همین ورزشگاهی که زیر پل حافظ است،حیدرنیا.اگر اشتباه نکنم برای اولین بار آنجا رکورد زدم.

ممکن است از مهار وزنه 150 کیلوگرمی که سه برابر وزن خودتان بود بگویید؟

المپیک مکزیک بود.اشتباه نمی کنم.رقیبی داشتم به نام"فولدی"اسم کوچکش هم امره بود.مجارستانی بود.140 کیلیوگرم را زد.همه می گفتند تمام شد و طلا گرفت.می خواستم در تاریخ بمانم و می خواستم قهرمان شوم.درخواست دادم وزنه ها را 10 کیلو بیشتر کردند.در اين رقابت ركورد دو ضرب و مجموع جهان را شكستم و تا هجده سال ركورد دار جهان بودم.شما عکس پشتک واروی من را دیده اید؟آن عکس در همان مسابقه است.تا سال ها آرم برنامه های ورزشی جهان بود.

شما 4 بار در المپیک شرکت کرده اید درست است؟پنجمین بار هم می شد که شرکت کنید اما ظاهرا به مسائل سیاسی ربط پیدا کرد و دیگر....

این هم از اتفاقات آن زمان بود.شاید هم شانس بد من.نمی خواهم زیاد درباره آن مسائل حرف بزنم.من هر کاری که کرده ام برای بالا بردن پرچم ایران عزیزمان بوده است.همیشه به پرچم کشورم تعصب داشتم.به مردم کشورم.مردمی که اگر نباشند واقعا ورزش و قهرمانی هم اهمیتی ندارد.این مردم در زمستان و تابستان و در برف و باران پول می‌دهند تا بلیت بخرند که ما را تشویق کنند و ورزشکار نیز باید پاسخگوی محبت این ملت باشد.

مردم شما را هم خیلی دوست دارند.

محبت دارند.حالا علم خیلی پیشرفت کرده و یک جستجو کنند همه می فهمند که ورزشکاران برای آنها چه کار کرده اند.آن زمان مثل حالا نبود.پس از هر مسابقه می آمدند استقبال.فرودگاه پر می شد از آدم.هیجان انگیز بود.من که تمام قهرمانی هایم را مدیون این مردم هستم.مدیون مربیانم.به همه مردم بدهکارم.حسی که به ما می دادند قابل درک نیست.

بهترین و بدترین خاطره این همه سال وزنه زدن شما چیست؟

خاطرات خوب که زیاد دارم.تک تک مدال هایی که گرفته ام برای من خاطرات خوبی را رقم زده است.اما یکی از تلخ ترین خاطراتم که همه جا گفته ام زمانی بود که جنگ تازه تمام شده بود.رفتیم عراق برای مسابقه.آنجا من مجبور شده بودم وزن کم کنم.با هر مشکلی که بود قهرمان شدم.آن هم جلوی چشمان صدام.شما جو آن زمان را هم تصور کنید.لجشان گرفته بود و کاپ قهرمانی را به ما ندادند.چند ساعت بعد دیدیم که کاپ را انداخته بودند جلوی در اتاق.

علی مرادی و محمد نصیری

چیزی بوده که در زندگی و در دنیای ورزش به آن نرسیده باشید؟

خدا را شکر می کنم که همیشه به من عنایت داشته است.

هیچ وقت به خاطر مشکلات مالی،تبعیض ها و ...شکایت کرده اید؟

بحث این نیست.الان شرایط تغییر کرده است.زمان ما پول نبود.اسپانسر نبود.می دانید قهرمان المپیک شدم به من چه چیزی جایزه دادند؟100 دلار.اما حالا پاداش ها میلیونی و میلیاردی است.الان هر ورزشکاری می تواند تبلیغ کند.

اما شما هم تبلیغ کرده بودید.

آدامس خروس نشان؟من قهرمان خروس وزن شده بودم و آدامس خروش نشان هم عکس من را تبلیغ کرده بود.این همان یک تبلیغ بود.دیگر اجازه نمی دادند.

یک زمانی فیدل کاسترو به شما لقب اسطوره داده بود.سامسون.درست است؟

بله.سامسون یک شخصیت داستانی است که هر موقع موهایش بلند می‌شد، قدرتش نیز بیشتر می‌شد و بدون موی سر، قدرتی نداشت. در سال 1973 و در مسابقه‌های جهانی به خاطر اینکه سر وزن برسم موهایم را از ته تراشیدم و بعد در عرض 10 دقیقه 4 مدال طلا گرفتم، با هر وزنه‌ای که می‌زدم 2 تا 5 کیلوگرم رکورد دنیا را می‌شکستم. همان جا نیز فیدل کاسترو به من لقب سامسون داد و گفت، نصیری ثابت کرد که حتی اگر موی سر را کوتاه کنیم باز هم می‌شود زور آدم زیاد شود. حتی نوشته‌ی آن را دارم.

به شما هرکول هم می گویند.

لقب های زیادی به من داده اند.نمی دانم از کجا این القاب را آورده اند اما جالب است.مردم همیشه به ما لطف داشته اند.

دوست دارید ماجرای مدالی که دزد برده بود را یک بار دیگر تعریف کنید؟

30 - 40 سال پیش تمام زندگی من را دزد برد. آقایی از اصفهان در اینترنت مدال نقره المپیک 1972 مونیخ من را به قیمت 10 هزار دلار خرید. پس از آ‌ن با من تماس گرفت که اگر مدال را می‌خواهم پول را بدهم و آن را پس بگیرم. من هم پاسخ دادم که این مدال دیگر به درد من نمی خورد، زیرا افتخارات در تاریخ ثبت شده است. پولی هم ندارم که بابت آن پرداخت کنم بنا‌بر‌این نوش جانت.مرتضی سیف زاده از پیشکسوتان و‌ز‌نه‌بر‌د‌ار‌ی اصفهان با این آقا صحبت کرد مبنی بر این که نصیری پولی ندارد بابت مدال پرداخت کند، بنا‌بر‌این مردانگی کند و در یک مسابقه بین‌المللی آن را به من پس بدهد. واقعا دستش درد نکند که دل من را شاد کرد.او با مردانگی از پول خود گذشت و واقعا احساس خوشحالی همراه با گریه به من دست داد. بعد از 44 سال دوباره آیان مدال المپیک را بر گردن من انداخت.

البته آن را به موزه اهدا کردید تا دیگر دزد نبرد درست است؟

بله،این طوری خیالم راحت تر است.

نظر شما درباره مسابقات پیش روی وزنه برداری چیست.کمتر از چند ماه دیگر باید در مسابقات جهانی آمریکا شرکت کنیم.

همه چیز فراهم است و امیدوارم بچه ها مدال های خوشرنگی به دست بیاورند.

خبر فارسی
خبر فارسی
br_box2
bl_box2
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود

لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
axrooz sar soton
عکس روز
axrooz sar soton
خبر های روز